عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۶ سه شنبه ۲۳ خرداد
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
کد : 18328-180     

متن پاسخ به نامه دانشجويان درباره نقش علما در برابر استعمار

تاريخ: 23/1/1352

بسمه تعالى و اليه المشتكى
خدمت دانشجويان مسلمان مقيم خارج از كشور حفظهم الله تعالى و ايدهم
پس از ابلاغ سلام و تحيات وافره،
رنجنامه شما كه كاشف از احساسات پرشور مذهبى شما جوانان عزيز مسلمان بود، ملاحظه شد و موجب اميدوارى بيشتر گرديد.
بدون شك حس مسئوليت و تعهد آگاهانه و كوشش جوانان در دفاع از حريم مقدس اسلام و قرآن از بدو پيدايش اسلام تا به امروز، پشتوانه نيرومندى براى پيشرفت و نگهبانى اسلام بوده و هست و ما اميدواريم كه اين حس و تعهد و كوشش، همچنان در همه جوانان مسلمان باقى بماند و با مرور زمان و تصدى مناصب از بين نرود.
نكته اى را كه حتماً آقايان توجه دارند اين است كه در هر سرزمين اسلامى كه استعمار يا ايادى و عمال آن توانسته اند بين نسل جوان و رهبران اسلام، جدايى ايجاد كنند، توانسته كه نه تنها از هر گونه پيشرفت در هر زمينه اى جلوگيرى نمايند، بلكه در سركوبى اسلام و مسلمين هم توفيق يابند. روى همين اصل، استعمار غرب و عمال مرتجع آنها هميشه در صدد ايجاد نفاق و جدايى بين اين دو جناح نيرومند ضد ظلم و ستم بوده اند. ولى مايه خوشوقتى است كه در سال هاى اخير بين رهبران اسلام و نسل جوان تفاهم برقرار شده و ثمر آن را همه به رأى العين ديدند. اما ايادى ارتجاع و استعمار با تمام قوا كوشيده اند كه از اين ائتلاف و تفاهم جلوگيرى كنند و بايد هوشيار بود و توطئه ها و دسيسه هاى خائنانه را در اين زمينه نقش بر آب نمود. 
                                                               ***
در رنجنامه آقايان كه به دست من رسيد، مطالبى درج شده بود كه براى روشن شدن حقيقت، توضيحات ضرور به نظر مى رسد :
1 ـ اكثريت علماى تشيع در برابر استعمار و خودكامگى و بدعت ها به شهادت تاريخ هيچ وقت سكوت ننموده اند و وظايف خود را تا آنجا كه قدرت داشته اند، انجام داده اند؛ مثلاً در يك قرن اخير از زمان مرحوم آيت الله ميرزاى شيرازى (و تحريم تنباكو براى جلوگيرى از تسلط اقتصادى استعمارگران بيگانه) و از دوران مبارزات عالم مجاهد، مرحوم سيد جمال الدين اسدآبادى بر ضد استبداد سلاطين قاجار تاكنون، علماى شيعه در ايران، عراق و هندوستان هميشه پيشرو مبارزات و پرچمدارى انقلابات بوده اند، و در عصر ما نيز با وجود، همه گونه فشار و تبعيد و زندان و حتى اعدام، علماى اسلام وظايف خود را در بسيج مردم و بيدار كردن آنان براى مقابله با ظلم و ستم و تسلط اجانب بر بلاد اسلامى پيوسته كوشا بوده و در اين راه از هيچ گونه فداكارى دريغ نورزيدند، كه شاهد آن صدها بيانيه و سخنان آنان در مراحل مختلف مبارزات اسلامى ملل مسلمان است.
تبعيد، زندان و مراقبت دائمى، هرگز موجب آن نشده كه علماى واقعى در مقابل بدعت ها اعتراض نكنند و يا در برابر ظلم و ستم سكوت كنند و اگر چند نفرى در كسوت روحانى در كنار ستمگران قرار گرفته اند خود جزو آنان بوده اند و كوچكترين پيوندى با علماى واقعى اسلامى و حوزه علميه در قم و نجف و مشهد و غيره نداشته اند و ندارند.
2 ـ در مورد دخالت اوقاف در امور حوزه هاى علميه و مساجد تذكراتى داده بوديد. لازم است يادآور شويم كه نقشه اين توطئه ها از سال هاى پيش آماده شده ولى پياده شدن آن امرى محال است. از همان روزهاى نخست، علماى بزرگ و مراجع تقليد، صدای اعتراض انعطاف ناپذير خود را نسبت به هر گونه دخالت هر دستگاه دولتى در امور روحانى بلند كرده و كوچك ترين مداخله اى را نپذيرفته اند و نخواهند پذيرفت.
مسأله استقلال روحانيت در شيعه چيزى نيست كه اداره اوقاف يا چند نفر بتوانند آن را از بين ببرند. نگرانى آقايان گرچه به جاست ولى بايد مطمئن باشند كه روحانيت شيعه در هر نقطه اى از جهان يا بايد مستقل باشد يا وجود خارجى نداشته باشد.
بيانيه ها، اقدامات، سخنرانى هاى مراجع در تصرفات اخير اداره اوقاف گواه صادق مدعاست و شايد آقايان به علت دورى از چگونگى آن آگاه نشده اند.
3 ـ در مسأله هجوم به مقام ولايت كه سرمنشأ استقلال تشيع و علماى شيعه است، علماى واقعى بدون آنكه شخص يا فرد واحدى را در نظر بگيرند به حكم وظيفه اى كه در قبال مقام ولايت دارند حقايقى را بيان نموده اند و اين به عنوان نگهبانى از مذهب تشيع و استقلال شيعه در داخل كليت اسلامى است و همان طور كه در نامه آقايان هم آمده است «اذا ظهرت البدع فى امتى فعلى العالم ان يظهر علمه والا فعليه لعنه الله» و البته اين بدعت در هر زمينه اى كه باشد فرق نمى كند و بايد حقايق اظهار شود و بدون شك هم نبايد اجازه داد كه دشمنان از اين فرصت سوء استفاده كنند.
4 ـ ظاهراً لحن گله و اعتراض يادآورى و تذكار آقايان كمى تند بود و بهانه به دست دشمنان مى دهد كه فاصله بين علما و مراجع و نسل جوان را بيشتر سازد ... و مايه تأسف است كه جوانان مسلمان و آگاه و دلسوز متدين با اين لحن اعتراض نمايند. (مانند جمله زمامدارى نابكارانه)
بطور خلاصه و اجمال بايد گفت كه علماى شيعه در سخت ترين شرايط هرگز تسليم زور و زر نشده اند و نخواهند شد و توجه به تاريخ معاصر بلاد اسلامى و ملاحظه قراردادهاى ننگين و ضدملى و عكس العمل علماى واقعى در برابر آنها اين حقيقت را به خوبى به شما ثابت خواهد كرد.
شما براى نمونه هم كه شده هيچ وقت و در هيچ دوره اى يك قرارداد استعمارى را نخواهد ديد كه در پاى آن امضاى يك عالم و روحانى شيعى به چشم بخورد، اما بعضى از تحصيل كرده ها و از فرنگ برگشته ها آن چنان در اين مسائل تركتازى كرده و آلت فعل شده اند كه خود بعدها شرمسارى و آلت فعل بودن خود را اعلام داشته اند. گفتنى زياد است اميد كه در فرصت مناسبى باز مطالبى بيان شود.
در پايان مزيد توفيقات آقايان دانشجويان را در شناخت اسلام واقعى و همچنين در انجام وظايف اسلامى از خداوند متعال خواستاريم. والسلام علیکم اولا و اخرا.
سيد محمدصادق حسينى روحانى
8/ربيع الاول/93 هجرى قم
موارد مرتبط اعلامیه درباره قانون شکنی های رژیم شاه و حمله به مدرسه فیضیه اعلاميه ای درباره فاجعه 19 دى قم اعلاميه ای درباره سالگرد فاجعه كشف حجاب و كشتار 19 دى راهپيمايان در قم اعلاميه ای درباره چهلمين روز شهداى مدرسه فيضيه در سال 1341 نامه اى درباره تصويب نامه انجمن هاى ايالتى و ولايتى اعلاميه اى درباره 15 خرداد 1342 اعلاميه درباره جنايات رژيم شاه و اعلام لغو مراسم عيد نوروز 1357 اعلاميه درباره تصويبنامه تساوی حقوق زن و مرد در دولت شاه اعلاميه اى درباره جنايات رژيم شاه و اعلام عزاى عمومى در 19 اردیبهشت 1357
نظر شما :
captcha