عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۹ شنبه ۳ آبان
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
کد : 18323-1905     

معناى تحريف و انواع آن

استفتاء:

آيا در قرآن كريم تحريفى شده است؟ و پاسخ قائلين به تحريف چيست؟

جواب:

باسمه جلت اسمائه؛ تحريف معانى مختلفى دارد :

معناى اول: انتقال دادن شىء از جايگاهش و تغيير دادن و تبديل كردن آن به چيز ديگرى. در بين مسلمانان در مورد واقع شدن چنين تحريفى در قرآن اختلافى نيست بدين ترتيب كه هر كس كه قرآن را به دور از حقيقت خود قرآن و بر اساس رأى و نظر شخصى ‌اش معنى و تغيير نمايد پس قرآن را تحريف نموده است. كارى كه اهل بدعت و مذاهب انحرافى با تأويل آيات قرآن بر اساس رأى و نظر شخصى خود انجام مى‌ دهند از اين قبيل است.

معناى دوم: اضافه يا كم كردن كلمه ‌اى با حفظ همان قرآن نازل شده؛ و تحريف به اين معنا در صدر اسلام اتفاق افتاده است ولى در زمان عثمان متوقف گرديد و قرآن منحصر شد به آنچه كه تواتر آن از پيامبر (صلى الله عليه وآله) ثابت شد.

معناى سوم: تحريف از طريق اضافه يا كم كردن در آيه‌ اى يا سوره ‌اى بدون تغییر در قرآنی که بر پیامبر (صلى الله عليه وآله) نازل شده كه، رفتار پيامبر (صلى الله عليه وآله) آن‌گونه قرائت را تأييد كرده باشد؛ كه شيعه، تحريف به اين معنا را نفى مى كند و گروهى از علماى اهل سنت بر اين اعتقادند كه چنين تحريفى به وقوع پيوسته است و به عنوان مثال قائلند به اينكه «بسم الله الرحمن الرحيم» جزء قرآن نیست.

معناى چهارم: تحريف از طريق اضافه كردن و اينكه قرآنى كه در دست ماست بعضى از اجزاء آن جزء كلام نازل شده نیست؛ و چنين تحريفى به اجماع تمام مسلمانان باطل است.

معناى پنجم: تحريف از طريق كم كردن به اين معنا كه قرآنى كه در دست ما است همه آن قرآن نازل شده نیست و پاره‌ اى از آن مفقود گرديده است. تحريف به اين معنا مورد اختلاف است و گروهى آن را پذيرفتند و گروهى آن را رد نموده ‌اند. و اما علماى شيعه: اكثر آنها فرموده ‌اند كه اتفاق علمای شيعه بر عدم وقوع تحريف به اين معنا در قرآن است.

به سخن رئيس محدثين شيخ صدوق دقت نماييد كه عدم تحريف در قرآن را جزء اعتقادات مذهب اماميه به شمار آورده است و شيخ طوسى خودشان و علم الهدى همين را نقل نموده و مفسر مشهور طبرسى و فيض كاشانى و استاد بزرگوار سيد خوئى و بزرگان ديگر نيز چنين اعتقادى دارند و دلايل بسيارى براى آن آورده ‌اند كه ما به برخى از آنها اشاره مى‌ كنيم:

الف) آيه كريمه: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ». (1)

ب) آیه کریمه: «وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ * لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ۖ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ». (2)

ج) حديث ثقلين كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) پس از خودش براى امت به يادگار گذاشت و فرمود كه اين دو جدايى‌ ناپذيرند تا اينكه بر سر حوض كوثر به نزد من آيند و به امتش دستور داد به آن دو تمسك جويند كه آن دو كتاب قرآن و عترت و اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه وآله) مى ‌باشند. (3)

اين روايات از طريق شيعه و اهل سنت متواتر است (4) و پر واضح است قائل شدن به تحريف مستلزم قول به عدم حجيت ظاهر قرآن است. علاوه بر اين سفارش اهل بيت به تمسك به ظاهر قرآن را نيز مى ‌بايست اضافه نمود بنا بر اين چاره اى نيست جز اعتقاد به عدم تحريف قرآن.

د) ملاحظه چگونگى جمع‌ آورى قرآن و حفظ آن توسط حافظين و جمع ‌آورندگان و نويسندگان به خصوص حضرت على(عليه السلام) به اين صورت كه هر آيه‌ اى كه نازل مى شد پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) به نويسندگان دستور مى فرمود آن آيه را در جايگاه مخصوص به خودش درج نمايند و همين مسأله سبب مى ‌شود كه ما به عدم تحريف قرآن يقين پيدا كنيم.

اما روايات ضعيفى كه تحريف در قرآن را مى‌ رساند؛ راوى اكثر آنها احمد بن محمد السيارى است كه علماى رجال بر انحراف مذهب او اتفاق نظر دارند، و نیز، على بن احمد الكوفى كه علماى رجال قائل به دروغگويى و انحراف مذهبش هستند. و اما بحث درباره باقى دلايل قائلين به تحريف احتياج به زمان بيشترى دارد و بهترين سخن را استاد بزرگوار سيد خوئى فرموده‌ اند: «موضوع تحريف قرآن موضوعى خرافه و بر اساس وهم و خيال مى باشد و تنها كسى كه عقلش ضعيف است به آن قائل است يا كسى كه درباره اين موضوع حق تأمل را به جا نياورده يا كسى كه به چنين مطلبى عشق مى ‌ورزد زیرا عشق، انسان را كور و كر مى نمايد. وليكن انسان عاقل و با انصاف و متفكر در خرافه بودن و بطلان چنين مطلبى شك نمى كند». (5)

-----------------------------------------------------------------------

1. «البته ما قرآن را بر تو نازل کرديم و ما هم آن را محققاً محفوظ خواهيم داشت»؛ حجر (15): 9.
2. «اين کتاب به حقيقت صاحب عزت (و معجز بزرگ) است. که هرگز از پيش و پس (گذشته و آينده حوادث عالم) باطل بدان راه نيابد (و تا قيامت حکومت و حکمتش باقي است) زيرا آن فرستاده خداي (مقتدر) حکيم ستوده صفات است»؛ فصلت (41): 41 و 42.
3. «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي ما إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً»؛ مستدرك الوسائل، ج  11، ص 372.
4. متواتر در لغت به معنای پیاپی و مکرّر است و حدیث متواتر، حدیثی است که شمار راویان آن در هر طبقه زمانی، به حدّی باشد که تبانی آنان بر جعل حدیث، نزدیک به غیرممکن باشد. در مورد احادیث متواتر، احتمال نقل درست مضمون حدیث از معصوم گوینده آن، قطعی است.
5. «و مما ذكرناه قد تبين للقارىء ان حديث تحريف القران حديث خرافة و خيال لا يقول به الا من ضعف عقله او من لم يتامل فى اطرافه حق التأمل او من الجأه اليه حب القول به، و الحب يعمى و يصم، و اما العاقل المنصف فلا يشك فى بطلانه و خرافته».

نظر شما :
captcha