عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۶ تير
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
کد : 18325-125     

«ط»

طبخ: پختن
طفل مُميز: بچه اى كه خوب و بد را از يكديگر تشخيص مى دهد.
طلاق: گسستن پيمان زناشويى; رهايى
طلاق بائن: طلاقى است كه بعد از آن مرد حق رجوع به همسرش را ندارد مگر اين كه وى را مجدداً عقد نمايد.
طلاق خُلع: طلاقى است كه زن علاقه و تمايلى به شوهرش ندارد، مهر يا مال ديگرى (غير از مَهر) را به مرد مى دهد تا طلاق گيرد.
طلاق رجعى: طلاقى است كه مرد مى تواند در عده طلاق به همسرش رجوع كند.
طلاق مُبارات: طلاقى است كه زن و مرد هيچ تمايلى و علاقه اى به هم ندارند و زن مقدارى مال به مرد مى دهد تا طلاق صورت پذيرد.
طواف: گرد چيزى گشتن; دور زدن; و در شرع عبارت است از 7 دور طبق شرايط خاص دور كعبه چرخيدن.
طواف نساء: آخرين طواف حج و عمره مفرده كه ترك آن باعث حرام بودن همبسترى طواف كننده با همسرش مى شود.
طوق: گردن بند; آنچه به گردن بياويزند.
طُمأنينه: آرامش 
طهارت: پاكى; نظافت; حالتى است كه در نتيجه وضو، غسل، تيمم و تيمم بدل از غسل و وضو در انسان حاصل مى شود.
طهارت ظاهرى: تا انسان علم و يقين به نجاست چيزى نداشته باشد، آن شىء طاهر و پاك است.

موارد مرتبط «آ» «ب» «ت» «ث» «ج» «ح» «خ» «د» «ذ» «ر»
نظر شما :
captcha