عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه بیست و ششم:
«خطبه ای در وصف حال مردم جاهلى و دوران سكوت خود»
 
«قسمت اول خطبه‏»
 
(1) به تحقيق خداوند متعال فرستاد حضرت محمد صلى الله عليه و آله را در حالتى كه ترساننده بود جهانيان را از عذاب الهى و امين بود بر آنچه باو نازل مى‏ شد، و شما اى گروه عرب در آن هنگام پيرو بدترين كيش بوديد (كه شرك و بت پرستى بود) و در بدترين جايگاه (حجاز) به سر مى‏ برديد (كه قحطى و فتنه و فساد در آنجا بسيار بود) در زمين هاى سنگلاخ و ميان مارهاى پر زهرى كه از آوازها نمى‏ رميدند مانند اينكه كر بودند اقامت داشتيد،
 
(2) آب لجن سياه را مى ‏آشاميديد، و غذاى خشن (مانند آرد جو پر سبوس و آرد، هسته خرما و سوسمار) مى‏ خورديد، و خون يكديگر را مى‏ ريختيد، و از خويشاوندان دورى مى‏ كرديد (بر اثر سختى معيشت و بدى اخلاق رعايت صله رحم نمى‏ نموديد)
 
(3) بت ها در ميان شما نصب شده بود (ساخته دست خود را پرستش مى ‏نموديد) و از گناهان اجتناب و دورى نمى‏ كرديد (پس به سبب وجود مقدس حضرت رسول اكرم از آن زندگانى بد و فساد عقيده و همه گرفتاری ها نجات يافتيد و در ميان مردم دنيا به سيادت و بزرگى مشهور شديد، اكنون آيا سزاوار است كه بر خليفه به حق و جانشين آن بزرگوار ياغى شده او را نافرمانى كنيد).
 
(4) (و قسمتى از اين خطبه است كه پيشامد خود را بعد از وفات حضرت رسول اكرم به طور اجمال بيان مى ‏فرمايد: چون مخالفين خلافت را كه حق من بود غصب كردند):
 
پس (در كار خويش) انديشه كرده ديدم در آن هنگام به غير از اهل بيت خود (بنى هاشم) ياورى ندارم (و ايشان هم نمى ‏توانستند با آن همه مخالفين ستيزه كنند، لذا) راضى نشدم كه آنها كشته شوند،
 
(5) و چشمى كه خاشاك در آن رفته بود به هم نهادم و با اينكه استخوان گلويم را گرفته بود آشاميدم، و بر گرفتگى راه نفس (از بسيارى غم و اندوه) و بر چيزهاى تلخ ‏تر از طعم علقم (كه گياهى است بسيار تلخ) شكيبایى نمودم.
 
«قسمت دوم خطبه‏»
 
(6) (و قسمتى از اين خطبه است‏ كه طريقه بيعت كردن عمرو ابن عاص با معاويه را بيان مى ‏فرمايد، و مختصر اين قضيه آنكه پس از فراغت از جنگ جمل حضرت به كوفه تشريف آورد و در آنجا به معاويه نامه ‏اى نوشت و در آن از او بيعت خواست و آن را به وسيله جرير ابن عبد الله بجلى فرستاد، چون جرير وارد شام شد نامه را به معاويه داد، پس از آنكه معاويه نامه را خواند در انديشه فرو رفت و جرير را براى گرفتن پاسخ معطل نگاه ‏داشت و گروهى از مردم شام را طلبيد و راجع به خونخواهى عثمان با آنها سخن گفت، ايشان با رأى او موافقت نموده براى نصرت و ياريش خود را آماده نشان دادند، بعد از آن با برادرش عتبة ابن ابى سفيان در اين باب مشورت كرد، عتبه گفت: عمرو ابن عاص را در اين كار به كمك بطلب، زيرا تو به فتنه انگيزى و رأى و تدبير او آگاهى، پس نامه‏ اى به عمرو ابن عاص نوشت و در آن به كمالات او را بستود و به نصرت و يارى خويش و خونخواهى عثمان دعوتش نمود، عمرو در پاسخ او نوشت: نامه تو را خوانده مقصودت را فهميدم، بدان كه من حاضر نيستم از دين اسلام خارج شده به ضلالت و گمراهى و متابعت تو رو آورم و به روى على ابن ابى طالب با آن همه فضائل و منزلت و شجاعت شمشير كشم، اى معاويه تو به مردن عثمان از حكومت شام معزول گشتى و به وسيله خونخواهى از او مى‏ خواهى خلافت را براى خود به دست آورى و به اين حيله مانند منى را نمى‏ توان فريب داد كه در راه تو از دين گذشته جانبازى نمايم، معاويه چون نامه او را خواند دانست كه بدون رشوه نمى‏ توان راضی اش نمود، و مى‏ دانست كه او خواهان حكومت مصر است، وعده حكومت مصر را به او داد، عمرو هم دنيا را بر آخرت اختيار كرده به معاويه پيوست، لذا حضرت مى‏ فرمايد):
 
عمرو به معاويه بيعت نكرد تا اينكه شرط كرد ثمن و بهايى (حكومت مصر را) در مقابل آن به او بدهد، پس دست فروشنده (دين به ثمن دنيا) بركت نيابد، و عهد و پيمان خريدار (معاويه) سبب رسوايى او گردد،
 
(7) پس (اكنون كه عمرو به معاويه پيوست) براى جنگ آماده شويد و لوازم آن را فراهم كنيد كه آتش كارزار افروخته و روشنایى آن بلند شد،
 
(8) و شكيبایى را شعار خود قرار دهيد (در جنگ پايدارى كنيد و صدمات آن را متحمل شويد) كه مهمترين راه رسيدن به فتح و فيروزى و غلبه بر دشمن شكيبایى است.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن