عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ يکشنبه ۲۴ شهريور
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
کد : 18325-122     

«غ»

غائط: مدفوع
غرض عقلانى: هدف عقلانى; هدفى كه از نظر عقلا قابل قبول باشد.
غُساله: آبى كه پس از شستن چيزى با فشار يا خود به خود از آن مى چكد و جدا مى شود.
غُسل: شستشو; شستن تمام بدن با كيفيت مخصوص.
غسل ارتماسى: به نيت غسل، يك مرتبه در آب فرو رفتن
غسل ترتيبى: به نيت غسل، اول سر و گردن، بعد طرف راست، بعد طرف چپ را شستن.
غسل واجب: غسلى كه انجام دادن آن الزامى مى باشد و آنها عبارتند از: 1ـ غسل جنابت 2ـ غسل حيض 3ـ غسل نفاس 4ـ غسل استحاضه 5ـ غسل مس ميت 6ـ غسل ميت 7ـ غسلى كه بواسطه قسم يا نذر واجب شده باشد.
غسل مستحب: غسلى كه در ايام خاص يا عبادات يا زيارات يا شب هاى خاص مى توان انجام داد; مثل غسل زيارت، غسل جمعه، غسل توبه.
غسل جبيره: غسلى كه اگر در اندام انسان جبيره باشد صورت مى گيرد و بايد به صورت غسل ترتيبى باشد.
غِش: تقلب; خيانت; ترديد.
غِش در معامله: اگر كسى جنس مرغوب را با جنس نامرغوب مخلوط كند و بدون اطلاع مشترى، آنها را به او بفروشد.

موارد مرتبط «آ» «ب» «ت» «ث» «ج» «ح» «خ» «د» «ذ» «ر»
نظر شما :
captcha