عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۹ دوشنبه ۱۰ آذر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
کد : 18323-1558     

حقيقت محمديه

استفتاء:

آيا منظور از تعبير حقيقت محمديه غير از وجود محمدى است، به اعتبار اين كه حقيقت محمديه، آفرينش نور محض بوده و آفرينش پيامبر (صلى الله عليه وآله) در اين جهان به صورت يك وجود بشرى است؟ و آيا آيه ذيل به پاسخ پرسش من ارتباطى دارد: «وَ لَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكاً لَجَعَلْنَاهُ رَجُلا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَا يَلْبسُونَ» (1)؟

جواب:

باسمه جلت اسمائه؛ در روايتى از امام موسى كاظم (عليه السلام) نقل شده است كه:

«خداوند هنگامى كه اراده كرد محمد (صلى الله عليه وآله) را از آن (نور) بيافريند آن نور را دو قسم كرد، از قسمت اول محمد (صلى الله عليه وآله) را آفريد و از قسمت ديگر على ابن ابى طالب (عليه السلام) را و از آن نور كسى ديگر را نيافريد.... هيچ يك از اين دو بدون ديگرى برقرار نمى شود، چهره و ظاهرشان بشرى بوده و درون و باطنشان لاهوتى (خدايى) است، با اندام ناسوتى (انسانى) براى خلق (آدميان) ظاهر شدند تا مردم بتوانند ديدارشان را تحمل كنند و اين معنى قول خداوند است كه فرمود: «وَ لَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَا يَلْبسُونَ» (2).

از اين روايت چنين استفاده مى شود كه: ظهور پيامبر (صلى الله عليه وآله) در اين عالم با وجود نورى اش تفاوت دارد، زيرا سنخ و نوع آن وجود نورى نمى تواند با سنخ و نوع اين دنياى مادى تناسب داشته باشد; بنابراين معرفى وجود نورى وى با تعبير حقيقت محمديه و نيز معرفى وجود دنيايى اش با تعبير وجود محمدى، صرف اصطلاحات بوده و در متون شرعى نيامده است.

---------------------------------------------------------------

1- و اگر او را فرشته اى قرار مى داديم حتماً وى را به صورت مردى در مى آورديم و امر را هم چنان بر آنان مشتبه مى ساختيم; انعام: 9.

2- فلمّا أراد أن يخلق محمّداً منه، قسّم ذلك النور شطرين، فخلق من الشطر الأوّل محمّداً، ومن الشطر الآخر عليّ بن أبي طالب (عليهما السلام)، ولم يخلق من ذلك النور غيرهما.. لايقوم واحدٌ بغير صاحبه، ظاهرهما بشريّة وباطنهما لاهوتيّة، ظهرا للخلق على هياكل الناسوتيّة حتّى يطيقوا رؤيتهما، وهو قوله تعالى: (وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَا يَلْبسُونَ)»; عبقات الانوار، ج 4، ص 121.

نظر شما :
captcha