عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ دوشنبه ۲۰ آبان
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه هجدهم:
«خطبه ای در نكوهش اختلاف علما در فتاوى»
 
(1) مسئله ‏اى از احكام دين از يكى از علماء پرسيده می شود او به رأى خود راجع به آن فتوى مى‏ دهد، همان مسئله از قاضى ديگرى سؤال می شود فتواى او برخلاف قاضى اولى است، آنگاه ايشان با حكم هاى خلاف يكديگر نزد پيشوايى كه آنها را قاضى قرار داده گرد مى ‏آيند (و از او تصديق مى‏ خواهند) قاضى القضاة رأى همه آنها را درست می داند در صورتی كه خداى ايشان يكى و پيغمبر آنها يكى و كتابشان يكى است (پس حكم يك مسئله را به اختلاف بيان كردن براى چيست و تصويب قاضى القضاة درستى همه آن اختلافات را از روى چه مبنايى است؟!)
 
(2) آيا خداوند سبحان ايشان را امر فرموده كه مخالف يكديگر (در يك مسئله) فتوى بدهند آنان هم فرمان او را پيروى كرده ‏اند؟ (بديهى است چون اختلاف سبب حيرت و سرگردانى است امر به آن از خداوند متعال شايسته نيست) يا اينكه آنان را از اختلاف نهى نموده و آنها معصيت و نافرمانى كرده ‏اند (پس صواب دانستن قاضى القضاة آراء مختلفه را و حكم كردن به درستى همه آنها بی جا است)
 
(3) يا اينكه خداى متعال دين ناقصى فرستاده و براى اتمام آن از ايشان كمك و يارى خواسته است؟ (اين نيز درست نيست، زيرا كمك خواستن خالق از مخلوق خلاف عقل است) يا اينكه خود را شريك خداوند مى‏ دانند و (بر طبق رأى خويش به هر نحوى كه بخواهند) حكم مى‏ دهند او هم راضى است؟ (اين نيز باطل است، زيرا بديهى است كه خدا را شريكى نيست)
 
(4) يا اينكه خداوند دين تامى فرستاده (و سبب اختلاف قضات آنست كه) رسول خدا صلى الله عليه و آله در تبليغ و رساندن آن كوتاهى نموده؟ و حال آنكه (چنين نيست، زيرا) خداوند متعال مى‏ فرمايد (در قرآن كريم كه به وسيله رسولش به مردم تبليغ فرموده س 6 ى 38): هيچ چيزى را در قرآن فروگذار نكرده ‏ايم (آنچه بايد بگویيم بيان نموده ‏ايم) و قال: فيه تبيان كلشى‏ء؛ يعنى و فرموده در آن هر چيزى بيان شده (اين جمله مضمون قول خداوند سبحان است كه در س 16 ى 89 مى‏ فرمايد: و يوم‏ نبعث في كل أمة شهيدا؛ يعنى قرآن را بر تو فرستاديم كه هر چيزى را بيان می كند)
 
(5) و ذكر فرموده است كه بعضى از قرآن تصديق می كند بعض ديگرش را و اختلافى در آن نيست، پس فرموده (در قرآن كريم س 4 ى 82): اين قرآن اگر از جانب غير خداوند بود (چنانكه كفار و منافقين عقيده داشتند كه از جانب خدا نيست، بلكه بشرى آن را بيان كرده) هر آينه در آن اختلاف بسيارى مى‏ يافتند (زيرا كلام بشر از جهت لفظ و معنى خالى از خلل و فساد نيست و چون در قرآن اختلافى از قبيل تناقض معنى و تفاوت نظم يافت نشده دليل بر آنست كه آن را بشر نگفته، پس از جمله اين بيانات دانسته شد كه رسول اكرم در تبليغ احكام كوتاهى نكرده و هيچ چيز سبب اختلاف قضات نيست مگر جهل و نادانى ايشان به كتاب خدا، و البته چنين اشخاص شايسته حكم دادن نيستند)
 
(6) و ظاهر قرآن كريم شگفت آور و نيكو و باطن آن ژرف و بى ‏پايان است (پس همه كس را اسرار آن به دست نيايد) و عجائب و غرائب (نكات و اسرار) آن پايانى ندارد (هر چند در تحصيل آنها كوشش شود) و تاريكى ‏ها (ى جهل و نادانى و شبهات) رفع نمى ‏گردد مگر به وسيله آن.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن