عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۶ ارديبهشت
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
خطبه سیزدهم:
«خطبه ای در نكوهش بصره و اهل آن پس از نبرد جمل»
 
(پس از پايان جنگ جمل و فتح بصره حضرت امر فرمود منادى ميان مردم نداء كند كه روز جمعه به نماز حاضر شوند، چون روز جمعه شد همه گرد آمده با آن جناب در مسجد جامع نماز خواندند، پس از آن حضرت به ديوار قبله تكيه داده ايستاد و بعد از اداى حمد و ثناى الهى و درود بر حضرت رسول و استغفار براى مؤمنين و مؤمنات فرمود):
 
(1) اى مردم شما سپاه زنى (عائشه) و پيرو حيوان زبان بسته ‏اى (شتر عائشه) بوديد، به صداى شتر برانگيخته مى‏ شديد (به دور آن جمع مى‏ گرديديد) و هنگامی كه پى كرده شد (كشته گرديد) همگى گريختيد (در جنگ جمل هودج عائشه را زره پوش و بر شترى نهاده در ميان لشگر قائم مقام علم نگاه ‏داشته به دور آن گرد آمده بودند، عائشه آنها را بر جنگ ترغيب مى ‏نمود و آنان پروانه‏ وار به دورش گشته رجز خوانده كشته مى‏ شدند، بزرگانشان فخر كنان مهار شتر را گرفته هر كدام به خاك مى‏ افتاد ديگرى جاى او را مى‏ گرفت، تا آنكه بر هودج و شتر زخم بسيار وارد آمد، حيوان زبان بسته از هول واقعه و سوزش زخم ها فرياد می كرد، ايشان بيش از پيش جمع شده دورش را مى ‏گرفتند تا سه پاى شتر قطع شد و نمى ‏افتاد، حضرت امير فرمود شيطان آن را نگاه ‏داشته شمشير بر آن بزنيد، چون شمشير زدند و به زمين افتاد مردم فرار كردند، پس كسانی كه مصالح دين و دنياى خود را در اختيار زنى نهاده از شترى پيروى كنند، مردمان پست باشند، لذا مى‏ فرمايد:)
 
(2) اخلاق و خوى شما سست و عهد و پيمان شما ناپايدار و كيش شما دورویى و آب شهر شما شور و بى‏ مزه است (براى نزديكى به دريا كه سبب بيماری هاى بسيار سوء مزاج و فساد معده و غيره گردد و بر اثر آن بلادت و كند فهمى و خستگى توليد شود)
 
(3) و هر كه در ميان شما اقامت كرده در گرو گناه خود بوده (زيرا يا از جهت همنشينى با شما مرتكب گناه شده و يا شما را از گناه باز نداشته و در هر دو صورت خود را به گناه خويش گرو داده است) و کسی که از ميان شما بيرون رفته رحمت پروردگارش را درك كرده (زيرا از كيفر گناه ميان شما ماندن رهایى يافته)
 
(4) گويا من مى‏ بينم مسجد شما را مانند سينه كشتى (كه در آب فرو رفته) خداوند متعال از بالا و پائين اين شهر عذاب فرستاده (از بالا باران و از پائين طغيان آب دريا) كه هر كه در آن بوده غرق شده است.
 
(5) و در روايت ديگر آمده (كه حضرت فرمود) به خدا سوگند شهر شما غرق خواهد شد و مسجد آن را مانند سينه كشتى مى‏ بينم (كه در آب فرو رفته) يا مانند شتر مرغى كه بر سينه خوابيده.
 
(6) و در روايت ديگر وارد شده (كه فرمود مى ‏بينم مسجد را كه در آب فرو رفته) مانند سينه مرغى در ميان دريا.
 
(و گفته ‏اند كه پس از اين واقعه، بصره دو بار غرق شد، اول در زمان خلافت القادر بالله دوم در زمان القائم بأمر الله و همه آن شهر را آب گرفت مگر كنگره ‏هاى مسجد جامع آن را كه در بلندى واقع گشته بود، و نقل شده كه در آخر اين خطبه حضرت مردم بصره را دلدارى داده فرمود مقصود من آن بود كه از اين سخنان پند گيريد و ديگر بار بر امام زمان خود قيام نكنيد).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 107: خطبه ای در پيشگويى از حوادث آينده خطبه 106: خطبه ای در يكى از ايّام صفّين خطبه 105: خطبه ای در زمينه برترى اسلام و توصيف پيامبر اكرم، آنگاه توبيخ اصحاب خطبه 104: خطبه ای در وصف پيامبر (صلى الله عليه وآله) و تهديد بنى اميّه و پند به مردم خطبه 103: خطبه ای درباره پيامبر و فضيلت خويش خطبه 102: خطبه ای در تشويق به زهد خطبه 101: خطبه ای در زمينه سختى ها خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه