عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۹ جمعه ۳۰ خرداد
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
کد : 18323-1191     

شبهه‏ افكنى ‏هاى دشمنان اسلام در ميان شيعيان‏

استفتاء:

دشمنان اسلام در كشورهاى كم و بيش شيعه نشين، شبهه افكنى‏ هاى گسترده ‏اى را به ويژه عليه مسأله عاشورا و امام حسين‏ عليه السلام به راه انداخته ‏اند تا از اين طريق فضايل امام حسين ‏عليه السلام و خاندان ايشان را در محافل شيعيان، زير سؤال ببرند. در ذيل به برخى از شبهه افكنى‏ هاى مذكور اشاره مى ‏رود:

1- سخن گفتن سر امام حسين‏ عليه السلام، امكان‏پذير نيست، چرا كه سخن گفتن سرِ بريده، معجزه بوده و معجزه تنها و تنها مخصوص پيامبران‏ عليهم السلام است.

2- حديث «ظرف شيشه‏ اى ام سلمه»، (1) پذيرفتنى نيست.

3- توانايى برخى اصحاب امام حسين‏ عليه السلام در قتل تعداد زيادى از دشمنان، محلّ ترديد و انكار است.

4- چرا ابوالفضل العباس هنگامى كه خود را به آب رساند از نوشيدن آن خوددارى نمود و حال آنكه در صورت نوشيدن آب، بهتر مى‏ توانست به نبرد با دشمن بپردازد؟!

5- گريه كردن براى امام حسين ‏عليه السلام، عملى غير اسلامى و دور از تمدّن است.

6- اصحاب امام حسين‏ عليه السلام در مقايسه با برخى مؤمنان در دوره‏ هاى بعد، از ارزش و جايگاه كمترى برخوردار هستند. «اين در حالى است كه امام حسين‏ عليه السلام درباره اصحاب خود مى‏ فرمايد: اصحابى وفادارتر و بهتر از اصحاب من، وجود ندارد».

7- كار به جايى رسيده است كه شبهه ‏افكنان، آگاهى امام حسين‏ عليه السلام نسبت به شهادت در روز عاشورا را زير سؤال مى ‏برند و علم ايشان به بسيارى از مسائل و رويدادها را انكار مى‏ كنند.

ديدگاه جنابعالى در مورد سخنان مذكور چيست؟ در برابر اين سخنان و مبلّغان آن چه بايد كرد؟ و چگونه مى‏ توان پاسخ اين مسائل را براى عامّه مردم بيان نمود؟ خواهشمندم در صورت امكان، تك تك شبهات فوق را به تفصيل پاسخ گوييد.

جواب:

باسمه جلت اسمائه؛ در مورد انكار سخن گفتن سر مبارك امام حسين‏ عليه السلام و محال بودن اين امر در مورد ائمه‏ عليهم السلام بايد گفت: 

ائمه‏ عليهم السلام از ولايت تكوينى بهره مى ‏برند و بر اساس اين ولايت، اختيار امور جهان در دستان آنان قرار دارد به گونه‏ اى كه مى‏ توانند به دلخواه خود در امور جهان، تصرّف نموده، برخى امور را ايجاد و برخى ديگر را از ميان بردارند؛ برخوردارى ائمه‏ عليهم السلام از ولايت تكوينى، مسلّم و قطعى است و در اثبات آن همين بس كه قرآن كريم، برخوردارى از ولايت تكوينى را به افرادى نسبت مى‏ دهد كه در جايگاهى پايين ‏تر از ائمه‏ عليهم السلام قرار دارند، به آيات ذيل دقت كنيد:

«قالَ الَّذِى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ»، (2) 

«فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِى بأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ * وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ * وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِى الْأَصْفادِ»، (3) 

«أَنِّى أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى بإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِى بُيُوتِكُمْ»، (4)

در اين ميان آيات ديگرى نيز وجود دارد كه ولايت تصرّف در جهان طبيعت را براى برخى افراد، مورد تأييد قرار مى ‏دهد.

حال كه قرآن كريم، داشتن ولايت تكوينى را براى افراد فوق، به اثبات مى‏ رساند، رسول خدا صلى الله عليه وآله و جانشين ايشان نيز - كه به تصريح قرآن (سوره رعد/43) از علم كتاب برخوردار است - به طريق اولى‏ از اين ولايت، بهره مى ‏برند. 

روايات متواترى وجود دارد كه معجزات و كرامات معصومين‏ عليهم السلام را به اثبات مى ‏رساند و از جمله آنها مى‏ توان به تصرّف ولايى در تصوير شير و تبديل شدن آن به يك شير درنده واقعى اشاره نمود. 

ما بى‏ هيچ تأويل و تفسيرى، اين روايات را مى ‏پذيريم چرا كه معصومين ‏عليهم السلام حتّى پس از رحلت نيز كراماتى همچون درمان بيمارى‏ هاى لاعلاج، رفع دشوارى‏ ها و... را به مَنَصّه ظهور گذاشته‏ اند. مگر نه اين است كه روح صدّيقه كبرى پس از غسل و كفن به بدن ايشان بازگشت و حسن و حسين ‏عليهما السلام را در آغوش گرفت؟

ممكن است منكرانِ سخن گفتن سر مبارك امام حسين‏ عليه السلام، عدم وجود دليل را علّت انكار آن قلمداد كنند كه در اين‏ صورت بايد سرى به كتابهاى تاريخى بزنند و روايات فراوان مربوط به حادثه مذكور را مطالعه نمايند. (كه مسلّمات تاريخ را نمى ‏توان انكار كرد).

به اين ترتيب مشخص مى ‏شود كه انكار حديث «ظرف شيشه‏ اى ام سلمه» توجيهى ندارد زيرا اين حديث، تصرّف پيامبر عليهم السلام در طبيعت را خاطر نشان مى‏ سازد و به همان دلايلى كه در مورد سخن گفتن سر مبارك امام حسين‏ عليه السلام، عرض شد نمى ‏توان رخداد آن را انكار كرد.

در مورد آب نخوردن حضرت عباس‏ عليه السلام كه به عنوان ايراد مطرح شده است بايد گفت: تأمّل در چگونگى شهادت ايشان، خود به خود پاسخى روشن به اين ايراد است كه؛ آب خوردن، توانايى ايشان را براى ادامه نبرد، افزون مى‏ كرد! (5)

شگفت‏ آورترين ايراد مذكور در سؤال شما، اين است كه گريه كردن براى امام حسين‏ عليه السلام، عملى غير اسلامى و دور از تمدن محسوب مى ‏شود و اين در حالى است كه روايات متواتر، گريه كردن براى امام حسين‏ عليه السلام را مورد تشويق قرار داده‏ اند.

من پيش از اين، ايراد مربوط به عدم آگاهى امام حسين‏ عليه السلام از بسيارى امور و حوادث، از جمله شهادت در سرزمين كربلا را پاسخ گفته‏ ام و اكنون برخى جوانب آن را بازگو مى ‏كنم:

1- علم معصومين ناشى از شدّت ارتباط آنها با مبدأ وجود بوده و از علم و اراده خداوند، سرچشمه مى‏ گيرد چرا كه معصومين ‏عليهم السلام، جايگاه علم خداوند هستند، علم آنها از علم خداوند و تابع اراده اوست و تنها و تنها چيزى را مى‏ خواهند كه خداوند بخواهد، آنها با وجود اين علم، اراده‏ اى جز اراده خداوند متعال ندارند و اراده خداوند، بر اراده آنان مسلّط است. 

امام حسين‏ عليه السلام در اشاره به اين حقيقت مى‏ فرمايد: «رضايت خداوند، رضايت ما اهل بيت است»، (6) به اين معنا كه من از شهادت و پاره پاره شدن بدنم آگاهى دارم امّا عازم كربلا مى‏ شوم زيرا اين كار، رضايت خدا را در پى دارد و رضايت خداوند، رضايت ماست. 

برخى به امام حسين ‏عليه السلام اعتراض نموده و او را از ادامه حركت بر حذر داشتند كه امام در پاسخ به آنان، حقيقت مذكور را مورد تأكيد قرار داد و فرمود: «خداوند مى‏ خواهد كشته شدن مرا ببيند» (7).

2- خداوند متعال به علم خود عمل نمى‏ كند (8) چرا كه در غير اين صورت - به تصريح روايات - هيچ پيامبرى را مبعوث نمى‏ كرد، كتابى نمى ‏فرستاد و به ارائه استدلال براى بندگان خود نمى‏ پرداخت؛ از همين رو معصومين ‏عليهم السلام هم كه پرتو علم خود را از علم خداوند، اقتباس نموده‏ اند، به علم خود عمل نمى‏ كنند.

(و مثل مردم عادى يا اخبار ظاهرى كه مى‏ شنوند تكليف خود را مشخص مى‏ كنند چون علوم باطنى در بسيارى از موارد تكليف، نمى‏ آورد).

----------------------------------------------------------

1) قارورة أمّ سلمة.

2) «كسى كه نزد او دانشى از كتاب (الهى) بود گفت: من آن را پيش از آنكه چشم خود را بر هم زنى برايت مى‏ آورم»، سوره نمل بخشى از آيه 40.

3) پس باد را در اختيار او قرار داديم كه هرجا مى‏ خواست به فرمان او آرام حركت مى‏ كرد و به زير فرمان او در آورديم. همه بنّاها و غواصانِ ديو را، و گروه كثيرى از ديوها را در غل و زنجير به زير فرمان او كشيديم. (سوره ص آيات 36 الى 38)

4) «من از گِل براى شما [چيزى‏] به شكل پرنده مى‏ سازم آنگاه در آن مى‏ دمم، پس به اذن خدا پرنده‏ اى مى‏ شود و به اذن خدا نابيناى مادرزاد و پيس را بهبود مى‏ بخشم و مردگان را زنده مى‏ گردانم و شما را از آنچه مى‏ خوريد و در خانه‏ هايتان ذخيره مى ‏كنيد خبر مى‏ دهم»؛ سوره آل عمران، بخشى از آيه 49.

5) قبلا به این ایراد پاسخ داده شده است می توانید برای مشاهده آن به اين لینک http://www.rohani.ir/istefta-1161.htm مراجعه کنید.

6) «رضى الله رضانا أهل البيت»

7) «شاء الله أن يرانى قتيلا»

8) چون خداوند مى ‏دانست چه خواهد شد بدون امتحان بايد عذاب مى‏ كرد يا ثواب مى ‏داد اما به علم خود عمل نمى ‏كند و فرصت امتحان به مخلوقات مى‏ دهد تا بر خودشان نيز ثابت شود آنچه خدا مى‏ دانست به چه علّت درست بود.

موارد مرتبط تفاوت موجود ميان دو واژه «اجسام» و «اجساد» ايجاد شبهه در زيارت عاشورا توسط برخى طلبه ‏ها لعن‏ هاى زيارت عاشورا در اصل زيارت‏ مشروعيت دسته‏ هاى عزادارى در روز وفات ام البنين‏ دسته‏ هاى عزادارى در سالروز وفات ام البنين‏ قيام امام حسين ‏عليه السلام سبب بقا و پايدارى دين اسلام اعطاى كرامت‏ هاى بى‏ نظير به امام حسين‏ عليه السلام‏ روايات صحيح در خاك‏ سپارى سرهاى شهداى كربلا تقاضاى امام حسين‏ عليه السلام از دشمنان‏ شهادت امام حسين‏ عليه السلام توسط شيعيان عراق؟
نظر شما :
captcha