عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ سه شنبه ۳۰ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
کد : 18318-21     

گزارش ساواک از دیدار با آیت الله العظمی روحانی و ...

‏وقتى يكى از فرماندهان كماندوها ناگهان وارد اطاق شد قيافه آرام و مصمم حضرت‏ آيت‏ الله ‏العظمى با آن وقار و آرامش هميشگى كه نمايانگر خصوصيات بارز و گشاد باطن يك رهبر واقعى است به كيفيتى در اين فرمانده اثر گذاشت كه بى‏ اختيار با دست‏ اداى احترام نظامى كرد و از اطاق خارج شد.

امّا در خلال روزهاى مبارزه ‏اى كه اين ملت بپا خاسته و زعامت رهبران ملى و مذهبى خود در داخل ايران آغاز كرده بودند، لحظات و فرازهاى حساسى از تاريخ ‏يك ملت وجود دارد، كه گاه در مكالمه‏ اى، گفتگویى و اشاره و برخوردى به ‏وسيع ‏ترين مفهوم و معناى سياسى خود مى‏ رسد.


در روزهایى كه صداى نعره راستين ملت ايران چنان بى‏امان از گلو برمی خاست‏ كه خواب راحت را از شاه و اربابانش و نوكران سر سپرده ‏اش به يكسان گرفت بود، حسين‏ زاده، جلاد معروف و معدوم ساواك، از سوى سپهبد مقدم معدوم، رئيس‏ ساواك، به ديدن حضرت آيت‏ الله مى‏ آيد و عنوان می كند كه «شاه واقعاً پى به اين ‏مطلب برده كه ديگر نمی تواند حكومت كند، از طرفى هم واقعاً احتياج به خواب دارد، حالا ما آمده ‏ايم از طرف شاه و مقدم به شما پيشنهادى بدهيم. آمده‏ ايم قول بدهيم كه‏ راديو و تلويزيون را تحت اختيار شما می گذاريم، حتى تعويض دولت را هم با نظر شما انجام مى‏ دهيم، ولى در ازاء، شما فقط با شخص شاه كارى نداشته باشيد. بعلاوه‏ شاه قول می دهد كه تا دو سال ديگر رسماً از سلطنت كناره ‏گيرى كنند و تا دو سال هم ‏فقط سلطنت كند و نه حكومت. در اين مورد حتى اگر براى شنيدن حرف هاى شاه شما نمی خواهيد به ملاقات شاه بيایيد او خودش به ملاقات شما خواهد آمد.»


حضرت آيت‏ الله می فرمايند: «راستش آقاى شاه و همه شما آقايان خيلى دير به ‏فكر افتاديد، حقيقت اين است كه اگر همه روحانيت هم بخواهد شاه را نگه دارد، خود روحانيت هم طرد خواهد شد».


حسين ‏زاده وقتى با لحن مصمم و قاطع حضرت آيت ‏الله روبرو مى‏ شود پيشنهاد مى‏ كند كه پس اجازه بدهيد تيمسار مقدم بيايند خدمتتان و با شما صحبت‏ كنند.


حضرت آيت‏ الله مى‏ فرمايند: «اين خانه‏ اى كه حالا تويش زندانى هستم مال‏ شماست، امّا اگر به اختيار من است كه ايشان نيايند» حسين‏ زاده مى‏ پرسد: «خوب‏ حالا اگر شما آزاد بشويد اولين كارى كه می كنيد چيست؟» حضرت آيت‏ الله با همان ‏لحن مصمم و شيوه آشتى ‏ناپذير و آرام می فرمايند: «اولين لحظه ‏اى كه آزاد شوم عليه ‏شاه صحبت خواهم كرد.»


بعدها حسين‏ زاده در گزارش خود می نويسد: «اين مرد نه قابل خريدارى است و نه اهل هيچگونه معامله سياسى».

 

در زندگى حضرت آيت‏ الله ‏العظمى فرازهاى فراوان ‏مى‏ بينيم. در هيچ شرايطى و هيچ لحظه‏ اى از عمر پر بارش در مقابل تهديد و زور پا پس نگذاشته است. بياد بياوريم روز چهارم آبان سال 1356 را، كه در سوگ حاج آقا مصطفى خمينى حضرت آيت ‏الله اعلاميه تعطيل بازار و دكاكين را به نيت مراسم‏ فاتحه خوانى برگزار می كنند. آقاى «پسنديده» به ايشان تلفنى اطلاع می دهند كه «چون ‏روز 4 آبان مصادف با روز تولد شاه است بنابراين بهتر است كه اين فاتحه خوانى و تعطيل شهر را به روز ديگرى موكول كنيد چرا كه مسلماً براى شما خالى از خطر نخواهد بود و بى‏ ترديد دستگاه حكومتى در قبال اين عمل شما عكس العمل نشان‏ خواهد داد.»


حضرت آيت ‏الله دقيقاً همان روز را روز فاتحه خوانى اعلام می كنند. شهر به ‏فرمان رهبر جليل القدرشان پاسخ مثبت می دهد و همه جا تعطيل مى‏ شود. پس از برگزارى مراسم ختم ساواك تصميم می گيرد كه واقعاً عكس العمل نشان بدهد.


حمله كماندوها به منزل حضرت آيت‏ الله شروع مى‏ شود و در و پيكر منزلشان به‏ وسيله عمال ساواك و شهربانى شكسته مى‏ شود و در اينحال قصد آن می كنند كه به ‏اندرون منزل ايشان نيز حمله كنند. امّا با اينكه در تمام مدت زندگى حضرت‏ آيت‏ الله ‏العظمى به اطرافيان و نزديكانشان تأكيد فرموده بودند كه از حمله و واكنش هاى ‏عمال ظلم هراسى به دل راه ندهند مع هذا براى جلوگيرى از حمله به اندرون منزل‏ ايشان چند نفر از نزديكان حضرتشان به افسران كماندوها تفهيم می كنند كه انجام‏ چنين حركتى می تواند به يك فاجعه تبديل شود و مسلماً واكنش مردم نسبت به اين‏ بى‏ حرمتى ابعاد وسيعى خواهد داشت.


يكى از ياران ايشان در اشاره به آن روز می گويند: «در تمام مدتى كه كماندوها در و پنجره خانه حضرت آيت‏ الله را خرد می كردند و يا به نوع وحشيانه‏ اى بر پيروان و مريدان و مراجعين هر روزه ايشان حمله مى‏ بردند، حضرت آيت‏ الله بى‏ هيچ دغدغه و هراس خاطرى در اطاق كوچكى كه در حد فاصل بيرونى و اندورنى قرار دارد نشسته‏ بودند و همچنان مريدان و نزديكانشان را به خونسردى دعوت می كردند. با اين همه ‏وقتى يكى از فرماندهان كماندوها ناگهان وارد اطاق شد قيافه آرام و مصمم حضرت‏ آيت ‏الله ‏العظمى با آن وقار و آرامش هميشگى كه نمايانگر خصوصيات بارز و گشاد باطن يك رهبر واقعى است به كيفيتى در اين فرمانده اثر گذاشت كه بى‏ اختيار با دست‏ اداى احترام نظامى كرد و از اطاق خارج شد.»

موارد مرتبط متن اعلاميه حضرت آيت ‏الله العظمی روحانى (دام ظله العالى) در پی حمله به مدرسه فیضیه (سال 42) بیانات تاریخی آیت الله روحانی درباره لایحه کاپیتولاسیون
نظر شما :
captcha