عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه بیست و هشتم:
«خطبه ای در بى وفايى دنيا و توجه به آخرت»
 
(1) پس از ستايش حضرت بارى و درود بر پيغمبر اكرم، به تحقيق دنيا پشت كرده و به مفارقت و جدایى (شما را از چيزهایى كه به آن علاقه داريد) آگاه مى‏ نمايد، و آخرت نزديك و آشكار شده است (دنيا براى هر كس در گذر است و آخرت كه به مردن تحقق پيدا می كند آمدنى است، پس به دنياى فانى نبايد دل بست و براى رفتن به جايگاه هميشگى بايستى آماده گرديد)
 
(2) آگاه باشيد امروز (مدتى كه از عمر باقى مانده بر اثر انجام كارهاى نيكو و رسيدن به اخلاق پسنديده) روز مضمار و روز مهيا شدن است (كه از لذات دنيوى بايد چشم پوشيد) و فردا (آخرت) روز پيشى گرفتن است (مضمار مدتى را گويند كه اسب ها را براى روز مسابقه و اسب دوانى تربيت می كنند به اين طريق كه مدتى بر عليق اسب مى‏ افزايند تا خوب فربه و پر زور گردد، پس از آن مدتى تدريجا آنچه بر عليق افزوده ‏اند كم می كنند تا به قرار عادى برسد و اسب از خامى بيرون آيد و براى روز مسابقه حاضر باشد) و پيشى گرفتن (برنده مسابقه) بهشت است، و پايان (عقب مانده) آتش است (هر كه در اين مدت مضمار خود را به اعمال صالحه و اخلاق پسنديده رياضت داد و تربيت نمود، فردا در آن ميدان امتحان سبقت گيرد و بهشت را بربايد، و هر كه در آن كوتاهى نمود و غفلت ورزيد فردا خوار و شرمسار گرديده در آتش داخل شود)
 
(3) پس آيا نيست کسی که پيش از رسيدن مرگش از گناه خود توبه كند؟ و آيا نيست کسی که پيش از رسيدن روز بدبختى خود براى نجات خويشتن (از عذاب الهى) چاره ‏اى نمايد؟ (كردار نيكویى بجا آورد كه در آن روز هيچ چيز باعث نجات نمى ‏شود مگر اعمال صالحه)
 
(4) آگاه باشيد، شما در ايام اميد و آرزو هستيد (به بقاى حيات و استمرار زندگانى) كه از پى آن مرگ است (كه بى‏ خبر مى‏ رسد) پس کسی که در روزهاى اميد و آرزوى خود پيش از رسيدن اجلش كار كرد (خلق را يارى و خداوند را بندگى نمود) عملش او را نفع بخشيده مرگش زيانى وارد نياورد، و كسی كه در آن ايام پيش از رسيدن اجل كوتاهى كرد (نه با بندگان يارى و نه خداوند را بندگى نمود) كارش زار است و از مرگ زيان خواهد برد (زيرا پشيمانى از تقصير در خدمت خلق و بندگى خالق در وقت مردن سودى ندارد و بدين جهت در نتيجه زيان خواهد برد (زيرا پشيمانى از تقصير در خدمت خلق و عبادت خالق بكوشيد) در وقت راحتى و ايمنى (موقعى كه دستتان مى ‏رسد) همانطور كه كار مى ‏كنيد در وقتى كه خوف و ترس بر شما مسلط می شود (چون هر وقت بشر محتاج و مضطر گردد با خلوص و علاقه تمام به جلب رضاى خالق مى‏ كوشد، لذا حضرت دستور مى‏ دهد كه در موقع خوشى و ايمنى كه كمتر يادى از خداوند مى‏ نماييد از آن غافل نباشيد كه باعث پشيمانى است)
 
(5) آگاه باشيد، من نعمتى مانند بهشت نديده ‏ام كه خواهان آن در خواب غفلت باشد، و نه عذابى را مانند آتش كه گريزان از آن در خواب بيهوشى باشد! (شگفتى از مردمانى است كه از بزرگترين نعمت ها كه بهشت باشد غافل مانده ‏اند و حال آنكه براى كوچكترين صرفه ‏اى كوشش می كنند، و از احتراز و دورى از چنين آتش به اين بزرگى بى پروا هستند در صورتی كه از ترس ضرر بسيار اندك وسيله زياد بر مى ‏انگيزند)
 
(6) آگاه باشيد هر كه از حق نفع نبرد، زيان باطل حتماً به او مى ‏رسد، و هر كه را هدايت به راه راست نياورد، ضلالت و گمراهى او را به هلاكت و بيچارگى مى‏ كشاند،
 
(7) آگاه باشيد، شما مأمور شده‏ ايد (چاره نداريد مگر) به كوچ كردن (رفتن از اين سرا به سراى باقى) و دلالت شده‏ ايد به توشه برداشتن (در قرآن كريم س 2 ى 197 مى ‏فرمايد: تزودوا فإن خير الزاد التقوى؛‏ يعنى در سفر توشه برداريد و بهترين توشه پرهيزكارى است)
 
(8) و دو چيز است ترسناك ترين چيزی كه بر شما از آن بيم دارم يكى متابعت هواى نفس (كه حقایق را پيش چشم شما مى‏ پوشاند) و ديگرى طول امل و آرزو است (كه شما را از تهيه زاد و توشه آخرت غافل گرداند) پس در دنيا تهيه توشه نمایيد چيزى را (از خدمت به خلق و بندگى خالق) كه فرداى قيامت خود را (از عذاب ابدى) به آن حفظ كنيد. (سيد رضى فرمايد:) مى‏ گويم: اگر باشد كلامى كه مردم را به زهد و بى رغبتى در دنيا و كارهاى نيكویى كه به كار آخرت آيد وادار نمايد هر آينه همين كلام حضرت است و بس كه مردم را از آمال و آرزوهایى كه علاقه فراوانى به آن دارند منصرف مى ‏نمايد، و شعله‏ هاى پند و منع از عصيان و نافرمانى از خدا و رسول را مى‏ افروزد، و شگفت سخن‏ آن حضرت اينست كه مى‏ فرمايد: ألا و إن اليوم المضمار و غدا السباق و السبقة الجنة و الغاية النار؛ زيرا در اين كلام با وجود عظمت لفظ و بزرگى معنى و با تمثيل و تشبيهى كه مطابق واقع و نفس الأمر است رازى شگفت و معنايى لطيف است كه فرموده: و السبقة الجنة و الغاية النار، پس براى اختلاف دو معنى دو جور لفظ بيان كرده يعنى لفظ السبقة را براى بهشت و لفظ الغاية را براى آتش بيان نموده و نفرموده: و السبقة النار، چنانكه فرموده: و السبقة الجنة؛ زيرا لفظ استباق و پيشى گرفتن براى امر محبوب و مقصود مطلوب مى ‏باشد كه صفت بهشت است و اين معنى در آتش موجود نيست «كه از آن آتش پناه به خدا مى‏ بريم» پس جائز نبوده كه بفرمايد: و السبقة النار، بلكه فرموده: و الغاية النار؛ زيرا غايت براى کسی که بدانجا منتهى مى‏ گردد گاهى شادى نمى ‏آورد و گاهى مسرور مى‏ گرداند پس تعبير از اين دو لفظ براى هر دو معنى صلاحيت دارد، و اين كلمه غايت در اينجا مانند كلمه مصير و مآل است كه خداوند متعال فرموده (در قرآن كريم س 14 ى 30) قل تمتعوا فإن مصيركم إلى النار؛ يعنى بگو از كارهاى ناشايسته لذت ببريد پس پايان كار شما به آتش است. و جائز نيست در اين موضع گفته شود: فإن سبقتكم إلى النار، پس در اين گفتار تأمل و انديشه كن كه باطن آن شگفت آور و ژرفى آن دور است، و بيشتر سخنان آن حضرت چنين است، و در بعضى از نسخ است كه در روايت ديگرى سبقة به ضم سين وارد شده و سبقة به ضم سين نزد عرب اسم مال يا متاعى است كه جایزه داده می شود به سبقت گيرنده وقتى كه پيشى مى‏ گيرد، و معنى سبقة به فتح و به ضم سين به هم نزديكست، زيرا سبقة به ضم سين جزاى كار امر مذموم و نكوهيده نيست، بلكه پاداش كارى است كه بر امر محبوب و پسنديده باشد.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن