عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۶ تير
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
کد : 18318-27     

مقدمه

صداى نخستين، صدایى از سلاله پاكان بود. و امتداد پژواكش در گستره تاريخ ‏ملتى بپاخاسته بياد ماندنى است. و ايمانش به حقيقت، ايمانى به آغاز فصلى پاك در حركت توفنده ملتى بود كه شكفتن را نويد مى ‏داد.

صدای نخستين، صدایى از سلاله پاكان بود. و امتداد پژواكش در گستره تاريخ ‏ملتى بپاخاسته بياد ماندنى است. و ايمانش به حقيقت، ايمانى به آغاز فصلى پاك در حركت توفنده ملتى بود كه شكفتن را نويد مى‏ داد. صداى او، اين رساترين صداى‏ تاريخ ايران، در راستاى حركت به پاخاستگان، صداى ايمان بود. صداى ايمان ‏اسيرانى بود كه اينك زنجير ستمى كه طى قرون بر دست و پايشان بسته بودند مى‏ گسست و فرو مى ‏ريخت. و به شهادت تاريخ صداى او صداى نخستين و فرمان‏ حركت به سوى واژگونى كاخ هاى ستم قرون و اعصار بود. صداى او فرمان تاريخ بود و بيدارى ملتى را نويد مى‏ داد كه راه پيروزى نسل هاى آينده را نيز هموار مى كردند. چونان كه اينك نيز نه حركت باز ايستاده و نه صداى مردى مردستان خاموش.

 

هم اينكه همراه ماست و در رهگذر مبارزه ‏اى كه به فرمان تاريخ و خداوند، بايد تا انتهاى راه ادامه يابد يار و ياورمان. چرا كه صداى حق خاموش شدنى نيست و در باورمان است كه «در انتهاى راه رهایى است»  و اين جمله‏ اى از حضرت‏ آيت ‏الله ‏العظمى سيد محمد صادق روحانى، رهبرى كه با خداوند ميثاق بسته است كه باز هم‏صداى رساى ملت و مليتى باشد كه نه خاموش خواهد شد و نه فراموش.


سخن گفتن از زندگانى پاك و سراسر مبارزه حضرت آيت ‏الله ‏العظمى روحانى ‏كار آسانى نيست. اگر قرار بود به سياق تذكره و تاريخ نويسان مزدور زمانه به مدح و منقبت اين رهبر بزرگ مذهبى، كه عشقى مالامال حقيقت و صداقت به اين سرزمين ‏تاريخى دارند، بپردازيم سخن كوتاه بود و روال كارمان آسان. مى ‏توانستيم از او بتى ‏بسازيم چونان بت هاى ديگر و بت‏ پرستان فريب خورده ‏اى باشيم چونان‏ خودباختگانى كه مى ‏بينيم و مى‏ شناسيم و هستند. او يك بت شكن راستين است و ابراهيم دوران تلخ و سياهى كه از ديرباز معماران نادان بتخانه‏ ها بر ايمان ساخته‏ اند. رهبر راستينى است كه صداقت و صراحت بر سيطره كفر و نادانى تاخته است. نه مدحى در كار است و نه منقبتى. باور كنيم ايمان را، باور كنيم حقيقت را و باور كنيم كه او هرگز از ياد ما، تاريخ ما، و قوميت‏ استوار ملتى كه از تنگناهاى تاريك تاريخ به سلامت رهيده است و خواهد رهيد، غافل نبوده است.


هم اكنون بولتن ويژه ساواك دوران شاه روبروى ماست. رئيس سازمان ‏اطلاعات دوران انقلاب نسخه ‏اى از گزارش اداره ساواك قم را براى يكى از پيروان‏ ايشان روانه مى ‏كنند. شايد بر حسب نوعى طبقه‏ بندى گزارشگرانه بايد اين نسخه را در بخش ديگرى از اين زندگينامه مى گذاشتيم، امّا، پيش از آنكه به تصوير روشن‏ ترى‏ از ايشان بپردازيم شايد اين گزارش بتواند آينه كوچكى باشد براى آنان كه تبيين‏ قوميت تاريخى و مذهب راستين تشيع را باور دارند.

 

سازمان اطلاعات و امنيت كشور «ساواك» در اين بولتن ويژه طى شماره 3687/312 چنين گزارش مى دهد: «برابر سوابق موجود، سيد محمد صادق روحانى از جمله آيات مقيم شهرستان قم مى باشد، كه از سال 2520 در صف روحانيون مخالف ‏دولت قرار گرفته و از آن به بعد فعاليت داشته و دارد از يكسال قبل به بعد، مشار اليه با گردانندگان فعال جبهه به اصطلاح ملى نيز تماس برقرار كرده و با توصيه و تحريك ‏عناصر به اصطلاح ملى اعلاميه‏ هایى عليه دولت منتشر نموده است. سيد محمد صادق‏ روحانى از جمله اولين كسانى بوده كه عليه مقاله «استعمار سرخ و سياه» مندرج در روزنامه اطلاعات مورخه 1336/10/17 عكس ‏العمل نشان داده و متعاقباً ابتكار عمل در كشانيدن روحانيون را به فعاليت هاى ضد دولتى در دست گرفته است پس از آن در تاريخ 19 و 1337/2/20 وقايعى در قم رخ داد، تصميم گرفته كه چند تن از محركين‏ اصلى از جمله نامبرده بالا از اين شهر تبعيد شوند. مراتب طى گزارشى به استحضار رسيد، مقرر فرمودند از آيات درجه اول در مورد تبعيد روحانى سؤال شود. در اجراى امر اقدام گرديد».

 

از رهگذر اين گزارش كاملاً سرى و محرمانه است كه چهره مبارز و آشتى ‏ناپذير حضرت آيت‏ الله را مى‏ بينيم كه چگونه بى ‏هراس، رهبرى مبارزات‏ را مستقيماً در داخل كشور بدست مى ‏گيرند.

 

در اين مورد باز هم بخش ديگرى از اين گزارش سرى را باز می گویيم: «به ‏استحضار رسيد كه در صورت تصويب در قم بماند و با مراقبت مأمورين شهربانى و قطع خط تلفن منزل نامبرده، تماس و ارتباط او با خارج از خانه ‏اش قطع گرديده و ‏ادامه‏ محدوديت و ممنوعيت جهت مشاراليه در شهر قم سبب شد كه وى قادر نباشد در رخداد اخير دست به تحريكات بزند و روى ديگر آيات اعمال فشار نمايد».

 

دستگاه ‏هاى امنيتى همواره در صدد هستند تا كلاس درس حضرت آيت ‏الله را نيز تعطيل نمايند. به ياد مى ‏آوريم كه بعدها حتى هنگامى كه درب مدرسه فيضيه ‏به وسيله ايشان گشوده مى‏ شود، تقريباً همه مراجع تقليد، و حتى خود اداره ساواك، براى ايشان پيغام مى فرستند كه به مدرسه نروند چرا كه برايشان خطرناك است. ساواك قم رسماً به اطلاع حضرت آيت‏ الله مى ‏رساند «اگر به مدرسه برود دستور زدن‏ داريم» امّا حضرت آيت ‏الله به راننده دستور مى‏ دهند كه «از جلوى كماندوها برو تا عكس ‏العملشان را ببينيم» و واكنش كماندوها جز اين نيست كه بى ‏اختيار اداى احترام ‏مى ‏كنند، اين اشاره در آغاز اين جزوه تنها به نيت شناخت بيشتر بزرگ‏ مردى است كه ‏صلابت راستين و شكوه ايمانش يادآور مجاهدين صدر اسلام و قهرمانانى چون ‏ابومسلم خراسانى است.


امّا اشاره به گزارش سرى ساواك در آغاز اين جزوه و پيش از آنكه به تاريخ ‏زندگانى و نقش رهبرى حضرت آيت‏ الله روحانى بپردازيم بيشتر از آن بابت بود كه ‏مشخص گردد «چه كسى مرد هنگامه‏ ها و درگيری هاى سخت است» و چه كسى صداى ‏نخستين ايمان و حقيقت بوده است.

 

منبع: کتاب میعاد با خورشید، کاری از انتشارات جبهه متحد ملى ايران - چاپ: شهريور 1364 هجری شمسی

نظر شما :
captcha