بسم الله الرحمن الرحيم 

شناسنامه كتاب :

 

 

زندگينامه حضرت آيت الله العظمى آقاى سيدمحمد صادق روحانى " مد ظله العالى "

تاريخ تنظيم : 4 / 4 / 1380 مصادف با 1422 ه‍ ق .

حق طبع ونشر در تمام برنامه‌ها محفوظ است .

 

فصل اول :

1  - از ولادت تا هنگام ورود به حوزه علميه نجف اشرف ,

 2 - اساتيد دروس خارج فقه واصول معظم له .

3 - انس والفت زياد با آيت الله العظمي  خوئى " ره " در پانزده سال حق استادى .

4 - نگاهى كوتاه به كيفيت تحصيل ووضع اقتصادى ايشان

5 - جوانى در جرگه اساتيد بزرگ نجف .

6 -  نامه مهم از آيت الله العظمي آقاى خوئى " ره "

فصل دوم :

1 - ورود معظم له به شهر مقدس قم ,

2- تاليفات واظهارنظربزرگان دراين باره

3 - هدف پاسدارى از دين است' كارهائيكه ايشان در ايران وخارج از آن انجام داده اند .

4 - متن مكاتباتى كه با سران داخل وخارج داشتند .

 5 - مبارزه با رژيم طاغوت

 6 - راهنمايى وحمايتهاى مهم از نواب صفوى .

7 - معظم له در تحليلهاى رژيم طاغوت .

فصل سوم :

1 - نقش معظم له در شكل گيرى انقلاب اسلامى .

2 - مراجع تقليد نمايندگان عام امام عصر " عج " هستند .

3 - بخشى از مبارزات ايشان .

4 - فيضيه چگونه در سال 56 باز شد .

5 - نگاه اجمالى بر مجاهدتهاى معظم له .

6 - اعلاميه‌هاى مهم در زمانهاى مهم وخطرناك .

7 - مكاتبات با سران كشورهاى اسلامى .

فصل چهارم :

1 - استقامت در راه هدف دشمن را به زانو در مى آورد .

2 - معظم له رنگ حسينى " ع " به خود گرفته بود .

3 - مرجع تقليد در ميان زندان وشكنجه‌هايش .

4 - ملاقات جلادان رژيم با آيت الله روحانى .

5 - جلاد معروف ساواك مى گويد :

6 - اعلاميه در مورد كاپيتولاسيون .

فصل پنجم:

1 - مصاحبه با معظم له .

2 - تاريخ زندگى از زبان ايشان .

3 - ولايت فقيه ورأى مختار .

4 - علت شكست روحانيت بعد از پيروزيهاى بزرگ .

5 - حكومت اسلامى تنها هدف مراجع وعلماء ومسلمين است .

6 - مراجع هميشه به اجرا شدن قوانين اسلام دقت دارند .

فصل ششم :

حوادث بعد از پيروزى انقلاب .

1 - معظم له در ميان حوادث بسيار تلح وناگوار .

2 - بيدارى وهشيارى براى حفظ ارزشها .

3 - اظهار نظر معظم له در مسأله تعيين قائم مقام رهبرى .

4 - متن سخنرانى سال 1364 .

5 - پاداش دلسوزى وحمايت از حق .

6 - هماهنگى شياطين بر عليه حكومت اسلامى .

7 - نامه‌هاى مهم به مسئولين كشور .

 

 

 

فصل اول :

                                      

1 - از ولادت تا هنگام ورود به حوزه علميه نجف اشرف

2 - اساتيد دروس خارج فقه واصول معظم له .

3 - انس والفت زياد با آيت الله العظمي  خوئى " ره " در پانزده سال حق استادى .

4 - نگاهى كوتاه به كيفيت تحصيل ووضع اقتصادى ايشان

5 - جوانى در جرگه اساتيد بزرگ نجف .

6 -  نامه مهم از آيت الله العظمي آقاى خوئى " ره " .

                                -------------------------------------------------------------

موضوعى كه با آن آشنا ميشويد ، زندگينامه يا شرح حال فقيه بزرگ وعالم وارسته ،

عصاره وذخيره علماى سلف ، يعنى حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج سيدمحمد صادق روحانى

" مد ظله العالى " مى باشد. با اينكه قلم وبيان از تعريف اين واقعيت عاجز وناتوان است ليكن

تكريم وتعظيم از مقام شامخ يك شخصيت علمى كه در اثر خضوع وخشوع در پيشگاه

الهى ، از مصاديق اين آيه شريفه هستند :

"انما يخشى الله من عباده العلما"موجب نزول امدادهاى غيبى ميشود كه نهايت مساعدت در تبيين بخشى از

نكات زندگى وآثار پر خير وبركت آن ، مشمول حال ما گرديده تا اينكه بتوانيم با زدودن ابرهاى

غليظ جهل ونادانى ، جامعه اسلامى ، خصوصا شيعيان را در عصر حاضر به وجود علمائى

كه گام به گام ، در مقام گفتار وعمل ، پيرو حجت الهى حضرت ولى عصر " عجل الله

تعالى له الفرج " هستند ، اميدوار ساخته وسياستهاى استعمارگران را كه مى خواهند حقيقت

زيباى مذهب مقدس تشيع را ، در اذهان عمومى مخدوش سازند بطور كامل خنثى نموده و

جوانان عزيز را كه به سربازى امام زمان " ع " عشق وعلاقمندى شديد دارند با تدبير و

سياستهاى خدا پسندانه خويش فرماندهى كرده واز چنگ دشمنان قسم خورده نجات دهد ،

اميد است در ادامه مطلب به حقايق بسيار مهمى كه ميتواند براي علاقمندان الگوى رشد و

كمال واقع شود اشاره گردد .

براى اينكه بتوانيم مطلب را بصورت زيبا در اختيار علاقمندان قرار دهيم ابتدا آنها را بطور

فهرست وارعنوان كرده وسپس به ترتيب وارد توضيح ميشويم .

 از ولادت تا هنگام ورود به حوزه نجف اشرف .          فصل اول

اين وجود مقدس در يك خانواده علمى در تاريخ 5 محرم الحرام 1345 ه‍ ق ، مطابق

با 1304 ه‍ ش در شهر مقدس قم چشم به جهان گشود وبركات وجودى والديني بى كم و

كاست اين نوزاد را در بر گرفت تا جائيكه نورانيت فضاى درونى آنها آمادگيهاى لازم را در

اختيارش قرار داد وايشان را مانند خودشان در جهت كسب وتحصيل رضا وخوشنودى

الهى وارد صحنه زندگى كردند ، واز دوران كودكى مسأله تحصيل علم برايش يك حقيقت

شيرين ولذت بخش گرديد واز سن چهار سالگى وارد مكتب شد وچون از استعداد و

شايستگيهاى ويژه اى برخوردار بودند راه چندين ساله را يك شب طى نمودند وتا نزديك به

سن ده سالگى توانستند از بحثهاى حوزوى مانند مقدمات ، صرف ونحو ، بيان وبديع را

پشت سر بگذارند واز كتاب شرح لمعه‌اى كه در مباحث فقهى جايگاه بسيار مهم ومطلوبى

را به خود اختصاص داده كه بعضى از فقهاى بزرگ مى گفتند "اگر كسى بتواند از همين شرح

لمعه برايم امتحان بدهد به او اجازه اجتهاد ميدهم "، ايشان بدون استاد از عهده درك مطالب

اين كتاب در اين سن بخوبى برآمدند وبا بعضى از علمائى كه سن زياد داشتند به مباحثه

نشستند . كوچكى سن وبزرگى فهم ودرك ايشان در ميان طلاب وحتى فقهاى بزرگ

نجف زبانزد شده بود واين شايستگى وقدرت فهم كه با نورانيت روح وقلب معجون گرديده

، سرعت ايشان را در كسب علوم خيلى بالا برده تا جائيكه در احدى براى رقابت احساس

آمادگى نميشد ، در سن يازده سالگى در بحث مكاسب شيخ شركت ميكند ( 1 ) .

همين قضيه در تمام جلسات علمى علماى نجف مطرح گرديد وهمه علماء از اينكه

يك نوجوان در اين سن چگون ميتواند قدرت فهم مطالب شيخ انصارى " ره " را پيدا كند در

تعجب كامل بودند ، حتى از حضرت آيت الله العظمى خوئى " قدس سره " منقول است كه به

يكى از مراجع عصر ميگويد : افتخار ميكنم به يك حوزه علميه‌اى كه در آن نوجوان يازده

ساله در كنار شاگردان بزرگسال وعلماى معنون وهمراه با آنان مكاسب را مى خواند و

مطالب درس را بخوبى وبهتر از ديگران مى فهمد .

بقيه درسهاى حوزوى را كه سطح ميگويند در مدت يك سال به پايان رساند و

آمادگيهاى لازم را براى ورود به بحثهاى خارج فقه واصول در خود ايجاد كرد وبعد از

انتخاب اساتيد زبده در حوزه نجف وارد جلسات درسى گرديد .

سؤال : دروس خارج حوزوى چه تعريفى دارد ؟

جواب : بحثهائيكه توسط فقها در ارتباط با مسائل فقه يا اصول اداره ميشود ، شيوه

خاصى دارد وآن عبارت از اينست كه مدرس با طرح عنوان مسأله در ميان شاگردانش و

بررسى اقوال علماء در اين موضوع به سراغ ادله آن حكم ميرود كه آيات وروايات هستند ،

اساتيد در مقام استنباط حكم وفتوى به ادله موجود مراجعه ميكنند وقدرت اجتهاد وفقاهت

                     --------------------------------------------------------

* ( هامش ) * 1 . مكاسب از نوشته‌هاى مرحوم شيخ انصارى است ودر حوزه ها تدريس مى شود و

شركت در بحث اين كتاب هم استاد متبحر وفهميده اى لازم دارد وهم شاگردان با كفايت و

پر استعدادى مى خواهد .

                     ----------------------------------------------------------

خود را كه نشان پشتوانه علمى هر فقيه است به نمايش ميگذارند ودر ميان شاگردان

خود ، با اقامه دليل از استنباط خويش دفاع ميكنند واگر در موردى دليل نباشد وچندان

ارتباطى در ميان ادله وعنوان مسأله بنظر نرسد ويا ادله در مقام تعارض باشد وچيزهايى از

اين قبيل كه در سر راه استنباط حكم ، براى فقيه پيش بيايد وچون او نميتواند بدون دليل

حكمى را صادر كند واگر از ادله نقلى ( قرآن وحديث ) چيزى در اختيار نداشته باشد به

اصول علميه مراجعه كرده ومتناسب با يكى از آنها حكم را مشخص ميسازد .

مجموع اين مباحث را درس خارج گويند ، كه شاگردان بطور مستقيم با خود مجتهد يا

مرجع تقليد وارد بحث ميشوند كسانيكه بخشهاى قبلى دروس حوزوى را خوب فهميده و

كتابهاى سطح را بطور دقيق خوانده باشند آمادگيهاى لازم را براى شركت در درسهاى خارج

پيدا ميكنند ، چون توان هضم مطالب وقدرت دريافت آن از زبان فقيه ، نيازمند سرمايه‌هاى

مهم علمى است تا اينكه آنها صحت ويا اشكال استدلال استاد را بخوبى تشخيص و

عند اللزوم آنرا تأييد يا مورد انتقاد قرار دهند .

حضرت آيت الله العظمى روحانى " مد ظله العالى " از سن يازده سالگى در درسهاى

خارج حوزوى شركت نموده كه براى تمام شركت كنندگان تعجب آور بود ودر اغلب

جلسات مراجع وبزرگان از ايشان ونبوغ فكرى ، قدرت استدلال وهمچنين از كوچكى

سن وشركت نمودنش در دروس خارج ، سخن گفته ميشد بخاطر اينكه اشخاصى كه به

بحثهاى حوزوى آگاهى دارند خوب ميدانند شركت نمودن يك نوجوان در درسهاى خارج

بدون ترديد توجهات وعنايات خاصى را از ناحيه مقدسه لازم دارد چون در اين بحث شركت

كنندگان با يك فقيه ومجتهد جامع الشرايطى مواجه هستند كه يك عمر در مباحث فقهى و

اصولى تحقيق نموده است اظهار نظر در مقابل استنباط واستدلالهاى وى ، حتى فهميدن

مطالب درسى او ، بدون ترديد معلومات بسيار عاليه‌اى ميطلبد كه از عهده هر كسى

بر نمى آيد واگر روزى استاد به يكى از تلاميذ خود ، با علاقمندى خاصى پيشنهاد كند كه

در مباحث درسى ايرادهاى خودش را مطرح نمايد در حقيقت مقام علمى وصلاحيت او را

در تحقق قدرت اجتهاد از احكام الهى را تأييد ميكند وچنين پيشنهادى در مورد معظم له از

ناحيه آيت الله العظمي  خوئى " ره " خيلى مطرح مى شد .

اساتيد دروس خارج معظم له          فصل اول

يكى از امتيازات حوزه هاى علميه اين است كه عنوان استاد فقط در تدريس خلاصه

نميشود بلكه آنان با تمام وجودشان به همه شاگردان ، خصوصا به كسانى كه از يك لياقت و

شايستگى ويژه اى برخوردارند توجه نموده ودر همه حالات به آنها مى انديشند واز هيچ

كوشش وزحمتى در ارتباط با رشد علمى وكمالات اخلاقى آنها دريغ نمى كنند تا جائيكه در

تمام ساعتهاى شبانه‌روز به شاگردان خود اجازه سؤال وجواب در حل مسائل علمى ويا هر

مشكلى كه دارند داده ميشود وگاهى براى ترغيب وتشويق آنها به حجره ومنزلشان قدم مى

گذارد ومدتها به بحث مى نشيند ودر مواردى به مسافرتهاى طولانى وپر دردسر اقدام

مى كنند ومدتى را با شاگردانش در حل يك مسأله‌اى به تحقيق مشغول مى شوند . به هر حال

در خلوت وجلوت به فكر رشد وكمالات شاگردان خويش هستند .

اساتيد معظم له در درسهاى خارج فقه واصول ، فقها ومراجع بزرگ ونام آور و

كم نظيرى هستند كه مراتب علمى وفقهى وكمالات اخلاقى هر كدام از آنان بر احدى

پوشيده نيست واين شخصيت ارزشمند كه قلم از نوشتن جملاتى كه گوياى

واقعياتش باشد ' عاجز ودر فشاراست ' در مقام تعريف عصاره وجود

آن اساتيد بزرگ وكم نظير " رضوان الله تعالى عليهم " مى باشد .

اسامى اساتيدمعظم له  به شرح زير مى باشد :

1 - حضرت آيت الله العظمى آقاى شيخ كاظم شيرازى " . قدس سره "

2 - حضرت آيت الله العظمى آقاى شيخ محمد حسين اصفهانى معروف

به كمپانى " قدس سره " .

3 - حضرت آيت الله العظمى آقاى شيخ محمد على كاظمى " قدس سره " .

4 - حضرت آيت الله العظمى آقاى سيد ابوالحسن اصفهانى " قدس سره " .

5 - حضرت آيت الله العظمى آقاى سيد ابو القاسم خوئى " قدس سره " .

اين بزرگانى كه حوزه علميه وعالم تشيع وجهان اسلام ، به وجودشان افتخار

مى كنند همه از بركات نجف اشرف تحت عنايتهاى حضرت على صلوات الله عليه است .

معظم له از وجود همه اساتيد استفاده نموده وخود را مديون محبتهاى مخلصانه آنها مى دانندواز ميان اساتيد  كسيكه بيشتر از همه ايشان را مورد توجه قرار داده وسرمايه‌گذارى

زيادى را براى شكوفايى استعداد ورشد علمى واخلاقى معظم له انجام مى دادند ، حضرت

آيت الله العظمى خوئى " قدس سره " بودند وچون ايشان در عصر خودشان ، به اتفاق بزرگان و

كارشناسان فقه واجتهاد واستنباط احكام ، يك فقيه بى نظير بوده كه در اغلب علوم حوزوى

مانند كلام ، تفسير ، رجال ومباحث فلسفى كه به" علم معقول "معروف است متخصص و

صاحب نظر بوده وآثار منتشره از ايشان سند اثبات اين واقعيت است .

فصل اول                           آيت الله العظمي آقاى خوئى " ره " در

تشخيص وشناخت لياقت وشايستگيها هم كم نظير بودند هر زمان طلبه‌اى را تيزهوش وپر

استعداد مى يافتند هميشه او را زير نظر مى گرفتند حتى بعد از درس وبحث ايجاد ارتباط

بيشترى مى كردند تا اينكه بتوانند وى را به خوبى تربيت كنند ، ايشان از همان هنگام آشنايى

با معظم له ومشاهده لياقت وشايستگى واستعدادهاى فوق العاده وى را همواره زير نظر

مى گيرند تا جائيكه ارتباط علمى وفرهنگى ومعنوى تحت عنوان استادى با ايشان قريب به

پانزده سال در محيط نجف اشرف ادامه پيدا مى كند ، اين مدت رابطه بين يك استاد بسيار

قوى ونيرومندى كه مى تواند در اقيانوس معارف واحكام الهى به غواصى بپردازد با يك

شاگردى كه از دوران نوجوانىداراي ذكاوت وشعور فوق العاده اى ميباشد حقيقت مهمى را روشن

مى سازد كه در برگيرنده معناى آيت اللهى در وجود معظم له است وبنا به نقل خودشان از ميان

اساتيد عنوان استادى كامل فقط به حضرت آيت الله العظمى خوئى " قدس سره " منحصر مى شود

به خاطر اينكه مدت پانزده سال آشنايى زمان كمى نيست خصوصا وقتى كه اين آشنايى با

تعليم وتعلم وارتباط بسيار نزديك دوام يابد .

از بزرگترين ويژگيهاى اساتيد حوزه هاى علميه ،

 انس ورفاقت آنان با شاگردان خويش است ودر مواردى به عاليترين مرحله از انس والفت

گام مى نهند كه شبانه‌روزشان ، حتى قلبهايشان به هم متصل مى شود ودر تمامى اين حالات

تعليم وتعلم هدف اصلى آنان را تشكيل مى دهد .

حضرت آيت الله العظمى خوئى " قدس سره " پيوسته با معظم له انس والفت زيادى

داشتند تا جائيكه اغلب شبها به حجره ايشان مى آمدند وبا هم به بحث مى پرداختند وگاهى

اين شب نشينى ها پنج ساعت طول مى كشيد وبعد از اتمام جلسه ، استاد را تا درب منزل

خود بدرقه مى نمودند .

اساتيد در هنگام تدريس از كيفيت اشكال ويا نقد شاگردان خود مى توانند به رشد

علمى آنان آگاه شوند وبا تكرار چند سؤال او را سبك وسنگين كرده از كمالات او در ارتباط

با فهم مطالب درسى ومراتب علمى واستعدادهاى شكوفا شده اش آگاه گردند در جلسات

خصوصىدر ميانه عده اى از شاگردان ، مرحوم آيت الله العظمي آقاى خوئى " قدس سره " به معظم له

مىفرمودند : چرا در مباحثه‌ها اشكال نمى كنى من از شما مى خواهم اشكال وايرادهائى كه به

نظرتان مى رسد مطرح نمائيد . اين چنين درخواست از ناحيه استاد ، ضمن اينكه از عظمت

علمى وتكيه گاه قوى ونيرومند او حكايت مى كند ، به نبوغ فكرى وشايستگى ويژه شاگرد

هم بهترين دليل است چون غالب اساتيد از اشكال نمودن شاگردانشان ناراحت مى شوند و

اكثر اشكال كنندگان هم با كمبودهايى كه دارند نمى توانند مطلب را بخوبى مطرح سازند ولى

وقتى استاد به يكى از شاگردان خويش پيشنهاد كند" هر نوع اشكال وايراد وانتقادى كه از

مطالب درسى به نظرتان مى رسد مطرح كنيد ومن خيلى به چنين اشكالات شما علاقمند

هستم" بدون ترديد از يك واقعيتى بسيار مهم حكايت مى كند كه او در زمينه رشد علمى و

درك صحيح مطالب بدان نائل شده است .

شيوه تحصيل در حوزه ها

بعد از آنكه به نكات بسيار مهمى اشاره گرديد در اين جا لازم است به يك موضوع مهم ديگر

هم اشاره كنيم تا الگوئى براى دانش پژوهان در تمام زمينه‌ها واقع شود .

از دورانهاى قديم شيوه تدريس وتحصيل دانشجويان علوم دينى با ساير مراكز علمى

متفاوت بوده است . در حوزه هاى علمى ، با اينكه نقش اساتيد در جاى خود محفوظ است

ولى رنج وزحمت وبرنامه‌ريزيهاى درسى بر دوش يك نوجوان تازه به دوران رسيده خيلى

سنگينى مى كند چون او بايد ضمن رسيدگى به تغذيه ونظافت وتحمل فشارهاى دردناك

اقتصادى دوران خويش ، به يك برنامه‌ريزى دقيقى دست بزند وآن آماده كردن مسائل ذيل

است :

1 - مطالعه درسهائيكه امروز خوانده است .

2 - آمادگى براى مباحثه با كسانيكه در اين درس با او هستند .

3 . پيش مطالعه در مورد درسهائيكه فردا بايد آنها را تحويل بگيرد .

4 . اگر مطالب درس وبحث برايش قابل فهم نبوده يا بخوبى آنها را نفهميده بخود

اجازه نمى دهد آنها را به فراموشى بسپارد وآنقدر زحمت مى كشد تا بتواند مشكلات درسى

خود را حل كند .

نگاهى به وضع تحصيل واقتصادى معظم له          فصل اول

ايشان در شبانه‌روز شانزده ساعت براى مطالعه وتنظيم امورات درسى صرف وقت

مى نمودند وچنين سرمايه‌گذارى براى تحصيل وعشق وعلاقمندى به علم ودانش از

بزرگترين توفيقات وعنايات الهى است چون اينگونه برنامه‌ريزى تحصيلى همه فعاليتهاى غير

درسى را تعطيل مى كند وموجب ناراحتيهاى خاصى مى شود چنانچه اغلب دوستان وحتى

آقاى خوئى " قدس سره " هم ، از اين همه صرف وقت براى مطالعه نگران بودند وبه ايشان

تذكر مى دادند كه مقدارى برنامه‌هايش را تعديل كند چون كسى كه در هر شبانه‌روز شانزده

ساعت مطالعه داشته باشد براى خواب واستراحت ، تجديد قواى بدن ، حضور در جلسات

درس و و . . . چندان وقتى باقى نمى گذارد وضمنا با شرايط بسيار سختى كه از جهت وضع

اقتصادى داشتند كه اغلب ايام زندگى خود را با قرض گرفتن از ديگران سپرى مى نمودند ،

ولى با اين وصف از وقت مطالعه نمى كاستند .

قرض دادن در نجف مرسوم بود

يكى از امتيازات بسيار مهم وارزشمند جامعه اسلامى كه در اخلاق ورفتار مسلمانان

هويدا مى شود ، اين است كه آنان در اثر ايمان به خداى متعال ، از يك محبت وانس والفتى

نسبت به همديگر برخوردار مى باشند واز آثار آن ، همدردى وتوجه به مشكلات و

گرفتاريهاى مسلمين است چون در پيشگاه خداى متعال رفع احتياج ونيازهاى انسانها ، و

اهتمام به حل مشكلاتشان يك عمل بسيار محبوب ومطلوب مى باشد .

در ميان مردمان آنروز نجف اشرف ، قرض دادن بر همه ، خصوصا به طلاب و

دانشجويان علوم دينى يك كار مرسوم بوده وغالب علما وشاگردانشان از اين طريق به تامين

نيازهاى روزمره خويش اقدام مى كردند وبعد از حصول فرج وداشتن مقدارى پول به سرعت

ديون خود را پرداخت مى نمودند .

معظم له با سختيهاى زيادى ، زندگى را اداره كرده وبا قرض گرفتنهاى فراوان ، براى

تأمين احتياجات اوليه خويش مواجه ميشدند ودر موارديكه قرضها رقم بالايى را تشكيل

ميدادند ، از پيشنهاد قرض مجدد عاجز مى گشتند ولى چاره اى جز اين به ذهن نمى رسيد كه

دوباره بايد قرض بگيرند ، ليكن انسانهاى پاك طينت وخداشناس گاهى اين واقعيت را در

چهره آنان مشاهده مى كردند وبراى جرأت دادن به آنها وكاستن از فشارهاى درونى

قرضهايشان ، مى گفتند شما ناراحت قرضهايتان نباشيد ، خيلى از علماء ودوستانتان در اين

دفتر براى خويش حساب باز كرده وقرضهاى زيادى هم دارند ، شما هم براى تأمين

احتياجات خود هر چه لازم داريد ببريد انشاء الله مشكل حل خواهد شد .

جوانى در جرگه اساتيد نجف اشرف          فصل اول

معظم له بعد از ورود به جلسات درس خارخ فقه واصول آيت الله العظمي آقاى خوئى " قدس سره " ، با

قابليت وشايستگيهائى كه داشتند مطالب را خوب دريافت مى كردند وچون سيره علماء و

طلاب در دروس خارج بر اين است كه مطالب مهم واصلى بحث را هنگام درس

مينويسند وسپس به توضيح وتنظيم آن مى پردازند ، كسانيكه درس استاد را بخوبى دريافت

كرده باشند آنرا ، با نوشتن تكميل مى كنند وبعد از مدتى به خود ايشان براى نظارت وكنترل

وارزيابى تحويل مى دهند واگر براى نويسنده اى ، كه از شاگردانش مى باشد اشكالى

پيش آيد در پاورقى آنرا مطرح مى كند وگاهى بعضى از شاگردان تيزهوش وزبده ، ضمن

دريافت مطالب از استاد ، همان را تحت عنوان ، تقرير به ديگران تدريس مى كنند .

حضرت آيت الله العظمى روحانى " مد ظله العالى " ، بعد از مدت كوتاهى كه در دروس

خارج آيت الله العظمي آقاى خوئى " ره " شركت نمودند به تقرير آن پرداختند وهمانند استاد در جايگاه

تدريس نشسته وبه عده اى از علاقمندان ، همان بحث را با دقت زياد تدريس مى نمودند ، و

از اين جهت هم يك رابطه خاصى در ميان ايشان وآيت الله آقاى خوئى " ره " ايجاد شده بود وچون

چنين توانائى در معظم له استاد را بيشتر از هر زمان بسوى خود جذب كرد زيرا شاگردى كه

مقرر درسهاى خارج استاد خويش با اين شيوه باشد بدون شك از يك مقام علمى بالايى

برخوردار است روى همين كار سخت ودشوار ايشان از دوران جوانى به جرگه اساتيد حوزه

علميه نجف اشرف پيوستند وتا هنگام خروج از اين ديار به تدريس وپژوهشهاى علمى

مشغول بودند .

ودر اينجا به متن نامه حضرت آيت الله العظمى خوئى توجه كنيم كه در عبارات كوتاه و

مختصر به همه اين حقايق وواقعيات اشاره نموده وعظمت علمى وقدرت استنباط قوى

حضرت ايشان را در سنين نوجوانى تأييد مى نمايند (پيوست شماره:1)

بسم الله الرحمن الرحيم           فصل اول

الحمد لله على آلائه والصلوة والسلام على سيد رسله وانبيائه وعلى آله واوصيائه وبعد

فلا يخفى على الناظر في هذا التقرير الرشيق والتحرير الرقيق الذى جاء به يراع الفاضل

النيل والسيد الجليل صاحب القريحه الوقادة والفكرة النقاده السيد محمد صادق

القمى الروحانى ايده الله بروح منه انى قد لاحظت منه مواقع عديدة وجملا مفيدة

فالفيتها تقريرات سديده تعرب عن الحقايق التى تلقيها من محاضراتى التى كنت

القيها وتكشف عن الشوارق التى اقتبسها من المباحث التى كنت امليها بما جعله  عندى

على صغر سنه كبيرا في فنه فذا  في دقة نظره وقوة ذهنه واستقامة سيره

وسرعة وصوله فيما حرره وقرره من مباحث العلمين العظيمين الكبيرين علم الفقه

واصوله فنسئل الله تعالى ان يجعله علما من اعلام الدين وقرة لعيون المؤمنين

وان يقر عينه بما يحب كما اقر عينى به ولله الحمد اولا وآخرا كتبه بيمناه الداثره.

الفقير الى رحمة ربه الغنى ابو القاسم الموسوى الخوئى .

                                                        الاحقر ابو القاسم الموسوى الخوئى

                                                 27 شهر شوال المكرم سنه 1360                          

------------------------------------------------------

فصل دوم :                                     فهرس

1 - ورود معظم له به شهر مقدس قم

2- تاليفات واظهارنظربزرگان دراين باره

3 - هدف پاسدارى از دين است' كارهائيكه ايشان در ايران وخارج از آن انجام

داده اند .

4 - متن مكاتباتى كه با سران داخل وخارج داشتند .

5 - مبارزه با رژيم طاغوت

6 - راهنمايى وحمايتهاى مهم از نواب صفوى .

7 - معظم له در تحليلهاى رژيم طاغوت .

            ----------------------------------------------------------

ورود معظم له به ديار قم          فصل دوم

از مهمترين نكاتى كه در مورد علماء وبزرگان دين بايد مد نظر واقع شود اينكه آنان از

آغاز ورود به صحنه علم ودانش ، پيوسته براى دريافت آموزشهاى لازم تلاش نموده واز

فرصتهاى پيش آمده نهايت استفاده را انجام مى دهند تا اينكه بتوانند دريافتهاى خودشان را

دوصورت پرداخت كنند:

1 - در اعمال واخلاق .

2 - در بيان وگفتار .

زيرا اگر دريافتها فقط از طريق گفتار نشان داده شوند وهيچ تأثيرى در روح وروان و

شخصيت آنان نداشته باشد ارزش ويا امتياز خاصى به خود نمى گيرد ، اما اگر به اخلاق

واعمال سرايت كند وجود چنين افرادى مصداق عالم مى شود .

علماى دينى بعد از طى مراحل تحصيل علوم ونيل به مدارج عاليه ، وظيفه جديدى

پيدا مى كنند وآن پرداختن به دريافتهايشان است .

حضرت آيت الله العظمى روحانى " مد ظله العالى " ، بعد از اتمام تحصيل وكسب فيض

از محضر اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف الاشرف ، در رديف بزرگان ومراجع دينى قرار

مى گيرد ودر اين حال به فكر تحويل دريافتهاى خويش است تا اينكه بتوانند سهم مهمى را

در تربيت وآموزش ، علاقمندان به علوم ومعارف دينى به خود اختصاص دهند ولذا از ديار

نجف به سوى حوزه علميه قم ، عازم مى شوند واز هنگام ورود به اين شهر علم واجتهاد ،

تدريس خويش را آغاز مى كنند .

در سال 1369 ه‍ ق ، ايشان به قم وارد مى شوند ودر سطح مراجع بزرگ آن عصر

دروس خارج فقه واصول را با عده اى كه در حال حاضر از علماى بزرگ ومدرسين حوزه

علميه قم هستند شروع مى كنند .

پنج دوره كامل خارج اصول را تدريس نموده اند كه هر دوره آن از چند سال تحقيق و

پژوهشهاى عميق وتدريسهاى روزانه تشكيل ميشود ودر مورد خارج فقه زمان خاصى

ضبط نشده است ، چون از هنگام ورود به اين شهر علم ودانش تا حال حاضر ادامه دارد .

سيره وروش تدريس علماء در حوزه هاى علميه حالت خاصى ندارد كه همه يك نوع

تدريس داشته باشند بلكه هر كسى متناسب با ذوق وتجربياتش طريقى را در جهت  كيفيت

تدريس وفهم مطالب انتخاب مى كنند .

معظم له در تدريس از شيوه بسيار خوب استفاده مى كنند كه ميتوانند در هر جلسه براى

طالبان علم ، مطلب را روشن ساخته وآنها را در طريق استنباط احكام از آيات وروايات ويا

استفاده از قواعد اصولى يارى دهند .

تدريس در تمام سطوح ، خصوصا در مراحل دروس خارج فقه واصول ، بركات بسيار

مفيد وارزشمندى را با خود دارد ومهم ترين آنها اينست كه اساتيد بزرگ وصاحبان علم و

فضل با تمام سعى وكوشش در پيشبرد اهداف حوزه هاى علميه ، در تمام زمينه‌ها تلاش

مينمايند وضمن پاسدارى كامل از دين واحكام الهى ، به تربيت وپرورش وشكوفا ساختن

استعدادها گامهاى بسيار مهمى برداشته وافراد شايسته‌اى را در جهت تأمين نيازهاى معنوى

وفرهنگى مردم تحويل جامعه مى دهند .

معظم له از آغاز ورود به شهر مقدس قم ، در اين زمينه خيلى كوشش وتلاش نمودند

وافراد شايسته‌اى را در رديف مجتهدين وعلماى بزرگ تربيت كرده وتحويل جامعه

اسلامى داده اند وعده زيادى از آنان در حال حاضر از گروه مدرسين حوزه هاى علميه به

شمار ميروند .

ايشان با اينكه در مورد تدريس وانتقال دادن معلومات ارزشمند خويش به علاقمندان

علم ودانش وتعليم كيفيت استنباط احكام الهى بر دانش پژوهان كوشا بوده اند . به تحقيق

وپژوهشهاى بسيار مهمى در زمينه تأليف كتابهاى اصولى وفقهى پرداخته وبا منتشر ساختن

آنها امكانات مفيد ومؤثرى را در اختيار علماء ومحققين حوزوى قرار داده اند ، در اينجا به

فهرست كتابهائيكه توسط ايشان مورد تحقيق قرار گرفته اشاره ميشود .

تأليفات معظم له :          فصل دوم

1- زبده الاصول:كه در چهار جلد به زبان عربى نوشته شده وتمام مباحث اصولي رادرخودجاي داده است .

2 - فقه الصادق:  در بيست وشش جلد به زبان عربى نوشته شده وسه مرتبه زير چاپ

رفته است ودر ميان كتابهاى استدلال فقهى جايگاه بسيار ويژه اى را بخود اختصاص داده و

مانند جواهر الكلام ، شيخ محمد حسن نجفى " قدس سره " ، تحت عنوان كتاب مرجع براى

علماء وفضلا در بخش خارج فقه مطرح گرديده است وعده اى از بزرگان وصاحبان علم

وفضل ، در مقام مقايسه به اين كتاب تحقيقى اولويت قائل شده واز جواهر الكلام مقدم

داشته‌اند .

3 - مناسك حج به زبان عربى .

4 - الاجتهاد والتقليد .

5 - القواعد الثلاث .

6 - رساله في فروع العلم الاجمالى .

7 - المسائل المستحدثه .

8 - تعليقه بر وسيله النجاه ، مرجع عاليمقام عالم تشيع مرحوم سيد ابو الحسن اصفهانى .

9 - تعليقه بر عروه الوثقى .

10 - توضيح المسائل فارسى .

11 - تعليقه بر منهاج الصالحين ، آيت الله العظمي  خوئى " قدس سره " .

12 - مناسك حج ، به زبان فارسى .

13 - ملخص ، المسائل المستحدثه ، به زبانهاى فارسى ، اردو .

14 - منتخب توضيح المسائل ، كه به مسائل مهم مربوط مى شود .

15 - منتخب الاحكام ( عربى ) .

16 - مختصر الاحكام ، ( رساله عمليه فارسى ) .

17 - منهاج الفقاهه ، كه شرح وتعليق بر كتاب مكاسب شيخ انصارى " ره " در شش جلد

ودوبار به چاپ رفته .

18 - رساله في اللباس المشكوك .

19 - رساله في القرعه .

20 - رساله في قاعده لا ضرر .

21 - الجبر والاختيار ، سه مرتبه به چاپ رفته .

22 - تحقيق در مسأله جبر واختيار ، ( فارسى ) .

23 - حكومت اسلامى .

حضرت آيت الله روحانى " مد ظله العالى " به قصد تدوين وتأليف وتحقيق در مباحث

فقهى به شكلى كه جامعيت اسلامى ، خصوصا ، جامعيت مذهبى تشيع در آن ملحوظ و

محفوظ باشد تا همگان ، خصوصا دشمنان ائمه عليهم صلوات الله بدانند كه تمام اسرار الهى و

حقايق قرآنى در اختيار ائمه اطهار ( ع ) است وهر چيزى كه جهان امروز بدان نياز دارد ويا

در آمار پيشرفتهاى علم ودانش خود قرار مى دهد در قرآن واحاديث آمده است ولى دشمنان

نسل بشر براى امامان معصوم ( ع ) حتى بر كسانيكه خيلى از حقايق را از آنان فرا گرفته بودند

، چندان فرصتى ندادند تا اينكه انسانها بتوانند به خيلى از اسرار الهى آگاه شوند .

به هر حال معظم له سالها قبل اثر بزرگ وماندگار خود ( فقه الصادق ) را در بيست و

شش جلد نوشته ومنتشر ساختند گر چه اين كار عظيم وسخت ساليان درازى از عمر

حضرتشان را به خود اختصاص داد اما در حقيقت خدمت بزرگ وكم نظيرى را به عالم

اسلام وحوزه هاى علميه انجام دادند وهمين اثر از رشد واحاطه علمى وسيع ايشان به

بحثهاى فقهى واصولى حكايت ميكند ، چون اين كتاب ضمن اينكه در كنار جواهر الكلام به

رقابت نشسته وبه داورى اهل فن از امتيازات بيشترى برخوردار است ومباحث كليدى را كه

از امهات مسائل فقهى در جهات فردى واجتماعى است به صورت يك موضوع مستقل

آورده وبطور عالمانه وارد تحقيق شده است .

يا كتاب منهاج الفقاهه در شش جلد حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى است ، كسانيكه

مى خواهند مكاسب را خوب بفهمند واز كيفيت وشيوه هاى تحقيق مرحوم شيخ آگاه شوند

بى ترديد به اين كتاب نياز دارند چون به عمده هدف شيخ مى پردازند كه در عبارات مكاسب

مخفى شده وبا سرعت قابل دريافت نيست .

اينگونه آثار اگر در كنار هم گذاشته شود وداورى صاحبان فن وعالمان بزرگ بدان

معطوف شود چنانچه شده است به تسلط وتبحر معظم له بدون ترديد ، يقين حاصل مى شود

كه توانسته همانند يك غواص بسيار كاردان وآزموده در اقيانوس بيكران معارف ومباحث

دينى ، غواصى كرده وگوهرهاى گرانمايه را در اختيار همگان قرار دهد .

از جمله كسانى كه در مورد كتابهاى معظم له ، خصوصا فقه الصادق داورى كرده اند

غير ازمراجع بزرگ عالم تشيع مانندحضرت آيت الله العظمي بروجردي كه دومرتبه كتاب "فقه الصادق "

رابه منبر بردندوازآن مطلب نقل كردندوحضرت آيت الله العظمي خويي كه غير از نامه اي كه

نوشته اندونقل شددرنامه ايكه به مولف نوشته اندمرقوم فرموده اند:من كتاب "فقه الصادق "

راشخصابراي آيت الله كاشف الغطابردم وگفتم ببينيد من چه خدمتي به عالم اسلام وفقاهت

نموده ام وچنين عالم محققي تربيت كرده ام وآيات بزرگ ديگر.....علمااهل تسنن هم نامه هايي

نوشته اندكه براي نمونه به دو نامه اشاره ميشود:

1-رئيس دانشگاه الازهر است كه متن نامه ايشان را ملاحظه خواهيد كرد: (پيوست شماره:2)

السيدالاستاد الاعظم سيد محمد صادق الحسيني

بسم الله الرحمن الرحيم

الازهر

مكتب الامام الاكبر

شيخ الازهر

السيد / محمد صادق الحسينى

قم - ايران

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته وبعد :

فقد تلقيت بيد شاكرة لكم الجزء السابع من " فقه الصادق

في شرح التبصرة " وهو عمل طيب تشكرون عليه حيث سيسد فراغا

في مكتبة الفقه الاسلامى ، وهذا يشجعنى على ان اطلب من سيادتكم

الاجزاء السابقة لتكون النسخة كاملة .

نفع الله بكم وبما تحققون وتكتبون . . وجعلكم من جنوده العاملين

في خدمة الاسلام والمسلمين .

وشكر الله لكم .

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته .

شيخ الازهر

( دكتور محمد محمد الفحام )

3 من ربيع الاول 1391 ه‍

28 من ابريل 1971 م

2-نامه دكتر حمزه بوبكر"مديرالمعهدالاسلامي پاريس"(پيوست دشماره :3)

                                ---------------------------------------

هدف پاسدارى از دين است          فصل دوم

وقتى كه بركات وجودى اين شخصيت عظيم وآيت عظماى الهى ، در زمينه تدريس و

تربيت علماى بزرگ وتأليف كتابهاى بسيار نفيس وارزشمند اشاره شد بر كسى پوشيده

نيست كه همه علماء ومراجع دينى را هدف پاسدارى از دين مقدس اسلام در شعاع نور

ولايت وامامت اثنى عشرى " ع " است واين سيره مستمره تا قيام قيامت ادامه دارد وهر

عالمى در عصر وزمان خويش با تمام وجودش به اين موضوع توجه كامل دارد .

معظم له ضمن اشتغال به تدريس وتأليف وتحقيق وتوجه كامل به نيازهاى مسلمين

به حوادث وجرياناتى كه در سطح جهان اتفاق مى افتد اشراف داشته وبا دقت شيطنت و

توطئه‌هاى استعمارگران را زير نظر گرفته وبا بيدار نمودن جامعه دينى در هر زمان وصدور

احكام الهى ، آنها را خنثى مى كنند ، به چند نمونه از اين حوادث كه در دوران رژيم طاغوت در

ايران وساير كشورها اتفاق افتاد اشاره ميشود :

1 - فيلمى تحت عنوان ( محمد رسول الله " صلى الله عليه وآله " ) در يكى از كشورهاى

اسلامى ساخته شده بود اشخاصى را بجاى آنحضرت قرار داده ودر معرض ديد عمومى

نمايش ميدادند .

معظم له طى نامه شديد اللحنى به مسئولين آن كشور وساير مراكز علمى واسلامى

همگان را از دست زدن به چنين اقدامى كه مقام ومنزلت پيامبر اسلام وپيشوايان معصوم را

مخدوش مى نمود بر حذر داشتند وهمين حركت خداپسندانه توانست نقش مهمى را در

جلوگيرى از برنامه‌هاى شيطانى ايفا كند ، به نمونه‌اى از اين مكاتبات اشاره مى شود :

فصل دوم          بسم الله الرحمن الرحيم

واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا

رابطة العالم الاسلامى

الامانة العامة

مكة المكرمة

الرقم : 1542

التاريخ 19 / 2 / 94

المرفقات : 1

صاحب الفضيلة سيد محمد صادق الروحانى المحترم

ايران - قم : الجامعة الاسلامية

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته . وبعد :

نشير الى رسالتكم المؤرخة 3 / 1 / 1394 ه‍ . حول تمثيل الرسول الاعظم صلى الله

عليه وسلم ، نعلمكم بأن رابطة العالم الاسلامى بمكة المكرمة قد استنكرت اخراج فيلم

( محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم ) واصدر المجلس التأسيس للرابطة قرارا بتحريم

تمثيل الرسول صلى الله عليه وسلم أو احد من آل بيته الطاهرين وصحابته الاكرمين . رضوان

الله عليهم اجمعين ، كما قامت الامانة العامة للرابطة بتوزيع الكتب الذى نبعث لكم بطيه

نسخة منه .

كما اجرت الامانة العامة للرابطة عدة اتصالات بالجهات المسئولة في الدول الاسلامية

بهذا الخصوص ولقد تم بحمد الله ثم بمساعدة بعض الدول ايقاف تنفيذ هذا الفيلم ، علما بان

الرابطة كانت قد اتصلت بفضيلة شيخ الجامع الازهر الذى اعلمها عدم موافقته على اخراج الفيلم

وما زالت الرابطة تواصل جهودها في هذا المضمار .

سائلين المولى التوفيق والسوداد . والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته .

الامين العام

محمد صالح القزاز(پيوست شماره:4)

                              ---------------------------------------------------

رئاسة جمهورية مصر العربية

مكتب الرئيس للشئون الداخلية

4 / 12 / 75 / 251

السيد سيد محمد صادق الروحانى

تحية طيبة وبعد ،

بالاشارة الى الرسالة التى بعثت بها للسيد الرئيس بشأن فكرة انتاج

فيلم عن حياة الرسول محمد صلى الله عليه وسلم .

أتشرف بالاحاطة بأن المسؤلين بوزارة الثقافة قد أفادوا أن سيناريو

الفيلم قد رحب به الأزهر ووافق عليه بشرط الا يظهر الرسول ولا أحد الخلفاء

الراشدين في الفيلم وان أربع دول عربية هى لبييا والكويت والمغرب والبحرين

قد وافقت على السيناريو وهى دول اسلامية يهمها أن يظهر الفيلم في صورة

مشرفه للاسلام وهذه الدول هى التى ستقوم بتمويل الفيلم .

مع وافر الاحترام

18 / 2 / 74

مدير مكتب الرئيس للشئون الداخلية

( محمود الجيار ) پيوست شماره:5

                   ---------------------------------------------------------

         نامه ملك فيصل پادشاه وقت عربستان سعودي درمورد فيلم محمدرسول الله

حضرة المكرم الاستاذ سيد محمد صادق الروحانى

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته .

وردتنا رسالتكم المؤرخة في 12 / 1 / 1394 ه‍ بشأن ما أشرتم اليه عن عزم بعض

الشركات السينمائيه العربيه على اخراج الفيلم مصور عن الرسول صلى الله عليه وسلم واعتراضكم على

ذلك ، وطلبكم الوقوف ضد هذا العمل الرخيص المتجنى على شخصيته عليه الصلاة والسلام .

ومع تقديرنا لمشاعركم الطيبه ، نحب ان نطمئنكم اننا ضد هذه الفكرة ولا يمكن

ان نقرها  وقد اشعرنا ممثلياتنا عندما اطلعنا على ما نشر في الصحف ببذل كافة الجهود لا يقاف

مثل هذا العمل المئين .

وفقنا الله وأخذ بيدنا لمافيه  خدمة امتنا واعلاء شأن المسلمين .

والله يحفظكم . فيصل

(پيوستهاي شماره:6و7و8)

 

 

                      ------------------------------------------------------

2- در كشور عربستان سعودى كتابى در مورد معاويه وتمجيد از وى وهتك حرمت به

مقدسات مذهب تشيع از طريق مركز ( رابطه العالم الاسلامى ) به چاپ رسيده وبطور

رايگان در اختيار همگان قرار مى دادند . معظم له طى نامه بسيار  مستدل به

عاهل مملكت سعودى ، اين عمل ضد دينى را محكوم نموده وتمامى شيطنتها را بخوبى

خنثى كرد وكتاب موجود در زباله‌دان بى اعتبارى قرار گرفت

3- در دوران طاغوت قطارهاى مسافرتى به اوقات نماز هيچ اعتنايى نداشته خصوصا در

مسير راه آهن تهران ومشهد مقدس ، كه اغلب مسافرين براى عرض ارادت وپابوسى

حضرت ثامن الحجج ( امام رضا صلوات الله عليه ) به اين سفر روحانى ومعنوى توفيق

مى يافتند از اقامه نمازهايشان در اوقات مخصوص ، محروم بودند .

معظم له طى نامه‌اى به نخست وزير وقت ضمن اعتراض شديد به اين عمل نادرست

آنها را به اطاعت از خواسته خويش در جهت توقف قطارها در هنگام نماز ، وادار نمودند به

مكاتبات ايشان وآگهى صدور دستور توقف قطار براى اداى نماز از سوى نخست وزير

اشاره مى شود . . .(پيوستهاي شماره:9و10)

نخست وزير          فصل دوم

تاريخ : 12 / 3 / 36

شماره : 5212

پيوست : دارد

حضرت آية الله آقاى محمد صادق روحانى

پاسخ نامه مورخ 27 / 2 / 36 طبق گزارش وزارت راه

براى توقف قطار راه آهن مشهد در اوقات نماز اقدامات لازم

معمول ورونوشت آگهى كه در جرايد درج گرديده براى استحضار

تلوا ايفاد ميگردد .

از طرف نخست وزير .

نخست وزير

 

رونوشت : . . .

تاريخ : . . .

شماره : . . .

رونوشت آگهى ) - راه آهن دولتى ايران از نظر علاقه خاصى كه برفاه حال زائرين محترم مشهد

مقدس دارد برنامه وقطار مسافرى خط مشهد را بشرح زير بنحو ب تنظيم نموده است كه از لحاظ اداى

فريضه نماز مسافرين گرام هيچگونه اشكالى نداشته باشند بعلاوه در ايستگاههائيكه براى نماز پيش

بينى شده محل مناسبى با وسائل لازم آماده ميگردد .

الف - قطار تهران - مشهد

ساعت 7 بعد از ظهر از تهران حركت مينمايد ومدت 15 دقيقه در گرمسار توقف ميكند تا فرصت كافى

براى اداى نماز مغرب وعشا باشد در شاهرود هم مدت توقف سى دقيقه است واين مدت كافى براى

اداى نماز صبح ميباشد . ضمنا چون اين قطار در ساعت چهار بعد از ظهر بمشهد ميرسد وبيش از سه ساعت

بغروب آفتاب باقى است زوار محترم فرصت كافى براى اداى نماز ظهر وعصر را در مشهد دارا ميباشند .

ب - قطار مشهد - تهران

1 - ساعت 50 / 8 بعد از ظهر از مشهد حركت مى كند وبالطبع نماز مغرب وعشا انجام شده است .

2 - در ايستگاه آزادور براى نماز صبح مدت 15 دقيقه قطار توقف خواهد داشت .

3 - قطار در ساعت 50 / 5 بعد از ظهر بتهران خواهد رسيد وفرصت كافى براى اداى نماز ظهر وعصر

در تهران باقى ميباشد . ضمن تغيير فصل برنامه جديد تهيه ومراتب مجددا باطلاع عامه خواهد رسيد

مدير كل راه آهن دولتى ايران مهندس گروگان - رونوشت برابر اصل است ..

4 - از مهمترين برنامه‌هاى خطرناك رژيم طاغوتى بر عليه دين ودينداران ، تأسيس

حزب رستاخير بود . كسانيكه در آنزمان بودند از ويژگيهاى اين حزب آگاهى دارند كه دولت

وقت طى بخشنامه‌هاى راديو وتلويزيونى وجرائد به مطالب مهم در ارتباط با شركت وعدم

آن اشاره داشتند ، كه اگر كسى در اين حزب ثبت نام نكند ومشغول فعاليت نشود با زندان و

تبعيد ويا خروج از كشور ، ولااقل محروميت از حمايت دولت ، مواجه خواهند شد .

معظم له در همان زمان ( اسفند 1353 ) با صدور اعلاميه بسيار تند وشديد اللحن

فرمودند : شركت در آن حزب را حرام ميدانم چون با مصالح اسلام وملت شريف ايران

مخالف است .

5 - رژيم طاغوتى درصدد صدمه زدن به مسئوليت پاك ومقدس روحانيت ، پيوسته در

تلاش بود تا جائيكه بعد از مدتها به فكر تأسيس يك مركز دينى تحت عنوان

( دار الترويج ) شدند وبا تبليغات ويژه اى در حوزه هاى علميه وساير اماكن به جذب نيرو

پرداختند تا اينكه آنها را با شرايط خاصى تربيت كرده وبه كسوت روحانى درآورند وسپس

بسوى اهداف غير اسلامى خويش اعزام نمايند ، با اينكه ظاهر قضيه زير نظر اوقاف وعده اى

از علماى ساده لوح بود ولى در پشت پرده توطئه‌هاى خطرناكى بر عليه دين ودينداران

وروحانيتى كه همواره از صدر اسلام مسئوليت پاسدارى از اين دين را بر دوش گرفته است

منعقد شده بود .

حضرت آيت الله العظمى روحانى " مد ظله العالى " ، با برنامه‌ريزيهاى دقيق وآگاه

ساختن علماى وقت از توطئه‌هاى شومى كه بر عليه ارزشهاى دينى رقم مى خورد اعلاميه

بسيار شديدى را صادر فرمودند وضمن تحريم شركت در آن وعدم جواز پذيرفتن

شهريه‌هايى كه در اختيار ثبت نام كنندگان قرار مى دادند جامعه اسلامى وحوزه هاى علميه

را از يك حركت خزنده وشكننده وخسارت بار نجات دادند .

حضرت آيت الله روحانى " مد ظله العالى " راهنماى فدائيان اسلام

فدائيان اسلام تحت عنوانى كه دارند بر همگان تعريف شده هستند وهمه مى دانند كه

تعدادى از قهرمانان ايران اسلامى به رهبريت حضرت حجت اللاسلام آقاى نواب صفوى

" قدس سره " در يك دوران بسيار ترسناك وخفقان ، به صحنه مبارزات با رژيم

طاغوتى وارد شدند .

نواب صفوى " ره " را از زبان معظم له بشناسيم :          فصل دوم

ايشان از ابتداى ورود به حوزه علميه نجف اشرف  با ما آشنايى پيدا كرد وچندين سال اين ارتباط

ادامه داشت وهر لحظه نسبت به سابق علاقمنديها گرمتر مى شد تا جائيكه وى به منزل مى آمد

ومدتها اقامت مى نمود واين محفل برايش خيلى شيرين ودوست داشتنى شده بود كه بعد

از مدتى با دوستان صميمى خود مى آمدند وبحثهاى مفصلى انجام مى شد ودر هر مرحله‌اى

او مى گفت نظر ورأى شما براى من گره گشاست ، ومن خود را مطيع وفرمانبردارتان قرار

مى دهم واين مطلب را در اغلب موارد خصوصا در جريانات خيلى حساس در حضور

هزاران نفر از علماء ومردم اظهار مى نمودند كه من برنامه‌هاى خود را به صلاحديد كسى كه

سخنش برايم مطاع است انجام مى دهم . نواب از جهت شخصيت دينى ومذهبى يك فرد

متعبد ومتدين واقعى بود وهميشه تلاش مى كرد تا خود را تسليم خواسته‌هاى دينى سازد و

هرگز نديدم كه او دين را وسيله‌اى براى تأمين منافع ومصالح خويش قرار دهد وروى

همين اعتقاد سالم حركتهاى بزرگى را شروع مى نمود با اينكه توان مالى ضعيفى داشت ودر

اغلب سفرهايش با صراحت به ما مى گفت خرج راه وهزينه‌هاى آن به شما مختص است و

ما هم با علاقمندى آن را در اختيارش مى گذاشتيم بخاطر اينكه كسيكه براى خدا كار كند و

تمام اوقاتش را بر اين هدف بزرگ وارزشمند صرف نمايد بر مؤمنين واجب است كه او را

حمايت كنند ونيازهاى او را تأمين كنند ، معظم له ضمن اينكه ايشان را در تمام زمينه‌ها مورد

توجه قرار داده وبه نيازهاى روحى ودينى ومسائلى كه در ارتباط با حركتى كه وى آغاز

نموده بود مساعدت مى كردند ، با راهنمائيهاى خاصى موجبات تشويق وتقويت او را در

بهتر انجام دادن برنامه‌هاش ، فراهم ميساختند ، در حل مسائل اقتصادى ومشكلات و

موانعى كه بر سر راهشان ايجاد ميشد نهايت همكارى را انجام مى دادند تا اينكه آن مرحوم با

تكيه دادن به يك شخصيت بسيار بزرگ دينى ومرجع تقليد از قدرت اراده قوى ونيرومندى

برخوردار بود وروى همين اعتقاد توانست در سنگرهاى مبارزه موفقيت خودش را بدست

آورد .

با اينكه حضرت آيت الله العظمى روحانى " مد ظله العالى " مدت زمانى را در حوزه علميه

نجف اشرف بودند مرحوم نواب صفوى با آن روح بلند واستقامت فراوان در جهت شكل

گيرى حركت مقدس خويش باز بدون ايشان تصميم نمى گرفتند ودر هر موردىبا معظم له

مشورت مى نمودند واز راهنمائى ومساعدتهايشان بهره مند مى گشتند ، چون آن مرحوم

مدت زمانى را در نجف بوده ودر درسهاى علماء ومراجع شركت مى نمودند وبا تنها كسى

كه از ميان مراجع بيشتر مأنوس شده وهميشه با او مشاوره مى نمودند معظم له بودند .

معظم له در تحليلهاى رژيم طاغوت          فصل دوم

ايشان در شهر مقدس قم ، مشغول تدريس در سطوح دروس عاليه حوزوى بودند و

شاگردانى كه در جلسات درس حاضر مى شدند اغلب از افراد با استعدادى بودند كه در

عصر حاضر از مدرسين وعلماى بزرگ محسوب مى شوند ومراجع بزرگ وفقهاى

نامدارى مانند حضرت آيت الله العظمى بروجردى " قدس سره " در اين زمان از فعاليتهاى

علمى وبرنامه‌هاى درسى معظم له تمجيد داشتند وپيوسته ايشان را در جهت تحقق اهداف

حوزه هاى علميه تشويق مى نمودند .

وقتيكه اين مرجع بزرگ وفقيه نامدار رحلت نمودند ، حوزه علميه قم لحظه‌اى در

انجام برنامه‌هايش توقف نكرد ، زيرا شخصيتهاى بزرگى مانند حضرت آيت الله العظمى

روحانى " مد ظله العالى " وديگر مراجع مديريت وكارهاى حوزوى را بر عهده گرفته و

برنامه‌هايشان را ادامه دادند .

آنچه در اين مقاله مورد توجه است اينكه رژيم طاغوت بعد از وفات حضرت

آيت الله العظمي  آقاى بروجردى " ره " حوزه علميه قم

 را با دقت زير نظر داشت تا اينكه بتوانند از ميان فقها ومراجع موجود ،

كسى را براى اهداف خود ، انتخاب كند وچيزى كه بعد از مدتها بر همگان مكشوف گشت

ومورد قبول واقع شد اين بود كه رژيم از طريق رئيس ساواك ومأمورين ويژه اى كه پيوسته

از تهران مى فرستاد با سرعت زياد تلاش مى كرد تا اينكه مظعم له را از هر طريقى كه باشد

مورد توجه قرار دهد واو را در جهت تأمين خواسته‌هاى خويش انتخاب كند .

نمونه‌اى از فعاليتهاى رژيم در ارتباط با همين موضوع

پدر بزرگوار معظم له كه يك عالم  ومبلغ دينى وداراى فضائل اخلاقى وفردى

متعبد ومهذب بودند واين مسأله در ميان اهالى قم خصوصا علماء مورد تأييد بود . هنگاميكه

ايشان وفات كردند همه مراجع وفقهاى حوزه علميه قم ، با وحدت نظر اجتماع نموده و

شركت در تشييع وتدفين آن مرحوم ، تمامى بلاد وشهرها را اعم از علماء وحوزه هاى علوم

دينى ، بازاريان وكسبه و و . . . را در جريان قرار دادند كه مطابق نقل معتبر ، در اغلب شهرها

، خصوصا در شهر مقدس قم مراسم فاتحه خوانى در تجليل از مقام عالم ، ومحترم داشتن

حرمت مراجع دينى ، در سطح خيلى عالى انجام داده شد .

ودر هنگام اقامه نماز ميت بر آن مرحوم شركت عظيم مردم وطلاب وعلماء خصوصا

همه مراجع آن زمان جلوه خاصى به اجتماع داده بود وبا پيشنهاد همه مراجع نماز را معظم له

اقامه كنند وايشان نماز را اقامه كردند .

در اين ميان كه از همه جا ، تلگرافها واعلاميه‌هاى تسليت واصل مى شود وضعيت

خاصى در مراسم ومجالس سوگوارى آن مرحوم ، مشاهده مى شود .

رژيم طاغوت هم نخست وزير خويش ، آقاى امينى نخست وزير را در رأس هيأتى براى شركت در

اين مراسم به قم مى فرستد وى بعد از ورود به مسجد اعظم براى تسليت گوئى به خدمت

معظم له آمد وچنين گفت كه من از ناحيه اعليحضرت  آمده ام تا اينكه فقط به شما تسليت

بگويم .

بعد از چند روز كه مراسم به اوج رسيده بود وهزينه‌هاى زيادى جهت صرف اطعام و

ساير مسائل متوجه ايشان بود ومطابق فرمايش ايشان ، كه مخارج تمام برنامه‌ها بر دوش

من سنگينى ميكرد وبه كمترين  رقم از پول هم نيازمند بودم در اين ميان تلفن به صدا در آمد

معلوم شد كه از سوى شهربانى آن عصر بود وبه ما گفتند نماينده اى از سوى دولت ميخواهد

به ملاقات شما بيايد ، بعد از تعيين وقت ، وى آمد وبعد از بيان مطالبى مبلغ ده هزار تومان

بر روى ميز گذاشت وگفت آقاى امينى اين را فرستاده ومى گويد اين مبلغ از ارثيه اموال

پدرى است وهيچ شبهه‌اى نكنند .

معظم له به او فرمودند : ما نمى توانيم اين پول را قبول كنيم وتا به امروز هم قبول

نكرده ايم با اينكه رئيس ساواك پولهاى زيادى به اغلب آقايان فرستاده وآنها هم پذيرفته‌اند

ولى تا به امروز هيچكس نميتواند مدعى شود كه به ما پولى فرستاده وما هم قبول كرده باشيم

به هر حال بعد از عدم قبول اين پول ونظاير آن ، نگرانى هيأت حاكمه بالا مى رفت تا جائيكه

صبح همان روز در تهران در مراسم والدشان يكى از سران رژيم به برادرشان

 مى گويد برادرت هديه دولت را قبول نكرد .

هدف عمده آنان اين بود كه از اين طريق بتوانند وى را در جهت مقاصد خويش قرار

داده ومانع فعاليتهاى سياسى ومخالفتهاى او باشند زيرا براى آنان يقين حاصل شده بود كه

در حوزه علميه قم هيچ مرجع تقليدى خطرناكتر از ايشان به نظر نمى رسد چون از

شجاعت وشهامت وصداقت وتعهد معظم له بطور كامل با خبر شده بودند واين واقعيت

در تمام ايام وتاريخ كشور ايران بر همگان مشخص است كه ايشان در خيلى از موارد همه

خطرها را به جان خريده وخود را بدون كمترين توجه به مال ومنال ومنافع دنيا وترس از

زور سرنيزه دشمن وزندانها وتبعيدها و و . . . وارد صحنه مى كردند كه در اغلب آنها ، مراجع

وفقهاى معاصر ضمن اعلام خطر واحساس وحشت ونگرانى از معظم له مى خواستند كه

در اعلاميه وسخنرانيهايش كوتاه بيايد واينچنين شدت وبرخورد با رژيم عواقب خطرناكى

را بدنبال خواهد داشت ولى هيچ چيز مانند عمل به وظيفه وتعقيب خير وصلاح اسلام و

مسلمين بر ايشان مطلوب ومقبول نبود واين از نشانه‌هاى بزرگ يك مرجع دينى است كه با

داشتن انگيزه وهدف مقدس ، از خطر وفشار وتلخيها استقبال مى كند تا بتواند به مقصود

خويش توفيق حاصل نمايد .

حضرت آيت الله در تحليل ساواك

نظر بر اينكه سازمانى به نام ، سازمان امنيت كشور در دوران رژيم طاغوتى بر اين مرز

وبوم حكمرانى ميكرد وتا مى توانست بر خلاف امنيت وآزادى با مردم رفتار مى نمود وساواك

مخفف آن است .

هدف اين سازمان ابقاء حكومت پهلوى بود وچون قدرت سر نيزه وتمامى امكانات

راديو وتلويزيونى ، رسانه‌هاى گروهى ، جرايد ، در اختيارشان بود احدى قادر به اعتراض ويا

انتقاد نبود واگر عده اى در گوشه وكنار ميتوانستند با ايثار جان خويش سخنى را در مورد

ظلم وجناياتى كه در حق اين مردم بيچاره وشريف ، گفته باشند فورا دستگير مى كردند وبا

شكنجه‌هايى كه به ذهن انسان نمى رسد اذيت مى نمودند ودر همان حال اغلب دستگير

شدگان جان خود را از دست مى دادند به هر حال اين سازمان آنچنان قدرت داشت كه كارگر

يا خدمتكار خيلى پايين آن بر همه امتياز داشت وهيچكس را جرأت مبارزه ويا مخالفت با او

نبود واينچنين امتياز دادنها از بزرگترين علائم ضعف وناتوانى يك حكومت است كه

ميخواهد از طريق افراد ضعيف وجاهل وهوى پرست در مسند رياست ابقاء شود غافل از

اينكه در هر كشورى اگر عقلاء وكارشناسان ومتعهدين به دين وكشور ، پشتوانه حاكم

جامعه باشند بدون شك امتياز او خيلى بالا مى رود وكشور در پناه عدل وقانون از هر

توطئه‌اى در امن وامان خواهد بود به خاطر اينكه شخصيتهاى بسيار بزرگ وارزشمندى كه به

كشور از ديدگاه دين الهى نگاه مى كنند ودر همه موارد با احساس مسئوليت برخورد مى كنند

اينها هرگز دشمن ومخالف خير وصلاح آن كشور ويا جامعه نخواهد شد چون به همه

مسائل آگاهى دارند وحمايت آگاهان در هر موردى ، ارزشمند مى باشد

بولتن خبرى ساواك در شماره : 3687 / 312 مورخه 31 / 1 / 2537 در سه صفحه

منتشر مى شود وموضوع آن ، آيت الله سيد صادق روحانى است .(سند شماره:10)

برابر سوابق موجود ، سيد صادق روحانى از جمله آيات درجه اول مقيم شهر قم ميباشد

كه از سال 2520 در صف روحانيان مخالف دولت قرار گرفته وهمواره از نظريات آقاى

خمينى " ره " جانبدارى وبه نفع او فعاليت داشته ودارد .

ايشان از نفوذ واعتبار قابل ملاحظه‌اى برخوردار است .

سيد صادق روحانى از جمله اولين كسانى بوده كه عليه مقاله استعمار سرخ وسياه در

روزنامه اطلاعات عكس العمل نشان داده وحتى در خارج از كشور هم فعاليتهاى ويژه اى

را آغاز كرده ، در هر صورت تبعيد شدن وى در اين شرائط لازم است چون ممكن است

پيشرويهاى زيادى بر عليه رژيم داشته باشد ، مقامات بالاتر سازمان با مشورتهاى خاصى كه

در اين خبرنامه آمده معظم له را در قم تحت نظر كامل مى گيرند .

                          ------------------------------------------------------

فصل سوم :                                     فهرس

1 - نقش معظم له در شكل گيرى انقلاب اسلامى .

2 - مراجع تقليد نمايندگان عام امام عصر " عج " هستند .

3 - بخشى از مبارزات ايشان .

4 - فيضيه چگونه در سال 56 باز شد .

5 - نگاه اجمالى بر مجاهدتهاى معظم له .

6 - اعلاميه‌هاى مهم در زمانهاى مهم وخطرناك .

7 - مكاتبات با سران كشورهاى اسلامى .

                 ---------------------------------------------------------------

نقش معظم له در شكل گيرى انقلاب اسلامى ومبارزه بى امان با رژيم طاغوت          فصل سوم

در جوامع بشرى حركت وقيامهاى مهمى در طول تاريخ صورت گرفته وبه وسيله

نسلهاى بعدى دوام پيدا مى كند ليكن عامل اصلى كه در برگيرنده واقعيت اين قيامهاست و

آنها را در جهت مطلوب مثمر ثمر مى سازد موضوع رهبرى است .

نهضت وقيامهايى كه در جهان صورت مى گيرد از چند نكته بسيار مهم غفلت دارند :

1 ) هدف وانگيزه هايى كه با خلقت بشر ونيازهاى واقعى آنها بايد همخوانى داشته

باشد .

2 ) رهبريتى كه تحت عنوان يك عدد صحيح حركتهاى عمومى را معتبر وداراى اثر

مى سازد .

3 ) دين ويا مذهبى كه سرمايه‌هاى اصلى قيامها را در تحقق اهداف عاليه انسانى تأمين

مى كند .

نهضت وانقلابى كه در كشور ايران ، بصورت يك انفجار بسيار مهم وپر صدا ، رخ

نشان داد وهمه جهانيان را متوجه خود ساخت از اين سه مطلب فوق برخوردار بود ولذا تمام

تحليلگران قرن حاضر را به شگفت وتعجب واداشت چون آنها نسبت به نقش كليدى رهبران

مذهبى وآئين الهى وهدفى كه در قلب پيروان دين مطرح است به طور كامل بى خبر بوده و

از تحليل وتفسير يك نهضتى كه با چنين سرمايه ويا عوامل شكل مى گيرد درمانده هستند

، زيرا در تزهاى ماترياليستى وامپرياليستى و و . . . از اين علل وعوامل مهم هم خبرى نيست تا

اينكه آنها بتوانند انقلاب اسلامى را ، متناسب با واقعياتش تحليل وارزيابى كنند به هر حال

دينى كه در نگاه آنان به هيچ بخشى از ، امورات زندگى نسل بشر توجه ندارد وتنها وسيله

تخديرى است اما چطور توانسته جامعه به اين بزرگى را به حركت واداشته وآنها را به رشد و

كمال صعود دهد ويك رزيم نيرومندى را از صحنه تاريخ حذف كند وحاكميت الهى را

جايگزين آن سازد ! ؟ .

مراجع تقليد نمايندگان عام امام زمان " عج " هستند          فصل سوم

رابطه‌اى كه در ميان مسلمانان ورهبران دين يا مراجع تقليد وجود دارد يك ارتباط

معنوى است ومحصول اعتقادشان مى باشد چون هر مسلمانى در جهت حل مسائل تكليفى

خويش ودريافت احكام الهى به وجود كارشناسان معصوم كه از ناحيه خداى متعال منصوب

شده اند نيازمند است ودر هر عصرى وجود حجت الهى تحت عنوان يك ضرورت مطرح

است زيرا اگر در روى زمين حجت الهى نباشد كره زمين ساكنانش را در كام مى گيرد ونظام

عالم بر هم مى ريزد . ( 1 ) .

وقتيكه زمان غيبت كبرى فرا رسيد وحضرت امام زمان " عجل الله تعالى له الفرج " از نظرها

غايب گشت نماينده ونائب خاصى را تعيين نكردند ولى با صدور دستورى كه در بر گيرنده

شرايط مخصوصى است نمايندگان عام خودش را به مسلمين چنين معرفى فرمودند :

" واما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى عليكم وانا حجة الله "

ترجمه : در هنگام ظهور حوادث ومسائل وجريانات زندگى به كسانى كه احاديث ما

را روايت كرده وبه شما مى رسانند مراجعه كنيد چون آنها حجت وراهنماى من بر شما هستند

ومن حجت خدا مى باشم .

اين حديث شريف ودستور صريح حجت الهى با تعيين فقها تحت عنوان مرجع

مسلمانان آنها را در جهت حل مشكلات ومسائل زندگيشان يارى فرمودند وآنان را از

سرگردانيهاى خسارت بار نجاتشان داد وبا فعل امر ( فارجعوا ) جامعه اسلامى را از بى نظمى و

تصميم گيريهاى مستبدانه وخودمحورى بازداشت وآنها را به مراجعه كردن به روات حديث

واطاعت از آنان در اينگونه موارد ملزم ساخت به هر حال تاريخ سرخ تشيع بعد از غيبت

كبرى از حقيقت ان حديث شريف سخن مى گويد كه در طول نزديك به سيزده قرن است

كه مسئوليت سنگين دين ودينداران بر دوش فقهاى عظام ومراجع تقليد بوده وهست واين

بزرگواران با دقت وزكاوت خود وتوجهات

حضرت ولى عصر " عجل الله تعالى له الفرج " در هر عصر وزمان خوب درخشيده و

مسئوليت خودشان را با اتحاد كامل وقبول حرف حق به شكل زيبا وخداپسندانه پياده

مى كنند به خاطر اينكه در ميان فقهاى مذهب مقدس شيعه تنها يك هدف در مد نظر است

وآن تحقق رضا وخوشنودى حجت خداست ولذا هيچ اختلافى در ميان آنان پديد نمى آيد

واگر روزى اختلافى پيدا شود محصول تلاش ودلسوزيهايى است كه نسبت به دين الهى

در خود احساس مى كنند ولذا بعد از مباحثه وطرح مطالب واقامه دليل در كنار هم

مى نشينند وبا وحدت كامل براى خير وصلاح مسلمين مى انديشند وآن را بخوبى حل

مى كنند .

با اينكه براى دشمنان اسلام وقرآن وامامت خيلى سخت است كه فقهاى مكتب

تشيع را با چنين اتحادى ببينند كه از مصالح ومنافع خويش مى گذرند وهرگز ابزارى براى

                                -----------------------------------------------

* ( هامش ) * 1 . اصول كافى - كتاب حجت - صفحه 251 .

2 . وسائل 27 - باب 11 - صفحه 140 . ( * )

                              -------------------------------------------------

رشته خويش در مورد علماء وروحانيت شيعه چنين مى گويد : علماء وروحانيت

هميشه از دين وايران اسلامى پاسدارى نموده وتا به امروز هيچ قراردادى را بر عليه كشور

اسلامى وبه نفع استعمارگران امضا نكرده اند . حضرت آيت الله العظمى روحانى

" مد ظله العالى " در پاسخ به نامه دانشجويان مقيم خارج در سال 1352 به اين حقيقت

تصريح فرمودند :

. . . كه علماى شيعه در سخت ترين شرايط هرگز تسليم زر وزور نشده اند ونخواهند

شد وتوجه به تاريخ معاصر بلاد اسلامى وملاحظه قراردادهاى ننگين وضد ملى ،

عكس العمل علماى واقعى در برابر آنها ، اين واقعيت را به خوبى ثابت مى كند وشما در هيج

دوره اى يك قرارداد استعمارى را با امضاى يك عالم وروحانى شيعه نخواهيد ديد .

حضرت آيت الله العظمى روحانى " مد ظله العالى " از روزى كه بعد از اتمام مراحل

تحصيل در نجف ونيل به درجات عاليه اجتهاد وفقاهت وارد حوزه علميه قم شدند ضمن

تدريس وتربيت شاگردان مستعد هرگز از توطئه وشيطنتهاى حاكم وقت غافل نبودند و

تمامى برنامه‌هايشان را به طور دقيق وروشن زير نظر گرفته ودر نطفه خفه مى كردند ولذا

دولت وقت با فرستادن هيأتى تلاش خود را در جهت آرام ساختن معظم له ادامه مى داد ولى

هيچ توفيقى نصيب آنان نشد ، از جمله گامهاى مثبتى كه حضرت ايشان در متزلزل ساختن

نظام طاغوتى برداشته‌اند عبارتند از :

فصل سوم                   1- اعلاميه بر اعلام عزاى عمومى در عيد نوروز سال 1341 ه‍ ش در برابر ظلم و

جنايتى كه رژيم بر عليه پيروان قرآن ومذهب حقه جعفريه اثنا عشريه وملعبه قرار دادن آنها

انجام مى داد ، صادر فرمودو روز اول ودوم فروردين سال جديد را براى عزادارى در منزل

خويش برگزار نمودند ( 26 / 12 / 1341 ) .

عزاى عمومى

بسم الله الرحمن الرحيم واليه المشتكى

( شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا يحزنون لحزننا

ويفرحون لفرحنا )

چون در اين ايام ضربات بيرحمانه‌اى همواره بر پيكر مقدس قرآن

ودين وارد آمده وميآيد وشريعت مقدسه خاتم انبياء ( ص ) وطريقه

حقه جعفريه اثنى عشريه ملعبه دست مهاجمين به دين شده وبالنتيجه

ارواح مقدسه آل محمد ( ص ) متالم ومصيبت زده است لذا ايام

نوروز ايام عزاى عمومى اعلام ميشود واينجانب جلوسى بعنوان عيد نداشته

وروز اول ودوم فروردين در منزل مجلس عزادارى برقرار ميباشد .

20 شوال 82

محمد صادق الحسينى الروحانى

2- در سال 1341 ه‍ ش ، قوانين انجمنهاى ايالتى وولايتى تصويب شده ودر شرف اجرا بود .

ايشان در مورخه 12 / 8 / 1341 به امير اسدالله علم نخست وزير وقت نامه اعتراض

آميزى را ارسال ميدارد ودر آخر نامه چنين مرقوم فرموده اند :

. . . كه اگر چنانچه پيشامد سوئى بشود مسئول آن كسى است كه اعتنا به موازين شرعيه

وقانون اساسى وافكار عمومى ننموده است .

به چند نمونه ازاين اعلاميه ها اشاره ميشود:

متن پيام مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمى روحانى به ملت مجاهد وشريف ايران

"   بسمه تعالى واليه المشتكى"                                     

ولا تهنوا ولا تحزنوا وانتم الاعلون ان كنتم مؤمنين

عفريت خونخوار استبداد وبيدينى پنجه‌هاى زهرآلود خود را تا مرفق بقلب مبارك امام زمان اروحنا فداه فرو ميبرد .

مردم مسلمان ايران ، جوانان غيور ومجاهد ، صفوف مقدس خود را فشرده تر كنيد ودر برابر نيروى اهريمنى مردانه

مقاومت نمائيد وعده الهى است كه پيروزى نهائى از آن كسانى خواهد بود كه ثابت قدم باشند " ان تنصر الله ينصركم ويثبت اقدامكم " .

فجايع وجنايات هولناك مزدوران رژيم وعمال شناخته شده استعمار ودژخيمان قرن ، همچنان ادامه دارد . در فضاى

خفقان آور آكنده از دود باروت در ساحل درياچه خون شهيدان چهارده ما اخير در دامن اجساد كشته‌شدگان بى گناه همه

روزه بر تعداد شهيدان مسلمان در سراسر شهرهاى ايران افزوده ميشود وحكومت وحشت وترور به آدمكشى وحشيگرى خودادامه ميدهد .

ملت مسلمان ايران كه برهبرى مراجع عظام به مبارزه آشتى ناپذيرى عليه رژيم استبدادى دست زده ، هرگز حاضر

نخواهد شد كه در برابر خيمه شب بازى هاى حكومت باصطلاح سوسيال دمكرات ساكت نشيند وتماشاگر نمايشات وصحنه

سازيهاى دشمنان دين وآزادى واستقلال كشور باشد . مدعيان سوسيال دمكرات با اتكاء به قدرتهاى خارجى مردم را به رگبار

مسلسل مى بندند وخيال ميكنند كه بدين وسيله وبه همكارى چماق بدستان آدمكش وتظاهرات قلابى ميتوانند چند روزى

بحكومت خود ادامه دهند غافل از اينكه هيچ انسان با شرفى بچنين طرز حكومت صحه نخواهد گذاشت وهيچ با وجدانى

با چنين تبهكاران فاسد وغاصبى همكارى نخواهد نمود ومصالح واقعى كشور را فداى مصلحت خصوصى معدودى طفيلى وجانى حرفه‌اى نخواهد ساخت .

عمال رژيم مخوف در لباس جديد همچنان سايه سياه وننگين خود را بر سراسر كشور گسترش داده ومردم مسلمان

ايران را از ابتدائى ترين حقوق انسانى خودشان كه حتى سياهان آفريقا هم از آن برخوردارند محروم ساخته .

حكومت استبدادى سلطنتى اكنون در قيافه اسبتداد سوسيال دمكراتى ظاهر شده ومرتكب همان جناياتى ميشود كه در

دوره حكومتهاى قبلى انجام مى يافت .

به مسلسل بستن مردم مسلمانى كه آماده استقبال از رهبر عاليمقام خود بودند وكشتن ومجروح نمودن صدها تن

جوانان عزيز ، نشان دهنده عمق خفقان واعمال ضد قانونى هيئت حاكمه فعلى است كه در واقع آخرين بقاياى رژيم

است .

ملت ايران كه تازه از زير بار ديكتاتورى كهنه خلاص شده زير بار ديكتاتورى نوين نخواهد رفت وفريب سخنان

بيهوده را نخواهند خورد وبيارى حق وبا استقامت خود مزدوران نظام حاكم را در هر لباسى كه تجلى كنند رسوا خواهند ساخت

وبا ادامه اعتصاب وتظاهرات به دولت فعلى وهواداران خارجى آن نشان خواهند داد كه ديگر دوران اجراى نقشه‌هاى

استعمارى وضد انسانى سپرى شده است .

ما ضمن فرستادن درود بروان پاك شهداى اخير تهران وشهرستانهاى ايران وعرض تسليت به بازماندگان آنان از

درگاه خداى بزرگ مدد ميطلبيم وبا استعداد از عنايات حق به پيش ميرويم وبه پيروزى خود كه بسيار نزديك است اطمينان

كامل داريم وهم اكنون به پيروزيهاى بزرگى نائل شده ايم وموفقيت پوشالى ولرزان آنان را درهم كوبيده ايم . والعاقبة للمتقين                 

                                                                                          محمد صادق الحسينى الروحاني         

             "  بسمه تعالى واليه المشتكى

" ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربهم يرزقون "

بدنبال نشر مقالاتى در انكار پاره اى از احكام ضروريه اسلام مانند ( حجاب ) واهانت در

روزنامه‌هاى تهران بمقام شامخ روحانيت وعلماء اسلام ومرجعيت شيعه كه امام ارواحنا فداه

اهانت بآنها را اهانت بخود وپيغمبر صلى الله عليه وآله دانسته ، عواطف پاك مردم مسلمان ايران جريحه‌دار

شد وطلاب عزيز وفضلاء حوزه علميه به همراهى مؤمنين در روز 18 ديماه بصورت دستجعمى بمنازل مراجع

تقليد مراجعه نموده وبعنون تقبيح اين قبيل نوشته‌ها واعمال غير اسلامى در تظاهرات آرامى

شركت نمودند ، اما متاسفانه در روز 19 دى مامورين مسلح دولتى بر خلاف هر گونه اصل اخلاقى وانسانى

وبر خلاف صريح اصل نهم متمم قانون اساسى به افراد بى سلاح بى پناه حمله كردند وبا تيراندازى وحشيانه‌اى

كه با هيچ منطقى قابل توجيه نيست دهها نفر از طلاب جوان ومردم مسلمان را كشته وعده زيادى را

مجروح ساخته وآنگاه مانند فاتحين به رژه شرم آورى در جلو صحن مطهر پرداختند .

اين فاجعه دلخراش كه در صفحات تاريخ ثبت خواهد شد وموجب تأثر وتأسف هر انسان با احساسى

است سودى جز افزودن به كينه ونفرت مردم مسلمان بر عاملين آن نخواهد داشت .

ومايه اندوه است كه هنوز اجساد مقتولين از طلاب ومردم مسلمان را به صاحبان آنها تحويل نداده اند

وامكان ملاقات زخمى شده گان را از ما سلب كرده اند وبا محاصره منازل مراجع ارتباط آنان را

با حوزه علميه ومردم قطع كرده اند وعده اى از فضلاء ومدرسين حوزه را نيز دستگير وتبعيد

نموده اند .

آيا اين است مفهوم آزادى وفضاى سياسى باز ؟ آيا اين است مراعات اصول بين المللى وقانون

اساسى ؟ آيا اين است احترام بحقوق بشر ؟ . . .

ما اين قبيل اعمال خلاف انسانى وضد بشرى وقرون وسطايى را تقبيح نموده ومحكوم ميدانيم .

واز خداى متعال بر بازماندگان شهداء اين فاجعه ، شهداء راه حق وفضيلت صبر واجر

جزيل خواهانيم وحتما خداوند مسئولين اين جنايت را بسختى كيفر خواهد فرمود :

" فلا تحسبن الله مخلف وعده رسله ان الله عزيز ذو انتقام "

                                 2 صفر 98 - محمد صادق الحسينى الروحانى                        

3 - صدور اعلاميه درباره چهلمين روز شهداى مدرسه فيضيه - 1342 ه‍ ش ،

          متن اعلاميه حضرت مستطاب  آيت الله روحانى " دام ظله العالى "

                                   " بسمه تعالى واليه المشتكى"

ملت مسلمان ايران ، رژيم مخوف وپليسى وابليسى وحشت وترور ، برادركشى و

خفگان ، قانون شكنى وظلم وطغيان همچنان ادامه دارد . دولت بى بند وبار عليرغم تمام

اصول قانونى وانسانى وشرف ، مى گيرد ، مى بندد ، مى زند ومى كشد . هيچكس از دست ،

زبان وقلم رجاله‌هاى دولتى هيچگونه تأمينى ندارد . جان ومال وحيثيت همه كسى در خطر

است . آزادى هست ولى براى حكومت سر نيزه وقلدرى ، آسايش هست ولى براى غارتگران

وآدمكشان دولتى ، اما مردم . . . . .

مردم بايد در زير چكمه جلادان دولتى دست وپا بزنند ، مردم بايد تحت فشار مرگبار

حكومت حبس ، شكنجه وشلاق جاويد شاه بگويند ، مردم بايد بميرند واز هستى ساقط

شوند ومخارج سرسام آور تشكيلات وسيع سازمانهاى مخوف ضد ملى وضد قانونى را

بپردازند . عجب اين است كه اين همه ستمگريها وحق كشيها را به نام عدالت به قالب بزنند .

وعجبتر آنكه اينهمه ظلم وفشار وقانون شكنى را به نام اجراى اوامر شاه انجام مى دهند .

يعنى چه ؟ مگر اين شاه ، شاه كشور ايران نيست ؟ مگر شاه يك كشور مهاجم و

اجنبى است ؟ مگر شاه مى تواند از حدود قانون اساسى تجاوز كند ؟ مگر شاه مى تواند علنا

به جنگ اسلام وروحانيت برود ؟ اوامر شاه يعنى چه ؟ ما نمى دانيم شاه از اين همه قانون

شكنيها واز اين همه سخن پراكنيهاى مفتضح كه حكومت دجال به نام او مى كند خبر دارد

يا نه ؟ مثل اينكه اين جغدهاى شوم تا اين كشور نفرين شده را به دخمه ويرانه‌اى تبديل

نكنند دست بردار نيستند ونصيحت واندرز واستدلال آنان را كه از باده شهوت ومقام

مست مغرور شده اند به هوش نخواهد آورد .

بيش از چهل روز است كه از فاجعه مؤلمه مدرسه فيضيه مى گذرد . بيش از چهل روز

است جمعى از عزيزترين وشريفترين وگرامى ترين فرزندان ايران وسربازان روحانيت و

اسلام از دست عمال حكومت جبار وجنايتكار شربت شهادت نوشيده ودر آغوش تيره

خاك خفته‌اند بيش از چهل روز است پدران ومادران داغديده آنان در ماتمشان سرشك

حسرت مى بارند . بيش از چهل روز است مصدومين ومجروحين غارت زده فاجعه قم

گرفتار هزاران درد ورنج ومصيبت اند . آيا در اين مدت دو---------------------------[1][1]-------------------

اين كشور ، اسلام وطريقه حقه جعفريست ، ونسلا بعد نسل وجود علماء اسلام كه حافظ

اين آئين مقدسند ودر هر عصرى براى اين كشور ضروريست ، با اينكه حجم مشمولين

نظام وظيفه در هر سال بيش از ظرفيت احتياج كشور است وشاه در مشهد مقدس

در آرامگاه نادر در نطق معروف 12 / 1 / 42 با كمال صراحت به اين حقيقت اعتراف مى كند (

كه ما از تعداد مشمولين نظام وظيفه مرد روز به روز كم مى كنيم ) با اينهمه موانع كدام سر

مگوئى ايجاب كرد كه دولت عليرغم قوانين واصول ، عليرغم اعتراف صريح شاه ، مثل

گرگ درنده اى كه به گله بزند بار ديگر به حوزه علميه هجوم برد ومحصلين را به

سربازخانه‌ها بكشاند ، آيا اين قانون شكنى ها بجز محاربه با اسلام ومذهب معناى ديگرى

هم دارد ؟

خوشبختانه پرده ها بالا رفت ودولت ياغى با عمل سربازگيرى از طلاب مشغول به

تحصيل علوم دينى يكبار ديگر پرده از روى نيات كثيف وضد اسلامى خود برداشت ، ولى

دولت سفاك هنوز به جهشهاى شوم وشيطانى خود ادامه مى دهد . آرى هنوز اجازه نمى دهد

داغديدگان ومصيبت زدگان فاجعه قم دور هم جمع شده ومراسم چهلم كشتگان را برگزار

مى كنند .

هزاران درود وافتخار به روان پاك شهداء فضيلت وروحانيت ، طوفان لعنت ابدى بر

حكومت غاصب وقاتل .

وسيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون

قم - الاحقر محمد صادق الحسينى الروحانى

4- نامه بسيار مهمى را در مورخه 16 / 7 / 1352 به رؤساى كشورهاى عراق ، مصر

سوريه و و . . . نوشتند مبنى بر اينكه همه بلاد اسلامى بايد با همبستگى كامل در برابر رژيم

صهيونيستى مقاومت كنند وبه مبارزات خويش تا برچيده شدن آن ادامه دهند ومطمئن

باشيد كه همه علماء وجوامع اسلامى پشتيبانتان خواهند بود :(پيوست شماره:12)

                                                       " هو"

     الزعيم الكبيرالسيدانورالسادات رييس الجمهوريه المصريه الاسلاميه المحترم

     الزعيم الكبيرالسيدحافظ الاسد رييس الجمهوريه الاسلاميه العربيه المحترم

في شهررمضان المبارك الذي انتصربه المسلمون الاولون في وقعه بدر علي المشركين الطغاه

ستنصرالامه الاسلاميه اليوم علي الطغاه المرده بقيادتكم الحكيمه الرشيده وستكون الامه الاسلاميه

بجميع طوائفهاولغاتهاوالوانهاورائ قيادتكم لتحرزواالنصرالموزروترتفع بذلك كلمه الله والاسلام

وعسي ان تكون برقيتناهذه تعبيراصادقاعن وجوب الجهادفي هذاالسبيل علي جميع المسلمين

عن مدينه قم العلميه- محمدصادق الحسيني الروحاني

5- درتاريخ 11/6/58 مطابق با10شوال99طي تلگرام شديداللحني  به شيخ عيسي امير بحرين در مورد

بدرفتلري باشيعيان بخصوص علما هشدار دادند وخواستار آزادي مسلمانان وعلماي زنداني شدند.(سندشماره:

همچنين طي سخنان مهمي درشهريور58 كه متن آن توسط خبرگزاريهاي بين المللي به سراسر جهان

مخابره گرديدوچندين روزنامه بزرگ جهان مانندلوموندوواشنگتن پست اقدام به چاپ وتفسير پيرامون آن

پرداختند امير بحرين رامتهم به تجاوز وسواستفاده ازقدرت كرده وبه اوتوصيه كردندكه اصول اسلامي

را رعايت كندودرباره ادعاي ايران برمالكيت بحرين مطالب مهمي رابيان كردند.سندشماره:

6- درمخالفت با تصويب لايحه كاپيتولاسيون، در تاريخ 27 / 8 / 1343 ،

اعلاميه شديد اللحنى را صادر نمودند وضمن رد وغير معقول دانستن مصونيت مستشاران

نظامى آمريكا ودفاع از حريم مراجع وفقها جامعه

ايران اسلامى را از شيطنتهاى دشمنان دين وامامت آگاه ساختند :

                                       " بسمه تعالي واليه المشتكي"

       موضوع مصونيت مستشاران نظامي امريكادراين چندروزه اخيرپابه

                 مرحله خطرناكي گذاشته وخشم ونفرت عموم رابرانگيخته است

مقامات عاليه روحانيت برحسب وظيفه اي كه بعهده آنانست باسخنراني واعلاميه مفاسد ومعايب اين

قانون رابامنطقي بسيارمحكم ومتين گوشزدمتصديان امورنمودند.متاسفانه آنهاباتمام وسايل تبليغي كه در

اختياردارندبامغالطه وسفسطه ميكوشندماده رابصورت (اصلي اساسي وقانوني ) درآورندودرجواب علما

كه حافظ دين واستقلال مملكتندغيرازهتاكي وفحاشي وتهمت چيزديگري بيان نكرده بلكه بدستورآنها

يكعده ازنالايقهاكه درمجلس اجتماع نموده اندويك عده ازروزنامه نگاران مزدورمهاجم بحريم مقدس اسلام

هرگونه تهمت وافتراواهانتي كه متصوراست به مراجع عظام ميزنندوباين كارهااكتفانكرده بدون هيچگونه

مجوزشرعي وقانوني وعليرغم اعلاميه حقوق بشرواصل نهم متمم قانون اساسي با يك شبيخون

(حضرت آيت ا...خميني )راكه يكي ازميباشنددستگيروبمحل نامعلومي تبعيدنموده ومنازل بقيه مراجع را

محاصره وآنهاراتاچندروزمحبوس درمنازلشان نمودند.بهرحال حقيربراي روشن شدن گوشه اي ازاين

بازي خطرناك مفاسدومعايب آنرابيان نمودم .وامابهانه قوانيني كه گاهي استنادبه آن ميشودمطايبه و

مغازله بيش نيست زيرا اين قوانين هرچقدر هم كه مهم باشندباتوجه به اصل اول ودوم متمم قانون اساسي

درصورتي براي ملت ايران قابل قبولست كه مخالف باشرع انوراسلام وطريقه حقه جعفريه اثني عشريه

نباشند وتشخيص آن كه مخالف شرع است يا نيست طبق اصل دوم متمم قانون اساسي فقط وفقط در

صلاحيت علمااعلام ومراجع تقليد شيعه است لاغير.                          والسلام علي من اتبع الهدي

                                                                       10رجب 84   محمدصادق الحسيني الروحاني 

باز شدن فيضيه در سال 1356          فصل سوم

براى هر كار گروهى ودسته جمعى ، مكانهاى خاصى لازم است تا اينكه نقد وبررسيها

وهمچنين برنامه‌ريزيها در آنجا صورت بگيرد وطرفداران وپيروان اين حركت وظايف

خودشان را ، در ارتباط با آگاه ساختن عموم مردم در كليه شهرها وبخشها و و . . . در همين

مكان مشخص ساخته وسپس وارد كارزار مى شوند .

مدرسه فيضيه قم ، وتمام مدارس علوم دينى شهرستانها ومراكز دانشگاهى وفرهنگى

، در كشور ايران براى نقد وبررسى وبرنامه‌ريزيهاى انقلاب مكان خاصى بودند وچون تمام

انتقادها وطرح مسائل سياسى وزير فشار قرار دادن حكومت مركزى در اين مكانها شكل

مى گرفت وجوانان متدين ومتعهد اعم از طلاب ودانشجويان در اثر صفاى درون وقلب

سليم ، وقايع را بخوبى ارزيابى كرده ، حقايق را از شيطنت وتوطئه‌ها به روشنى تشخيص

مى دادند ودر اثر حالات جوانى وپاكى روح وقلب واحساس مسئوليت در برابر عقائد و

ارزشهاى دينى خود بصورت يك انفجار نور در جامعه ظاهر مى شدند تا اينكه ديگران را از

جرياناتى كه بر ضد ارزشهاى دينى در محيط زندگى وكشور به راه افتاده ، آگاه سازند تا

يكپارچه بسوى ظالم وطاغوتهاى زمان حمله‌ور شوند .

در شكل گيرى انقلاب اسلامى ايران ، مدرسه فيضيه نقش كليدى را به خود

اختصاص داده است چون همه سخنرانيهاى مراجع وبزرگان بر عليه حاكمان ظلم وجور در

اينجا صورت مى گرفت وهر حركتى در اين كشور بسوى يك هدف بزرگ از اين فيضيه

سرچشمه مى گرفت ولذا براى دولت وقت وحتى خود شاه در تمام ايران مدرسه فيضيه

خيلى مهم بود تا جائيكه چندين بار بعد از به حكومت رسيدن آخرين شاه پهلوى ، مورد

هجوم وحمله واقع شد وعده زيادى از طلبه‌هاى بسيار متين وبا تقوى در آغوشش به خاك

وخون غلتيدند .

حمله نيروهاى شهربانى وارتش قبل از سال 1342 ه‍ ش وبعد از آن تا سال 1356

چندين بار بصورت خيلى خشن و خصمانه ادامه داشت ودر هر هجوم وحمله كبوتران حرم

ايمان ومعرفت به خداى متعال وعاشقان وپيروان نور مقدس حضرت محمد وآل محمد

" صلوات الله عليهم " شكار صيادان بيرحم مى شدند وتاريخ كشور ايران هرگز نمى تواند به

اين واقعيت منكر شود كه علماء ومراجع وطلاب حوزه هاى علميه قم وساير بلاد چقدر در

استقلال وآزادى آن سختيها ، زندان ها ، تبعيدها و شكنجه‌هاى سلولهاى انفرادى را متحمل

شدند ، از خانواده واهل وعيال وتمام زندگيشان گذشتند ، حتى با نثار خون پاكشان از اين

مملكت دفاع كردند وآن را از حلقوم پليد استعمارگران بيرون كشيدند . واگر ادعا شود كه

همه علما ومراجع وطلاب براى نجات وسعادت اين كشور لحظه‌اى كوتاهى نكرده اند و

بالاتفاق در هر عصر وزمان كفنهاى خود را بر سر گذاشته وپيوسته به اين مملكت حضرت

امام زمان " عجل الله تعالى له الفرج " خدمت نموده وبراى خدمتشان پاداشى نگرفته‌اند و

بلكه آنچه در اختيارشان بود همه را در راه استقلال وآزادى كشور عزيزمان ايران مصرف

نموده اند ، اين واقعيت را حتى دشمنان آنان هم تاييد كرده ومى گويند : تا به امروز هيچ عالم

دينى قراردادهاى فروش اين كشور را امضا نكرده است .

به هر حال بسته بودن درهاى فيضيه نشانه ناراحتى وعصبانيت حكومت از فعاليتهايى

كه در اين مكان مقدس انجام مى گيرد مى باشد وتا سال 1356 ه‍ ش ، اين مساله با شدت

زيادى مطرح بود .

فيضيه در سال 1356 ه‍ ش ، چگونه توسط حضرت آيت الله العظمى

روحانى " مد ظله العالى " باز شد ؟

قضيه باز شدن فيضيه چنين است كه يكى از شخصيتهاى علمى به نام آيت الله

آقاىحاج ميرزا ابو الفضل زاهدى ، وفات يافته بود واين مسأله به گوش علما وطلاب وبازاريان قم

رسيد ، ليكن سختگيرى وكنترل شديد دولت مانع بود كه مردم وهمچنين علما ومراجع

و و . . . در تشييع پيكر اين روحانى شركت كنند زيرا اجتماعات در هر شرائطى ممنوع بود و

مامورين در سطح شهر به قدم زنى مشغول بودند تا اينكه از برنامه‌ها واجتماعات جلوگيرى

كنند .

معظم له طى تماسهاى تلفنى وفرستادن اشخاصى به منزل مراجع ، پيشنهاد كردند كه

ما مى خواهيم در تشييع جنازه آن مرحوم شركت كنيم ولى اغلب آنها به ايشان خبر دادند كه

وضعيت خيلى خطرناك وحادثه‌آفرين است خصوصا براى وجود شما احتمال خطر خيلى

زيادى است ونبايد به چنين كارى اقدام كنيد .

ايشان براى آخرين بار ، بعد از ارسال پيام به بازاريان وكسبه وطلاب وجوانان شهر و

آماده كردن آنها ، به مراجع پيام فرستاد كه من بدون وقفه بسوى حرم براى انجام مراسم

حركت مى كنم ، بعد از اين خبر قطعى ، تعدادى از مراجع با ايشان در اين مراسم شركت

نمودند ومطابق نقل گواهان ، جمعيت خيلى زيادى در حرم مطهر واطرافش همگام

با علماء وطلاب حاضر شدند .

نماز ميت به امامت معظم له اقامه گرديد وقتى كه جنازه را بسوى دفن حركت دادند

عده اى از جوانان وقهرمانان اسلام به خدمتش آمدند ودر مورد باز كردن مدرسه فيضيه به

بحث نشستند وايشان با تمام قدرت وشهامت به خطرهاى بسيار جدى وغير قابل جبران

لبخند زد ورهبريت امت را در حمله به نظاميان كه در اطراف فيضيه وبخشى از حرم و

مقابل بازار شيخان بودند بر عهده گرفت وچون خودشان در صحن بزرگ حرم مطهر بودند

به دنبال مردم به راه افتادند ، مردم از هر سو شعار مى دادند وعليه طاغوت مطالبى مى گفتند

وخود را براى شكستن حلقه‌هاى نظاميان موجود در اطراف فيضيه كه به حرم متصل است

آماده مى كردند در اين حال حضرت ايشان به انقلابيون وشعار دهندگان رسيد ووقتيكه از

مقابل نظاميان رد مى شدند همه آنها با يك حالت خاصى با او برخورد كردند ومانند اينكه

يك مقام بزرگ ارتشى از نيروهايش سان مى بيند .

به هر حال حضور حضرت آيت الله العظمى روحانى " مد ظله العالى " ، وضع بسيار

جديدى را در مردم وجوانان براى تحمل هر نوع سختى ومشقت در باز كردن مدرسه فيضيه

وتحقق آن ، پديد آورد وهمچنين نظاميان موجود در اطراف مدرسه وحرم را خيلى مرعوب

ومتحول ساخت كه با ديدنش دست از هر كارى كشيدند ومحضر علماء ، خصوصا مرجع

عاليقدر را محترم داشتند .

لازم به ذكر است :

در ميان نيروهاى ارتشى وشهربانى وحتى ساواك ، افراد متدين ومتعبد وخداشناسى

بودند كه به مقدسات وارزشهاى دينى احترام قائل مى شدند وهرگز به خود اجازه نمى دادند

كه به يك طلبه وروحانى معمولى جسارت كنند كجا مانده كه طرف مقابل آنها يك مرجع

تقليد باشد .

حتى خود معظم له به اين نكته عنايت داشتند كه در اكثر موارد ، مانند زندانها وتبعيدها

ويا در تظاهرات ونظاير آنها ، هيچ نوع بى احترامى كه ناشى از هتك وجسارت به مقام

مرجعيت وفقاهت باشد از اينها نديدم با اينكه مأموريت خودشان را در تبعيد ويا به زندان

بردن و و . . . انجام مى دادند ولى هيچوقت توهين وبى حرمتى به مقام مرجعيت را در ظاهر

انجام نمى دادند ، البته ممكن است عده اى به كارهاى توهين آميزى دست بزنند ونسبت به

تعدادى از علما ومراجع حرفهاى زشت ونامعقولى هم بگويند ولى غالبا به حرمت علماء و

مراجع پايبند بودند .

فيضيه به بركت معظم له باز شد

بعد از آنكه جنازه مرحوم زاهدى به سوى دفن برده شد حركت اغلب مردم با هدايت و

رهبريت آيت الله العظمى روحانى بسوى مدرسه فيضيه متوجه گشت واين موضوع در تمام

شهر تحت عنوان يك خبر بسيار شادمان كننده ونشاط آور پخش شد واغلب علماء و

مراجع در مقابل تهديدهاى نظاميان در نگرانى كامل قرار گرفته بودند كه شايد به وجود

معظم له جسارت ويا خطرهاى ناگوارى متوجه شود ليكن ايشان با قدرت وشهامت اين

مسأله را بخوبى رهبرى كرده وبا اراده قوى ونيرومند در اثر اتكاء به قدرت لايزال الهى ،

درهاى بسته شده مدرسه فيضيه را براى هميشه گشودند .

در اين حال جمعيت زيادى وارد مدرسه شدند وبه تميز كردن حياط وحجره ها

پرداختند وبراى تثبيت وقطعى كردن اين مسأله ، امكانات لازم را براى اقامه نماز مغرب و

عشاء فراهم نمودند واز طريق بلندگو اعلام شد كه نماز به امامت حضرت ايشان اقامه

مى شود ، صفهاى نماز جماعت به تمامى حياط مدرسه فيضيه گسترده شد ومعظم له وارد

نماز شدند وبعد از اين جريان اين مكان مقدس براى هميشه باز شد وكارهاى حساس و

سرنوشت سازى كه در پيروزى انقلاب اسلامى نقش كليدى داشت دوباره در اين مدرسه

شروع شد .

نگاهى اجمالى بر مجاهدتهاى معظم له          فصل سوم

روزهائيكه در اين كشور نفس كشيدن وسخن گفتن وتدريس وتحصيل ،

سخنرانى ، مقاله‌نويسى و و . . . در زير فشار وكنترلهاى دقيق ساواك شكل مى گرفت و

لحظه‌ها براى مجاهدين در راه رسيدن به هدف مقدسشان ، با خون دل وجان وشكنجه و

تبعيد ، در زير ضرب وشتمها بودن و و . . . مواجه بود ، چون شدت حكومت نظامى وورود

مأمورين بسيار قسى القلب در صحنه مبارزه ، وضعيتى را پيش آورده بود كه اغلب كسانيكه

امروز از انقلاب واهداف آن دم مى زنند وهر كسى را مطابق با آن معيارهايى كه خود دارند

سنجش وارزيابى مى كنند ودر مواردى جز خود ودوستانشان از كسانى كه اين انقلاب

مديون رهبرى واراده قوى ونيرومند آنان است نام نمى برند به خيال اينكه نسل حاضر

نمى تواند مهره هاى اصلى اين قيام مقدس را تشخيص دهد ودر نتيجه خيال مى كنند بازى

ميدان را ما اداره خواهيم كرد غافل از اينكه پروردگار متعال هرگز بندگان مخلص خود را

فراموش نمى كند وآنها را بر تمام تاريخ بشر با زبان حال وقال بخوبى نشان خواهد داد ، در

آن روزهاى بسيار سخت وحساس آنها در جهت حفظ جان وتأمين خواسته‌هاى خود بودند

ونمى توانستند بيشتر از آن مقدار حركت كنند به خاطر اينكه وجود فقها ومراجع عظام كه

ملجاء ومرجع مردم مسلمان بوده وهستند به صورت عدد صحيح همه حركت وتظاهرات

وبرنامه‌هاى انقلابى را به ثمر نشاندند واگر اين همت واحساس مسئوليت نبود ومراجع

اين حركتها را تأييد نمى نمودند بدون ترديد انقلاب به نتيجه نمى رسيد ، حالا كه طوفان آرام

شده وكشتى انقلاب در ساحل لنگر انداخته هر كسى به دنبال ادعاهايى است كه اصلا با

مراحل علمى وشخصيت اجتماعيشان تناسبى پيدا نمى كند واين داورى را غالب مردم در

غياب وحضور مدعيانى كه عبيد دنيا ومقامات آن هستند انجام مى دهند ولى بايد به

داوريهاى روز قيامت هم فكر كنيم كه هيچ نوع راه نجاتى جز اعمال خداپسندانه وجود ندارد.

به هر حال در داخل كشور اولين شخصيت ومرجع تقليدى كه در جهت تحقق

خواسته‌هاى جامعه اسلامى وايرانى ، پا بپاى خون شهدا حركت نمود وبا صدور اعلاميه و

تعطيل بازار وحوزه هاى علميه ، اميد دشمن را به يأس مبدل مى ساخت وجود مقدس

حضرت آيت الله العظمى روحانى " دامت بركاته " بود وحتى در اغلب موارد مراجع عظام تقليد

با معظم له براى صدور اعلاميه واخذ تصميم مشاوره مى كردند وچون در اكثر موارد آنها

مبارزه را با تندى وشدت قبول نداشته وبا عصاى احتياط وارد صحنه مى شدند ولى حضرت

ايشان همه خطرها را به جان مى خريد وبدون كمترين توجه به منافع مصالح خويش وارد

عمل مى شد ومى فرمود امروز بايد به مصلحت اسلام وملت ايران انديشيد ومطابق

بررسيهاى دقيق ، ايشان تنها مرجعى هستند كه غالبا در هنگامه آشوب ودرگيريها با صدور

اعلاميه‌ها براى تعطيل عمومى ويا مخالفت با قوانين حكومتى وساير جريانات ويا تشويق

عموم مردم به تظاهرات وراهپيمائيها و و . . . نقش رهبرى خويش را ايفا مى كردند .

اعلاميه‌هاى بسيار مهم در زمانهاى بسيار خطرناك          فصل سوم

از شيوه هائى كه بين علماء ومراجع ومردم مسلمان در جهت روشن شدن تكليف

شرعى در تمام زمينه‌ها رايج است مكاتبات مى باشد واين به دو صورت انجام مى گيرد ،

گاهى مردم در مورد مسأله‌اى سؤال مى كنند وفقها پاسخ مى دهند ، كه به اين روش استفتاء

گويند وگاهى خود مراجع بدون سؤال مردمى ، وارد صحنه مى شوند وبراى دفاع از دين و

ارزشها وحريمهاى عقيدتى ، متنى را ترتيب داده وبصورت خاصى آنرا منتشر مى سازند و

چون اعلاميه‌ها واستفتائيه‌ها به نظر يك مرجع تقليد برمى گردد واو حكم اسلام را در آن

عصر وزمان متناسب با سؤال ، يا وضعيت پيش آمده صادر مى كند ولذا بصورت يك سند

مهم تاريخى وقابل استناد ، در تمام زمينه‌ها براى تمام مسلمانان مطرح مى شود .

در اينجا به بخشى از اعلاميه‌ها ومكاتبات كه از ناحيه مرجع عاليقدر جهان تشيع

حضرت آيت الله العظمى آقاى سيد صادق روحانى " مد ظله العالى " صادر گرديده مى پردازيم تا

اينكه همگان بتوانند با مطالعه دقيق آنها ، ضمن آگاهى يافتن از وضعيت بسيار مهم و

خطرناك كشور ايران وهمچنين از هجوم توطئه‌هاى استعمارگران در اشكال گوناگون بر عليه

دين وارزشهاى اسلامى ، از شخصيت قوى ونيرومند معظم له ، كه از ايمان به خداى متعال

وتوجه كامل به رضا وخوشنودى او ، ريشه مى گيرد با خبر شوند وهمچنين از دور انديشى و

آگاه بودن از وضع زمان حال وآينده ايشان براى تدبير امورات مسلمين در جهت حفظ

ارزشهاى دينى وانسانى ، بطور كامل آگاه گردند .

اگر از طريق انصاف وداوريهاى آگاهانه به اين اعلاميه‌ها ، نگاه شود بدون ترديد

حقيقت ديگرى از وجود مراجع وفقهاى دينى ، بر انسانها روشن مى گردد وآن اينكه فقهاء و

علماء ومراجع دينى پيوسته به مسئوليت بسيار مهم خودشان ، در جهت اسلام ومسلمين و

نيازهاى آنها توجه دارند وهرگز هيچ چيزى نمى تواند آنان را از اين تعهد وانجام مسئوليتشان

بازدارد ولذا مرجعيت شيعه در هر عصر وزمان بعد از وجود مقدس پيشوايان معصوم " عليهم

السلام " ، توانسته با وسيله قرار دادن خويش ، از اسلام ومسلمين بخوبى پاسدارى نمايد .

اعلاميه‌هائى كه در پيش روى شماست كه در چند خط وچندين جمله‌ها تمام شده

است ، سند زنده احساس مسئوليت در برابر اسلام ومسلمين وكشور عزيزمان ايران است

كه سالها با خون دل خوردن در تبعيدگاههاى طاقت فرسا وزندانهاى انفرادى ، غريب وتنها

ماندن ، ممنوع الملاقات شدن حتى از اهل خانواده خويش ، از دست دادن بهترين زمان از

دوران عمر ، شنيدن سخنان ناگوار وهتك حرمت گروهى از جلادان به مقام شامخ

مرجعيت و و . . . معجون شده است ، هر ورقى از اين اعلاميه‌ها با هزاران درد ورنج و

شكنجه‌هاى روحى وجسمى در راه تحقق هدف پيام رسانى مى كند تا نسلهاى آينده بتوانند

از طريق مطالعه آنها ، همه اين واقعيات را لمس كرده وبه داورى بنشينند وشخصيتهاى

مهم عرصه نبرد با طاغوتيان را در هر عصر وزمان تشخيص داده واز آنها الگو بگيرند .

اين شخصيت آگاه به وضع زمان در برابر سياستهاى خطرناك

استعمارگران همه تلخيها وسختيهائى كه اجمالا اشاره گرديد بجان خريد ودر سنگر

پاسدارى از دين وارزشهاى آن وهمچنين براى نجات كشور عزيزمان ايران از ميان هزاران

فتنه‌هاى استبدادى واستعمارى ، اعلاميه‌هاى خودش را صادر فرموده وجهان اسلام را بسوى

سعادت وموفقيت واستقلال وآزادى راهنمائى وهدايت مى نمود .

وهر اعلاميه‌اى كه از معظم له صادر مى شد مانند يك موشك در ميان مردم نور افشانى

كرده وبسوى اردوگاه دشمن شليك مى گشت .

صبر ومقاومت وتحمل همه سختيها ايشان را به صورت يك خطر غير قابل انعطاف

براى دشمن معرفى كرده بود واغلب افرادى كه از نزديك با هيأت حاكمه ونخست وزير ويا

خود شاه تماس داشتند نقل مى كنند كه آنها مى گفتند حضرت آيت الله روحانى يك فرد

خطرناكى است كه به هيچوجه قابل تطميع وتهديد نمى باشد . دوران زندگى ايشان هم

گوياى اين واقعيت است كه اگر كسى بطور واقع بينانه زندگينامه ايشان را مطالعه كند و

همه حوادث را دوران بسيار سخت ودشوار بصورت روشن ارزيابى كند بدون ترديد باور

خواهد كرد كه ايشان در راه سعادت وموفقيت مسلمانان وتحقق حكومت اسلامى همانند

شمع سوخته‌اند .

در انتها به بخشى از اعلاميه‌هائى كه هر كدام سند چندين سال زندان وتبعيد و

شكنجه‌هاست مى پردازيم وتا ممكن باشد متن آنها را با كپى از اصل مى آوريم تا براى زنده

شدن خاطرات مجاهدتها ، همبستگيها وتوجه يافتن به خدمات بسيار ارزنده مراجع و

علماء وهمچنين سنجش ديندارى وهشيارى مردم مسلمان وفهيم ايران در اطاعت از

پيام رسانان دين خدا و و . . . مورد استفاده واقع شود .

سرمايه‌گذارى حضرت آيت الله العظمى روحانى براى تحقق انقلاب

در جريان توفنده نهضت ------------------------------------------

دو چهلم از فاجعه كشتار قم ويك چهلم از واقعه خونين تبريز نگذشته بود كه وقايع مشابهى

در شهرهاى ديگر بخصوص در يزد ، جهرم ، همدان ، اصفهان ، اهواز و . . . رخ داد وعده

زيادى كشته وزخمى شدند وبراى چندمين بار ما را ماتم زده نمودند وسوگ نشاندند .

اگر چه در مدت چند ماه اخير انواع قانون شكنيها ، زورگوئيها ، كشتارها وآدم دزديها به

/ صفحة 50 /

اوج خود رسيده است ومردم اين مملكت ناظر كثيف ترين جنايات تاريخ بوده اند ، اگر چه

بسيارى از هموطنان مسلمان ما هنوز در مرگ عزيزان خود اندوهناكند ، اگر چه هنوز زندانها

وتبعيدگاهها از انبوه مردم بيگناه ، حق گو ودانشمند كه جمعى از آنها مفاخر عالم اسلام و

روحانيت هستند موج ميزند ، اگر چه هنوز طلاب ودانشگاهيها ، محصلين دبيرستانى ،

بازارى ، كارگر ودهقان تحت تعقيب ، شكنجه وآزارهاى ضد انسانى قرار دارند ، اگر چه در

اين مدت بر خلاف دستور اسلام وقانون اساسى وحقوق بشر مأمورين هيأت حاكمه به امر

آنها بى شرمانه به اماكن مقدسه قم حمله برده ودر حرم مطهر زائرين بيگناه را مضروب

ساختند ودر مدرسه آيت الله العظمى بروجردى به چپاول وغارت پرداختند ووحشيانه در و

پنجره مدرسه را شكستند ولوازم ساده زندگى طلاب وكتابهاى آنان را از بين بردند وطلاب

را به قصد قتل مضروب ساختند وبعضى را از طبقه دوم به صحن حياط پرت نمودند . اگر چه

هيأت حاكمه به خيمه شب بازى خود همچنان ادامه ميدهد وگروهى مزدور يا مجبور را همه

روزه در گوشه‌اى از اين مملكت به نام كميته‌هاى جناح پيشرو واعضاى نيروهاى پايدارى

در ميتنگهائى كه تشكيل مى دهد به نمايش مى كشد تا پشتيبانى خود را نسبت به خود ابراز

دارد وتظاهرات يكپارچه مردم مسلمان ايران را بر ضد خود تظاهرات عده اى قليل اخلالگر

قلمداد كند . آرى با وجود همه اين حوادث ملت ايران هرگز تسليم ياوه سرايان وجنايتكاران

نخواهد شد وطوفانى از خشم ونفرت نسبت به هيأت حاكمه ومأمورين آدمكش و

تبهكاران ، بعنوان يك وديعه آسمانى در سينه خود حفظ خواهد نمود وهرگز شلاق وباتوم و

گلوله از راه مقدس دين وآزادى واستقلال كامى ميهن دور نخواهد ساخت ودستگاه

استبداد حاكم از اين وحشيگريها ودرنده خوئيها وآدمكشيها طرفى نخواهد بست ، مگر آنكه

شعله‌هاى غضب الهى به آنان نزديكتر گردد وآتش خشم عمومى آنان را در خود فرو برد .

ما طبق وظيفه اسلامى يك بار ديگر به هيأت حاكمه هشدار مى دهيم كه هرگز

نمى توان با روشهاى قرون وسطائى اين ملت بيدار شده وخشمگين را خفه ومطيع ساخت .

از اين آزمايش تلخ وناگوار اجتناب كنيد ، كبريت به انبار باروت نزنيد وبنزين بر آتش

خشم ونفرت عمومى نپاشيد . قدرى تعقل كنيد واز جدال با خدا ورسول وجنگ با

دستورات الهى بپرهيزيد كه وبالش بسى عظيم وعاقبتش وحشتناك ووخيم است ونمونه

آن را در اين ايام در سراسر ايران مشاهده نموديد كه مردم مسلمان ايران ايمانى راسخ به قرآن

واسلام دارند وبراى حمايت از دين به پيروى از دستورات مراجع تقليد ، از بذل جان هم

دريغ نكردند واكثريت به اتفاق ، از شما اظهار تنفر وانزجار نمودند . درود بر قاطبه مردم

مجاهد ايران ، طوفان لعنت ابدى بر آدمكشان وغارتگران وطاغوتهاى زمان .

ما روز نوزدهم ارديبهشت 1357 را عزاى عمومى اعلام ميداريم ودر آن روز

حوزه هاى علميه در سراسر ايران تعطيل خواهد بود . از مردم مسلمان ايران انتظار داريم كه

صفوف خود را در زير پرچم اسلام فشرده تر سازند ودر برابر نيروهاى اهريمنى وطاغوتى

مردانه استقامت نمايند . از خداوند متعال براى شهداى راه حق وفضيلت ارتقاء مقام وبراى

بازماندگان آنان صبر واجر جزيل خواستاريم " .

                                                      بيستم جمادى الاولى 1398

                                                    محمد صادق الحسينى الروحانى

عليرغم تهديدهاى ساواك وهشدارهاى رئيس شهربانى اين اعلاميه كاملا مؤثر واقع

مى شود . با كمك نيروهاى مردمى كار تعطيل عمومى به كمال انجام مى گيرد . متعاقب

صدور اين اعلاميه ، به دستور شاه ، بلافاصله حضرت آيت الله در خانه خودشان زندانى

مى شوند وراههاى ارتباطى با خارج به كلى قطع مى گردد . اما همه اين تمهيدات در مقابل

قدرت توفنده مردم ، كه خواستار رهبرى اين ابرمرد در داخل كشور بودند ، از هم فرو

مى باشد .

روز بيست وپنج رمضان مردم محاصره منزل حضرت آيت الله را درهم مى شكنند و

كبوتران سپيد حرم آزادى وآزادگى بالهاى خونين خويش را به طواف مى دارند .

خبرنامه جبهه ملى ما وقع را چنين شرح مى دهد :

حضرت آيت الله روحانى از بيست وششم ارديبهشت ماه در خانه خود تحت نظر و

زير كنترل شديد ساواك بودند وچند بار مردم مبارز قم كوشيدند كه ديوار محاصره را

شكسته وبه خانه ايشان راه يابند وهر بار پليس با گاز اشك آور وتيراندازى آنها را از اطراف

خانه دور نمود ، سرانجام شبانگاه سه شنبه هفتم شهريور ماه دهها هزار نفر از مردم با ايمان و

مصمم شعارگويان راهى خانه حضرت آيت الله العظمى روحانى گرديدند ومأمورين ساواك و

شهربانى كه از سيل خروشان جمعيت به وحشت افتاده بودند راه فرار پيش گرفتند ومردم

شادى كنان وارد خانه شدند وبسيارى نيز در كوچه وخيابانهاى اطراف گرد آمدند .

در آن شب حضرت آيت الله العظمى روحانى طى سخنانى از پايدارى ومحبت مردم

سپاسگذارى نمودند . ساعت 9 شامگاه روز هشتم شهريور نيز ايشان طبق قرار قبلى

سخنانى پيرامون حكومت اسلامى وضرورت اتحاد در موقعيت خطير كنونى ايراد كردند و

سپس در حاليكه اتومبيل ايشان در ميان سيل جمعيت قرار گرفته بود براى زيارت به حرم

مطهر حضرت معصومه " ع " رفتند .

با همه اينها باز هم دستگاه ستمشاهى ، سرخورده ومنفعل بيكار نمى نشيند . روز

هفدهم شهريور ، يعنى روز عيد فطر از سوى دستگاه ستمشاهى ، كه اينك مستقيما رو در

روى مردمى كه به حمايت از حضرت آيت الله برخاسته‌اند ، قرار گرفته واعلاميه‌هاى كوبنده

حضرت آيت الله پايه‌هاى تخت طاووس وخدمتگذاران نوكرصفتش ( آن غلامان جان نثار ) را

لرزانيده است ، هجوم تازه اى آغاز مى شود .

بعد از ظهر روز عيد فطر مجددا مزدوران ساواك وشهربانى به منزل حضرتشان هجوم

مى برند . در اين هجوم تازه تنها حضرت آيت الله نيستند كه دستگير مى شوند ، بلكه گروهى

از نزديكان ومتدينين واقعى را ، كه بعنوان پاسدارى از منزل حضرتشان ، در بيت ايشان

حضور داشتند ، همگى را دستگير كنند .

در اينجا لازم است متن اعلاميه ديگر حضرت آيت الله روحانى را در مورد نقض همه

قوانين انسانى وبخصوص منشور حقوق بشر را در آن ايام در اينجا بياوريم . اين اعلاميه كه

در سال 42 وپس از حمله اول دولت به مدرسه فيضيه قم صادر شده ، در حقيقت اعلام

آغاز مبارزه عليه سيستم ستمشاهى است . سيستمى كه باور نمى كرد كسى توان وقدرت

آغاز كردن مبارزه با شخص شاه را داشته باشد .

حضرت آيت الله در اوج قدرت رژيم با رئيس ساواك سخن مى گويد:

پس از اين اعلاميه است كه حضرت آيت الله به بهانه گفتگو وصحبت با مردم در روز

عيد غدير تصميم به خروج از منزل مى گيرند .

گفتگوى حضرت آيت الله وبديعى ، رئيس ساواك قم نيز يكى از شنيدنى ترين و

بياد ماندنى ترين يادگارهاى روزگار ماست . رئيس ساواك از حضرت آيت الله مى پرسد :

سؤال : امروز ظاهرا قصد خارج شدن از منزل را داريد وگويا مى خواهيد براى مردم

صحبت بفرمائيد ؟

جواب : بله ، همينطور است .

سؤال : آنطوركه ما شنيده ايم قصد داريد درباره لايحه مصونيت مستشاران ولايحه

حمايت خانواده صحبت بفرمائيد ؟

جواب : بله كاملا درست شنيده ايد ، چون حتما درباره اين لايحه صحبت مى كنم .

سؤال : آيا امكان دارد صحبت را به روز ديگرى موكول فرمائيد ؟

جواب : خير ، امكان ندارد .

رئيس : آخر حضرت آيت الله امروز روز عيد غدير است ، ومردم از همه جا براى

زيارت آمده اند وشهر فوق العاده شلوغ است .

جواب : اتفاقا به همين دليل امروز را براى صحبت انتخاب كردم .

رئيس : ولى ما نوار داريم وصحبتهاى شما را ضبط خواهيم كرد ؟

جواب : چه بهتر ، چون به هر حال قرار نيست من صحبت درگوشى با كسى داشته باشم

، صداى من آنقدر رسا هست كه اگر هم ضبط نكنيد كاملا به گوش شما مى رسد .

رئيس : ولى حضرت آيت الله من هم ناچارم به شما اعلام كنم كه حافظ جان شما

نيستم واز اين بابت از خود سلب مسئوليت مى كنم .

جواب : اتفاقا درست بر عكس ، البته از بابت جان خودم شما نگران نباشيد ، كسى هم

از شما نخواسته كه حافظ جان من باشيد ، اما از بابت مردم صراحتا به شما اخطار مى كنم كه

هر حادثه‌اى برايشان پيش بيايد مستقيما شما مسئول هستيد ومن شما وبقيه مقامات به

اصطلاح امنيتى را مقصر ومجرم مى شناسم .

با همين مكالمه تلفنى يك برگ ديگر از كارنامه زندگى اين رهبر بزرگ وآشتى ناپذير

واين هميشه مبارز نستوه در متن تاريخ ملتى كه چنان كوهى استوار در تندبادهاى تاريخ بر

جاى ايستاده است ورق مى خورد .

كماندوها به مردم هجوم مى برند . . . بازار تعطيل مى شود ، فشار جمعيت در مسجد

امام حسن " عليه السلام " به حدى مى رسد كه ناچار تمام خيابانهاى اطراف را نيز مى پوشاند

شهر به حالت تعطيل كامل در مى آيد . نه اتومبيلى در خيابانها است ونه وسيله نقليه

ديگرى وتنها صداى رساى حضرت آيت الله روحانى است كه در فضا مى پيچيد وتاريخ

باز هم به دست مردان بزرگى كه در دامان خود پرورده است ورق مى خورد .

متن سخنرانى حضرت آيت الله العظمى روحانى در شروع درس حوزه علميه قم ( در

روز يكشنبه دوازدهم صفر 1398 برابر با سوم بهمن ماه 1356 ) :

اللهم لك الحمد الشاكرين لك على مصابهم الحمد لله على عظيم رزيتى وصلى الله

على سيدنا محمد وعلى الاصفياء من عترته واعوذ بالله من الشيطان رجيم .

" ولا يحسبن الذين كفروا انما نملى لهم خير لانفسهم انما نملى ليزدادوا اثما ولهم عذاب

مهين " آل عمران 172 .

فجايعى كه در اين روزها در شهر مذهبى قم واقع شد ، فجايعى است كه روى تاريخ

بشريت را سياه كرده است فجايعى است كه در طى قرون واعصار متمادى نظيرش كمتر

ديده شده است .

فاجعه‌اى است كه در اين عصر بخصوص در هيچ جايى از جهان نظيرش ديده نشده

است . مأمورين مسلح دولتى به عده اى كه تظاهرات آرامى داشتند وتقاضايشان اين بوده

است كه احكام وقوانين اسلام بايد اجرا بشود به روحانيت ومقام مرجعيت شيعه جسارت

شده است وبايد رفع اهانت از آن بشود وقوانين مملكتى به خصوص ماده يك ودو و

بيست وشش وسى ونه از متمم قانون اساسى بايد اجرا بشود . حمله به متظاهرين به نحوى

حمله شده است كه بعد از ساعتى دهها مقتول وعده زيادى مجروح در خيابانها بودند وبعد

از آن حمله مأمورين در شهر به يك مانور وحشيانه‌اى كانه فتحى كرده اند ، پرداختند . در

اين فاجعه به مردم وحتى خانه‌هاى مردم هم حمله شد وبعد از آن مجروحين را در

بيمارستانها ودر منازل تحت نظر گرفتند .

مقتولين را به ما عددش را نمى گويند چقدر است . برده اند تهران وعدد مقتولين گفته

نشده است . اسامى آنها گفته نشده است . الان مقتولين ما در كجا هستند هنوز نمى دانيم .

مسلما آنها دفن نشده اند . آنها هنوز دفن نشده هستند ومعلوم نيست چه بر سر آنها آمده

است .

با اين فجايع وحشيانه‌اى كه انجام دادند از غرايب اين امر است هنوز هم مى گويند

انقلاب سفيد ! ! ! اين چه سفيدى است كه با اين همه خونريزيها رنگين نمى شود .

بدتر از آن وفجيع تر از آن نسبت ارتجاع دادن است . بعد از اين جريان در روزنامه‌ها

- در نطقها ، در راديوها ، مرتب عنوان مرتجع وارتجاع مطرح مى شود . نمى دانم مرتجع ما

هستيم كه فقط تقاضايمان اجراى قانون اسلام ، اجراى قوانين مملكت ، مراعات اصول

حقوق بين المللى است ؟ مرتجع مائيم كه اين را مى گوئيم يا آنهائيكه احياى سنن ما قبل

اسلام را مى كنند ، يا احياى آتش پرستى مى كنند ، ويا سنن كسانى را كه غير از زور و

قلدرى وبدبختى بر ملتشان چيزى نداشتند احيا مى كنند ؟ . . . جشنهاى 2500 ساله

مى گيرند وماده تاريخ اسلام را عوض مى كنند ، آنها مرتجع نيستند وما مرتجعيم . به هر

حال اين مصيبت عظمى را اولا به پيشگاه اقدس ولى عصر " ارواح العالمين له الفداء " كه حتما

قلب مقدسش از اين جريان مجروح است ، تسليت عرض مى كنيم ( گريه شديد حضار ) و

ثانيا به بازماندگان اين مقتولين ، پدران ومادران ستمديده ، فرزندان يتيم وبعد هم به خودمان

( من وشما وبقيه مسلمانها ) اين مصيبت بزرگ را تسليت مى گوئيم . قاعده اش نبود كه ما

درس بياييم ودرس هم نيامديم ، بعنوان درس نيست . امروز فقط دو جهت سبب شد كه ما

اينجا آمديم . يكى اينكه پريشب يكى از مراجع بزرگ تلفن كردند اينكه در جريان باشيد

چون متحدا ومتفقا آقايان با هم بودند ، هم مراجع ، هم علماء ، هم طلاب وهم مردم

بنابراين بنا داريم فردا درس را شروع كنيم . يعنى ديروز وشما هم براى حفظ وحدت كلمه و

اينكه دولت استفاده نكند از اختلاف كلمه شما هم برويد درس .

من هم بنظرم بد حرفى نيامد ، چون حالا كه وقت مبارزه است صلاح نيست به اينكه

آقايان طلاب ولو گله‌اى هم از بعضى داشته باشند . جاى اين نيست كه به اين حرفها

رسيدگى بشود . حالا بايد متحدا ومتفقا در مقابل دشمن استقامت كرد . اين يك جهت بود

، جهت ديگر اينكه اين ايام سؤالات مكرر مى شود ، خيلى زياد ، دو سه سؤالى از ما مى كنند

. يكى اينكه نتيجه انقلاب وخونريزى چه شد ؟ سؤال دوم اينكه شما چه خيال داريد ، و

برنامه‌تان چيست ؟ سوم اينكه محصلين وطلاب چه برنامه‌اى دارند وچكار بايد بكنند ؟

براى جواب اينها امروز چند كلمه‌اى صحبت مى كنيم :

جواب سؤال را در آيه شريفه خداوند تبارك وتعالى داده است ودر قضيه حضرت

موسى وفرعون ، شما هم قيام كنيد ، مبارزه كنيد ، داخل عرض مقدس بشويد ، ( چون اجازه

نمى دادند به دخول در عرض مقدس را ) جواب آنها اين بود به اينكه آنطرف كه زور وقلدرى

واسلحه وهمه اينها را دارد وما هم هيچگونه وسيله‌اى نداريم جز يك عده اى افراد بى سلاح

، بى پناه ما با اينها نمى توانيم مبارزه كنيم بعلاوه ايكال مى كنيم امر را به خداوند تبارك وتعالى

" فاذهب وربك فقاتلا انا هيهنا قاعدون " المائده 27 .

شما با خدايت برو جنگ بكن ، چون اگر خدا مى خواست خودش قدرت اين را دارد

كه زورگوها را از بين ببرد ما چرا قيام كنيم . بنابراين شما برويد جنگ خودتان را بكنيد اگر

فاتح شديد ما هم هستيم ، اگر مغلوب شديد ، شما مغلوب مى شويد ، ما چرا برويم ؟ در اين

آيه شريفه دارد " ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غالبون وعلى الله فتوكلوا ان كنتم

مؤمنين " ( المائده 5 ) . اينجور مى فرمايند خداوند به اينكه اگر ملت خواسته‌اى دارد با اراده و

عزم راسخ قيام كند واز راهش وارد شود ، از راه مبارزه ، راه صحيح مبارزه ، پيروز مى شوند .

واكنون مسلما پيروزى با شماست ، بر شمائيكه مبارزه مى كنيد توكل بر خدا هم بكنيد .

معناى توكل اين نيست كه در خانه بنشينيم وبگوئيم خداوند تبارك وتعالى خودش كارها را

انجام بدهد . امام زمان است بايد بيايد ، ما آقا داريم ، صاحب داريم خودش بيايد اصلاح

كند . نه اينطور نيست . شما مبارزه بكنيد مسلما غالب خواهيد شد ودر عين حال متوكلا

على الله باشد - وقصدتان خدا باشد - براى خدا قيام كنيد اگر به خدا ايمان داريد مسلما

پيروزى از آن شماست يقينا اينجور در آيه شريفه فرموده است ، آيات قرآن هم البته مربوط به

زمان خاصى نيست . اين مربوط به جميع ازمنه است ودر اين زمان هم باب وراهى كه ما

بايد از آن داخل شويم راهى است كه خود پيغمبر " ص " ارائه فرموده است ( صلوات حضار )

شايد متواترا اين روايت پيغمبر اكرم روايت شده است كه بعد از اينكه فضائل جهاد را فرمود ،

فوائد جهاد را بيان داشت ، فرمود " افضل الجهاد كلمه عدل عند امام جائر او سلطان جائر او

امير جائر " يك كلمه حق در برابر جبابره وسلاطين جور زدن ، اين بزرگترين جهاد است

يعنى از اين راه بايد داخل بشويد ، افضل جهاد اين عبارت است " كلمه عدل عند امام جائر

او سلطان جائر " .

اين يك روايت ، در روايت ديگرى كه متواترا مستفيضا بيان شده فرموده است به اينكه "

اذا ظهرت البدع فعلى العالم ان يظهر علمه والا فعليه لعنت الله " اگر قانونى بر خلاف قوانين

اسلام جعل شد ، هر عالمى بايد اظهار علم بكند . صحبت اينكه مؤثر است يا مؤثر نيست ،

گوش مى دهند يا گوش نمى دهند ، اين در كار نيست . وظيفه علماست به اينكه در وقت

ظهور بدع قيام كنند وبگويند حرفشان را واگر حرفى نزدند عليهم لعائن الله . در آن روايت

ديگر است به اينكه اين قبيل علماء ( يعنى علمائيكه نگفته‌اند ، علمائيكه اظهار نكرده اند )

محشور مى شوند در روز قيامت بنحوى كه تمام جنبنده هاى محشر از بوى تعفن آنها

ناراحت مى شوند . بنابراين راهى كه پيغمبر نشان داده است همين است كه ملت با هم

مجتمعا حرفشان را بزنند واز مبارزه با اينكه آنطرف زور دارد ، قلدر است ، سلاح دارد ،

مى زند ومى بندد از آن هم وحشتى نكنيد .

در اين ايام انصافا حوزه علميه وبه تبع آن مردم شهر مذهبى قم به اين دو روايت خيال

مى كنم خوب عمل كرده اند . در اين امر كه اولا علماء جمع شدند واجتماع كردند . بعد هم

مردم اجتماع كردند . ما دو حرف داشتيم اول آنكه به روحانيت جسارت شده است به آن بايد

تعظيم بشود ورفع اهانت . دوم اينكه قوانين اسلام بايد اجرا بشود . پس دو مقصد بود ، اما در

مقصد اول خيال مى كنم خيلى زود غلبه با ما باشد . اثر خيلى زود ظاهر شد . چون نه تنها در

شهر قم اين قيام بود وهمراهى بود . اغلب شهرهاى ايران بر حسب تلفن يا تلگراف كه

مى شود ، علماء وروحانيون ، بازاريها ومردم مسلمان در مقام دفاع از روحانيت وپشتيبانى

حوزه علميه ومقام مرجعيت بودند .

ظاهرا اغلب شهرهاى ايران همين بوده وبه شهرهاى ممالك ديگر هم سرايت كرده

است . بنابر اين اهانتى كه شده بود به نحو اكمل جبران شده است وتعظيم از روحانيت شد .

اين يكى - هدف دوم ما اين بود به اينكه قوانين اسلام در معرض حمله قرار گرفته است . در

آن قضيه دو ، سه سال قبل ، قضيه فيضيه كه واقع شد ، حالت سكوتى در همه جا پيدا شده

بود وآن سكوت را دستگاهها حمل كردند بر ضعف وناتوانى - بواسطه آن حالت سكوت كه

از حوزه ديدند شروع شد به اجراى قوانين ضد دينى - گاهى مجبور كردند دانشگاه را كه

دخترها بى حجاب بروند ، گاهى حملات ديگر كردند . كه آن در ذهنشان آمد كه اين ملت

ديگر مرده است وديگر خيال قيامى ندارد وكارها را مى شود انجام داد . اين حركت ، يعنى

اين خون بيگناهانى كه ريخته شد ، اين خون ابريائى كه در خيابانها به اين نحو ريخته شد ،

اين خون واقعا سبب شد تلاطم وعكس العمل جمعيت را وملت قيام كرد ، قيام ملت

هميشه به اين نحو است ، قيام ملت خشم ملت ، نفرت ملت ، سد عظيمى است در مقابل

ستمكاران وجباران .

بلا اشكال وبلا ترديد اين سد عظيم محقق شد ، اين سد عظيمى است در مقابل

ستمكاران وجباران وحالا بنحوى است كه خيال نمى كنيم به اينكه قوانين اسلام را از بين

ببرند ، شايد تا مدت زيادى اثر اين جهت باقى بماند ، به شرطى كه ما هم به همين نحو باقى

بمانيم . ما هم كارهايمان را ادامه بدهيم . بلا اشكال نتيجه گرفته شده است از اين قيام .

پس حرف اينكه خونها ريخته شد اثرش بد بود غلط است . اثرش زياد است . ما آن دو

هدفى را كه داشتيم خيال مى كنيم به هر دو هدف نائل شديم . وانكم غالبون ، مسلم غلبه با

ما بوده است ، يعنى الان هست ، نه اينكه بعدا خواهد شد . الا ان حزب الله هم الغالبون ، الان

است ، واقعا غلبه با ماست .

اما اينكه ما حالا چه مى كنيم وچه مى خواهيم ، فعلا از موضع قدرت ، نه به حساب

ضعف وناتوانى ، بعنوان مقتدر از دولت چه درخواست داريم .

اولا اينكه قوانين اسلام بايد مو به مو اجرا بشود وهر قانونى كه بر خلاف قوانين اسلام

است اين قوانين بايد از بين برود . همانطورى كه در مواردى از متمم قانون اساسى ماده

1 ، 2 ، 26 و 39 اين جهت را تصريح دارد به اينكه قوانين مملكت بايد قوانين اسلامى باشد ، هر

قانونى هم بايد عرضه بر علماء ومراجع تقليد بشود اگر آنان تشخيص دادند وآن قانون ،

قانونى است موافق اسلام ، قابل اجرا است والا قانون قابل اجرا نيست - پس در قانون

اساسى حق وتو براى مرجع تقليد قائل شده اند . يعنى مجتهدين ومراجع تقليد حق اين را

دارند كه هر قانونى كه دولت جعل مى كند آن قانون را برهم بزنند . اين قانون را از بين ببرند .

حتى در زير قانون در ذيل ماده اول متمم قانون اساسى دارد كه شخص اول مملكت اگر بر

طبق قوانينى كه علماء تعيين كرده اند وبعنوان قانون اسلام است واگر آن اجرا نشد شخص

اول خود بخود معزول است .

تبعيد پاداش سخنرانى شد          فصل سوم

. . . هنگاميكه سخنرانى حضرت آيت الله العظمى پايان مى گيرد هنوز هنگامه درگيرى

كماندوها با مردم در خيابانها وگوشه وكنار شهر ادامه دارد .

يك ايرانى پاكنهاد وبا ايمان دل به دريا مى زند ودر گرماگرم هنگامه‌اى كه برخاسته

است حضرت آيت الله را سوار اتومبيل مى كند كه به منزل برساند ، اين ايرانى آرمان خواه و

دلير اينك با ما سخن مى گويد ، سخنى از آن روز بزرگ وجمله‌اى از اين بزرگ مرد تاريخ

حاضر را به يادمان مى آورد .

حضرت آيت الله آرام وخونسرد نشسته بودند . در بعضى از نقاط شهر كه ما عبور

مى كرديم هنگامه وفتنه اندكى فرو نشسته بود وبه حضرت آيت الله گفتم امكان آشوب دارد

پايان مى گيرد ، حضرت آيت الله با همان خونسردى وآرامشى كه در كنار حضورشان به

ديگران نيز قوت قلب مى دهد ، لبخندى زدند وفرمودند : بالعكس تازه دارد آغاز مى شود و

وسعت مى گيرد ، اين ملت راه درازى در پيش دارند .

ومى بينيم كه جهانبينى آگاهانه حضرت آيت الله تا چه حد به حقيقت واقعيت نزديك

است . فرداى آن روز يك جمعيت سى چهل نفرى ، با تظاهر به اينكه فرضا هيأت عزاداران

هستند به منزل حضرت آيت الله مى روند . اما در ميان اين عزاداران ساختگى رئيس شهربانى

هم هست . رئيس شهربانى به حضرت آيت الله مى گويد با ما به شهربانى تشريف بياوريد .

حضرت آيت الله مى گويند اشكالى ندارد ، فقط--------------------------------------------

خواهند زد وخيابانها شلوغ مى شود ، مى خواهيم پيشگيرى كنيم .

اما نه رئيس شهربانى ونه ساواك ونه نيروهاى امنيتى نمى توانند حركتى را كه آغاز

شده است پيشگيرى كنند . بدنبال دستگيرى حضرت آيت الله خيابانها شلوغ مى شود . . .

تظاهرات مردم شكل ووسعت مى گيرد . حركت توفنده مردم باز هم به راهى كه به فرمان

تاريخ آغاز گرديده است معناى واقعيت مى بخشد .

در داخل شهربانى رئيس ساواك به حضرت آيت الله مى گويد حضرت آيت الله شما يك

مسافرت چند روزه اى در پيش داريد ومن به منزلتان اطلاع خواهم داد . حضرت آيت الله

جواب مى دهند : لازم نيست شما خبر بدهيد آنها خودشان زودتر از شما خبردار شده اند ، از

بابت مسافرت چند روزه هم خيالشان راحت است چون مدتهاست كه منتظر اين سفر به قول

شما چند روزه بوده اند . اتومبيل حامل حضرت آيت الله العظمى روحانى به ظاهر راه تهران را

پيش مى گيرد ، ودر حاليكه شديدا با چند اتومبيل نظامى اسكورت مى شوند از ميان راه بسوى

اصفهان برمى گردند . يك شب در اصفهان ، فردايش مهمان ساواك كرمان وروز سوم مهمان

ساواك زاهدان وسرانجام به زابل مى رسند . دوران تبعيد حضرت آيت الله آغاز مى شود . اما

اين دوران تبعيد فقط يك تبعيد ساده نيست . آنجا هم بايد بصورت انفرادى زندگى را در يك

سلول تنها بگذرانند . حرارت وگرماى توانفرساى زابل اين منطقه بشدت حاره ، به پنجاه

درجه سانتيگراد رسيده است . در داخل سلول نه كولرى هست ونه پنكه‌اى . كليد سلول هم

فقط در دست خود رئيس شهربانى است . خودش در را باز مى كند وخودش قفل مى كند و

كليد را همراه مى برد . با همه فشار طاقت فرسائى كه روى حضرت آيت الله گذاشته‌اند و

شرايط بسيار نامطلوبى ايجاد كرده اند حضرت آيت الله نه شكوه سر مى دهند ونه گلايه‌اى .

ملاقات ، حتى با اعضاى خانواده شان ممنوع است . اجازه نوشتن نامه يا حتى دريافت نامه يا

تلگراف را ندارد . . . اجازه خواندن روزنامه يا كتاب را ندارد . . . يك سلول ، يك انتظار

راستين ، ومردى مردستان از سلاله پاكان ، كه با سكوتش در سلول شهربانى زابل نخستين

فرمان را براى حركت تاريخ يك ملت بزرگ صادر كرده اند . سكوت وانتظار .

يك استوار بازنشسته شهربانى زابل . . . شكرزايى برايمان چنين مى گويد : وقتى آيت الله

را توى آن سلول گرم مى ديديم كه با آرامش خاطر وبى هيچ هراس يا شكوه وشكايتى

شرايط سخت زندان را تحمل مى كردند وتسبيحشان را در دست مى چرخاندند ، با آن

صلابت وشكوهى كه در وجودشان بود ، همه ما بى اختيار احساس مى كرديم كه دلمان

مى خواهد سر خم كنيم وبر دست اين بزرگمرد بوسه بزنيم . . . باور كنيد با آن هوايى كه

حتى ما اهالى منطقه نمى توانستيم تحمل كنيم تعجب مى كرديم كه چطور حضرت آيت الله

آرام وخونسرد با تبسمى كه همراه بر لبانشان بود آن شرايط ناهموار وآن گرماى كشنده را توى

يك اطاق گرم وخفه تحمل مى كردند ، راستش من هر وقت همراه رئيس شهربانى برايشان

غذا مى بردم ياد داستان زندگى حضرت ابراهيم وآتش برافروخته نمرود مى افتادم كه ابراهيم

به ميانش رفت وبى تشويش واضطرابى به فرمان خداوند آن آتش برايش گلستان شد .

شكرزايى راست مى گويد ، ايمان به حقيقت وباور زلال به پيروزى نهايى گرما وهواى تفته را

به گلستان بدل مى كند . اين خليل الله زمان از هيچ ناهموارى وسختى نه مى نالد ونه

شكايت مى كند .

اما در بيرون از سلول ايشان مردم پاكزاد زابل ، اين قوم اصيل ايرانى ، واين همشهريان

رستم دستان ، كه اينك رستم دستان ديگر را با چهره حقيقى در كنار خود مى ديدند هر روز با

تظاهرات وحركتهاى انقلابى صدايشان را به داخل سلول حضرت آيت الله العظمى اين

اسطوره راستين مقاومت ورهبرى ، مى رساندند تا آنجا كه پس از گذشت يك سال ، وقتيكه

سرانجام حكومت وقت در مقابل مقاومت ايشان مى شكند ، رئيس شهربانى به عرض

حضرت آيت الله مى رساند : دستور رسيده كه شما را به تهران برگردانيم ، من فكر كردم براى

اينكه سر وصداى مردم بخوابد وفي الواقع باجى به آنها داده باشيم شما را پياده تا دم ماشين

كه توى خيابان پارك شده ببريم تا مردم ببينند داريم شما را آزاد مى كنيم .

خبر آزادى ظاهرى وحركت حضرت آيت الله به مردم مى رسد ، همه مردم از سنى و

شيعه ، حنفى ومالكى وحتى گروهى از اقليتها به خيابانها مى ريزند كه با رهبرشان

خداحافظى كنند . چه فرق مى كند ؟ مگر نه اينكه اينجا ايران است وسرزمين قوميتهاى بهم

پيوسته وبهم بافته‌اى كه به يك سان از تبريز تا زابل ، واز گيلان تا خوزستان در راستاى

تاريخ سرچشمه فرهنگى واجتماعيشان اين بوده وهمچنان يك پارچه باقى خواهد ماند ؟

چه فرق مى كند كه از چه مذهب وآئينى پيروى مى كنيم ؟ - ما در كشاكش نبردها ودر

هنگامه تهاجم ودگرگونى هاى تاريخ همواره با هم زيسته‌ايم وهمواره در كنار هم پاسدارى از

اين مرز وبوم كهن را به عهده گرفته‌ايم . اينك هم يكى از اين پاسداران بزرگ ، مردى از يك

دودمان پاك ايرانى از سرزمين اسطوره ها كوچ مى كند . نكته جالبتر آنكه براى ديدار

حضرت آيت الله حتى به دولتمردان آن زمان هم اجازه ملاقات نمى دادند . آقاى صدر ، يكى

از نزديكان دربار به نيت آنكه واسطه آشتى حضرت آيت الله با حكومت شود از شخص شاه

تقاضا مى كند كه به او اجازه داده شود تا به زابل برود وبا حضرت آيت الله ملاقاتى داشته باشد

اما علم وزير دربار شاه مى پرسد ملاقات با مرد خطرناكى مانند آيت الله روحانى براى

چيست ؟ وشاه نيز به نظر علم مهر تأييد مى گذارد .

ولى زمانيكه حضرت آيت الله را از زندان خارج مى كنند تا به تهران برگردانند باز هم مردم

زابل دليرانه با هر نوع وسيله نقليه‌اى كه در دست داشتند تا دو سه فرسنگى بيرون شهر ايشان

را بدرقه مى كنند . اما بازگشت حضرت آيت الله به تهران نيست ، بلكه يكسره ايشان را به يزد

مى فرستند كه در خانه‌اى تحت نظر باشند . يك سال ديگر از دوران تبعيد حضرت آيت الله

در اين شهر مى گذرد . البته در يزد حكومت شاه مجبور مى شود كه زير فشار هر روزه مردم

اندك امكاناتى ، فرضا خواندن كتاب وگاه بى گاه ملاقات اعضاء خانواده براى حضرتشان

بوجود آورد .

اما پس از گذشت يكسال نيز باز هم دوران تبعيد وزندان پايان نيافته است . حضرت

آيت الله از يزد به منطقه كوهستانى ميگون در نزديكى تهران مى فرستند . در ابتداى ورود ايشان

به ميگون ساواك وانمود مى كند كه حضرتشان مى توانند آزادانه با هر كس كه مى خواهند

ملاقات داشته باشند . ولى هنوز يكى دو ماهى از اين آزادى ظاهرى نگذشته است كه تهامى

نماينده ساواك به ديدارشان مى رود وبا صراحت اعلام مى كند ، مأمورين گزارش داده اند كه

هر روز بيش از پنجاه اتومبيل شخصى ، غير از وسائط نقليه عمومى به ديدن شما مى آيند .

بنابراين چون اين وضع براى ما قابل تحمل نيست ، از اين به بعد شما حق ملاقات با

هيچكس را نداريد وممنوع الملاقات هستيد .

سه مأمور ساواك نيز بطور دائم وتمام وقت انجام اين دستورات را به عهده مى گيرند .

با همه اين فشارها وترفندها عمر حكومت شاه چندان نيست كه شاهد اوج اعتقاد وايمان

مردم ايران نسبت به اين رهبر صادق وپاك باشد كه شايد نمونه‌اش را در تاريخ ايران كمتر

بتوان يافت .

                            -----------------------------------------------------

فصل چهارم :                                     فهرس

1 - استقامت در راه هدف دشمن را به زانو در مى آورد .

2 - معظم له رنگ حسينى " ع " به خود گرفته بود .

3 - مرجع تقليد در ميان زندان وشكنجه‌هايش .

4 - ملاقات جلادان رژيم با آيت الله روحانى .

5 - جلاد معروف ساواك مى گويد :

6 - اعلاميه در مورد كاپيتولاسيون .

                             -------------------------------------

استقامت در راه هدف دشمن را به زانو در آورد .          فصل چهارم

وعده هاى الهى در مورد موفقيت مؤمنين وپيرون واقعى قرآن وامامت ، يك مسأله

قطعى است كه در هر عصر وزمانى بخوبى بر همگان ثابت گرديده است كسانيكه در گفتار

وعمل به شعار راستين " لا اله الا الله " مقيد شده وبا استقامت فراوان از آن حمايت كردند .

استعداد وشايستگى ارتباط با ملائكه الله را كه پيام آوران عالم غيب هستند در خود پديد

آورده وبا دريافت پيامهاى اطمينان بخش پروردگار خويش ، در برابر هر نوع ظلم وستم و

فشارهاى بسيار دلخراش روحى حاكمان جور وطاغوت ، خم به ابرو نياورده وتمامى

سختى ودرد ورنج وشكنجه‌ها را به جان خريده اند وهرگز ترس ووحشت يا حزن و

افسردگى را قدرت نفوذ بر دلهاى نورانى ومتصل به رحمت واسعه الهى آنان نبود كه در مقابل

اين همه درد ورنج وشكنجه‌ها آنها را به استمداد از بيگانگان وادار سازد واين سخن خداوند

است كه مى فرمايد :

" ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه الا تخافوا ولا تحزنوا وابشروا

بالجنه التى كنتم توعدون " .

فصل چهارم               حضرت آيت الله العظمى روحانى " مد ظله العالى " ، از ابتداى شكل گيرى حاكميت

خاندان پهلوى در كشور عزيزمان ايران ، پيوسته همه سياست وتدبيرهاى آنان را كه از

رضاشاه شروع مى شود به دقت زير نظر داشتند وبرايشان يقين حاصل شده بود كه آنها هرگز

غم ويا درد دينى وديندارى نداشتند بلكه با ترفندهاى خاصى وگاهى با برنامه‌هاى عوام

فريبانه در جهت براندازى دين از فضاى روح وقلب مردم تلاش مى نمودند وبراى توجيه

سياستهاى خودشان به شيوه هاى مخصوص دست مى زدند كه اغلب مردم حتى عده اى از

علماء ودانشمندان هم قدرت تحليل درست آنرا در آن زمان نداشتند .

معظم له پيوسته بر اين برنامه‌ها نظارت داشته وآنها را با دقت تمام تحليل وارزيابى

مى كردند ولذا در تمام مراحل وحركتهايشان ، با يك چهره ويك سخن با رژيم برخورد

مى كردند ، آقاى نصيرى رئيس كل ساواك در غالب جلسات با صراحت مى گفت :

سرسخت ترين مخالف براى شاه آقاى روحانى است كه هرگز عوض نمى شود واين حقيقت

در ميان همه علماء ومراجع عظام هم مطرح بود كه هميشه از ايشان مى خواستند كه

مقدارى كوتاه بيايد واينگونه با تندى ومخالفت كامل وارد صحنه نشود .

ليكن تيزهوشى وآگاهى كامل از توطئه‌هاى رژيم وايمان راسخ به خداى يكتا ، ايشان

را در جهت احساس وظيفه در برابر نجات دين ودينداران ، بويژه اين كشور بسيار محبوب و

ارزشمند در يك مرحله رويارويى با دشمن قرار داد كه در هيچ مورد تحت هر شرايطى از

بذل جان در راه دين كوتاه نيامدند وبه شعار ظهر عاشوراى جدش حضرت

ابا عبد الله الحسين " صلوات الله عليه وعلى اولاده واصحابه " تكيه كرد كه فرمود : " ان كان دين

محمد لم يستقم الا بقتلى فيا سيوف خذينى " .

اگر دين محمد " صلوات الله عليه وآله " جز با كشته شدن من حيات وبقاء پيدا نمى كند

اى شمشيرهاى دشمن من را بگيريد .

واين سخن آنچنان برايش ملاك والگو قرار گرفته بود كه از اول رنگ حسينى پيدا

كرد ودر برابر نيزه وشكنجه وزندانها وسلولهاى بسيار وحشتناكى كه شب وروزش يكى

بود فقط به هدف وتكليف دينى خويش توجه داشتند .

هنگاميكه به زندان قيصريه منتقل شدند معظم له را در يك سلول انفرادى تاريك و

ظلمانى قرار دادند ، ظلمت وتاريكى آنجا بقدرى شديد بود كه تشخيص شب ويا روز را

نمى توانستند انجام بدهند . ايشان دمپائيها را متكا كرده ودر آن محل تاريك ووحشتناك

بعد از صرف يك قرص نان براى چندين ساعت به دنيا وبى وفائيهايش وبه انسانهاى جاهل

ونادانيكه دنيا را بندگى مى كنند مى انديشيد وبه لحظه‌هاى زودگذر فرصتهاى دنيا كه در

اختيار ستمكاران وحاكمان ظلم وجور قرار مى گيرد تأسف شديدى مى خورد كه چرا اينها از

گذشته عبرت نمى گيرند وبا ظلم وطغيان وبه زنجير كشيدن انسانهاى آگاه وخردمندى كه

هميشه به خير وصلاح همگان نظر دارند چه هدفى را تعقيب مى كنند ؟

آيا براى چند روز رياست اين همه جنايت ونابود كردن سرمايه‌هاى عمده كشور ،

تحريف حقايق ، توجيه اباطيل ، سركار آوردن افراد فاسق وفاسد ، از بين بردن الگو و

معيارهاى معصومى كه بيش از پانزده قرن به همه نيازهاى مردم اعم از روحى وجسمى پاسخ

مى دادند وبطور منظم ودقيق آنها را از طريق آگاهى ومعرفت به خداى متعال براى اداره

كردن يك زندگى مزين به تمام ارزشهاى اسلامى وانسانى هدايت وتربيت مى نمودند و و . . .

معظم له در يك محيط بسيار كوچك يك مترى به دنياى بى نهايت ارزشها متصل شده

واز گوشه زندان به ظلم وجنايتها وسركوب مردم بى گناهى كه جز حق وارزشهاى الهى ،

خواسته‌اى ندارند توجه يافته ودر تفكر كامل بودند . چونكه در افكار وانديشه خداشناسان ،

انتظار تحقق وعده هاى الهى يك حقيقت قطعى است كه اگر مطابق با دستورات دينى

نهضت ويا حركتى آغاز شود ودر اين راه به هر نوع سختى تا پاى ايثار جان تحمل نموده

باشند بدون ترديد پايان عمر ظالم وشكست جبهه دشمن ، وظاهر شدن علائم پيروزى حق

بر باطل به سرعت اعلان مى شود .

در اين حال در زندان انفرادى به صدا درآمد وباز شد شخصى كه تا آن روز هيچ

اعتنايى بر سلول نشينان نداشت تا مى توانست متراژهاى تنگ ترى را در جهت خوشحال

ساختن ستمگران وناراحت نمودن حق گويان وخداشناسان ارائه مى داد ، يك لحظه به چهره

نورانى يك روحانى ومرجع تقليد شيعيان در گوشه آن محيط تاريك نظر افكند وگفت

حضرت آقا من رئيس كل سازمان امنيت ( ساواك ) كشور هستم كه حامل پيام

اعليحضرت مى باشم . ايشان از شما مى خواهند اجازه ملاقات برايشان بدهيد كه بيايد از

نزديك با شما صحبت كند وچند مطلب را مى خواهد با شما در ميان بگذارد كه به من

گفته‌اند فهرست آنها را به حضورتان عرضه بدارم اگر قبول فرموديد به ايشان منتقل نمايم ، آن

مطالب اين است :

1 . اينكه قبول كنند كه من تا دو سه سال در سلطنت باشم ودر هيچ موردى دخالت

نكنم .

2 . همه امورات كشور را تا انحلال مجلس وعزل وكلا وتمام كارهاى كليدى آنرا در

اختيارتان قرار دهم .

3 . تمامى قوانين ومصوبات غير اسلامى را خودتان تشخيص داده ولغوش كنيد .

معظم له در پاسخ فرمودند :

براى ملاقات خيلى دير شده است وما با ملت عزيز ايران متعهد شده ايم كه دين را در

عرصه قدرت وحاكميت براى اجراى عدالت واحقاق حق وپاكسازى كشور از ظلم وفساد

وبى عدالتيها ، نشان دهيم تا همه جهانيان بر حاكميت دينى تحليلهاى واقع گرايانه‌اى پيدا

نموده ودر پناه حكومت دينى ، به درك لذت شيرينى عدالت وامنيت ورعايت حريمهاى

معقول ومشروع توفيق حاصل كنند ، چون در حكومت دينى وظيفه رهبران وپيروان آن نشان

دادن منطق واخلاق ورفتارهاى الهى است وهيچكس حق ندارد به نام دين خواسته‌هاى

نفسانى خويش را در مقام گفتار وعمل نشان دهد واين خداى مهربان است كه به پيامبرش

حضرت موسى " ع " وبرادرش هارون مى فرمايد : بسوى فرعون برويد كه طغيان كرده است و

با او به ملايمت ومحترمانه سخن بگوئيد ، در حاكميت دينى اگر چه طاغوت بالاترى جرم

است ولى شأن وعظمت دين الهى به كسانيكه مجرى اين سياست هستند اجازه نمى دهد در

مقابل طاغوت اخلاق وبرخورد طاغوتى پيدا كنند ، بلكه منطق بسيار قوى وزيباى دينى بايد

به هر منحرفى خودش را نشان بدهد تا همگان باور كنند كه دين الهى هيج نيازى به ظلم و

ستم ، دروغگوئى وبى منطقى وعوام فريبى وخشونت وتنگ نظرى و و . . . ندارند . اينگونه

تدبير وسياست به كسانى مربوط مى شود كه از خدا ونظارت دقيقش بطور كامل غافلند و

خواسته‌هاى باطن آلوده خويش را به رنگ دينى تبيين مى كنند .

لازم به ذكر است ، پيشنهاد براى ملاقات در اواخر عمر رژيم طاغوتى با معظم له خيلى

تكرار مى شد چون ايشان در داخل كشور تنها رهبر ومرجعى بودند كه كشتى انقلاب مردم

مسلمان را هدايت مى نمودند تا اينكه با موفقيت به ساحل رسيدند .

مرجع تقليد در ميان زندان وشكنجه‌هايش          فصل چهارم

اعلاميه‌هاى متعدد آيت الله عملا سبعيت ودژكامى رژيم را بيشتر مى كند ، بعنوان نمونه

به دنبال دستگيرى حضرت آيت الله در سال 1357 ايشان وهمراهان را از قم سوار بر چند

كاميون ، مملو از سربازان وكماندوهاى مسلح رژيم به تهران مى آورند .

در آن زمان ، شرايط زندانهاى كميته مشترك بگونه‌اى است كه مقاومت بسيارى از

مدعيان دروغين ومبارزين خيانتكارى كه همواره خود را از نسل ويژه اى مى دانستند را نيز

مى شكند . بنابراين ساده به نظر مى رسد كه مقاومت ايين اسطوره واقعى مبارزه دينى نيز

شكسته شود . در زندان كميته حضرت آيت الله به معناى واقعى كلمه ، ممنوع الملاقات ،

ممنوع المطالعه ، ممنوع از هواى تازه خوردن وهر چه فشار ، از اين رديف مى شدند .

به نيت توهين بيشتر به حضرت آيت الله هر روز اندكى آبگوشت وكمى نان خشك

بعنوان غذاى روزانه جلويشان مى گذارند . به قول يكى از همراهان پاكدل حضرتشان بايد اول

نانها را زير شير آب مى گرفتيم تا خيس وقابل خوردن شوند ، اما با همه اينها حضرت آيت الله

نه شكايتى داشتند ونه از شرايط ناراحت مى شدند .

آرى . . . . . باكى نيست آنكه دلش با خداست وحضورش ، حضور مردمى است كه

در هيچ لحظه از اين لحظات حساس تاريخ پيوند خود را از او نبريده اند واز اين بندها نيز

هراسى ندارند .

پس از مدتى كه به هر وسيله ممكن در زندان كميته با حضرتشان رفتارى غير انسانى

روا مى دارند ، عاقبت حضرت آيت الله را جدا از ديگران همراه از كماندوها ومأمورين ساواك

به زندانى در قيصريه منتقل مى كنند . نكته جالب در اينجاست كه خبر توقيف حضرتشان در

قيصريه به مردم مى رسد . ملت قهرمان ايران ، كه ديگر هيچ سدى را خار راه نمى دانند ، در

كنار خانه‌اى كه حضرت آيت الله در آن زندانى است ، بصورتى قهرمانانه وشبانه‌روزى

دست به تظاهرات مى زنند .

اوج تظاهرات مردم تا آنجا مى رسد كه سرانجام يكى از افسران نگهبان به خدمت

آيت الله مى رسد ومى گويد شما خودتان از روى پشت بام به مردم دستور بدهيد كه متفرق

شوند وشعار ندهند ، در غير اينصورت اگر ساكت نشوند وتظاهرات را ادامه دهند ما

دستور داريم كه تيراندازى كنيم ومسلما عده اى كشته خواهند شد .

حضرت آيت الله به نيت جلوگيرى از خونريزى ناچار به پشت بام مى روند واز مردم

مى خواهند كه متفرق شوند ، چند روز بعد سرانجام بدنبال مبارزات يكپارجه مردم ايران ، شاه

از ايران فرار مى كند ، اما اين مطلب را مأمورين محافظ از نظر آيت الله پنهان نگاه مى دارند ،

ولى فرداى آن شب ناگهان تمام چراغهاى محل به دستور ساواك به كيفيتى غير طبيعى

خاموش مى شوند . در ميان تاريكى يكى از مأمورين ساواك داخل اتاق حضرتشان مى شود

وبا لحنى موهن وزننده به حضرتشان مى گويد : شما بايد ظرف ده دقيقه ، بدون هيچ اثاث و

وسائلى آماده باشيد كه با اتومبيل به قم برويد اشاره كنم كه اگر بخواهيد از اين دستور

سرپيچى كنيد مسلما شما را به زور خواهيم برد .

تكليف روشن است . دستگاه ستمشاهى ، كه هنوز هم به هوش نيامده واميد آنرا دارد

كه اربابان ورشكسته وبه سوراخ خزيده باز هم از گوشه وكنار سر در بياورند وبر مسند

حكومت نشينند ، مى خواهند حضرت آيت الله اين سد عظيم وخلل ناپذير داخل كشور را ،

به روال معمول به گونه‌اى كه خود در آن مهارت واستادى دارند از سر راه بردارند . اما اراده

خداوند چيز ديگرى است .

قبل از حركت حضرت آيت الله در ميان قيرگونه شب تاريك ، حدود ده ، دوازده اتومبيل

بزرگ وكوچك گرداگرد منزلى كه حضرت آيت الله در آن محبوسند ، جمع مى شوند .

عده اى از مردم قصد آن مى كنند كه با توسل به زور به اين خانه حمله كنند وحضرت

آيت الله را آزاد نمايند .

در آن شب اتقاقا پسر حضرت آيت الله نيز در ميان كسانى است كه براى رهائى

حضرتشان به آن محل آمده اند ، در آن شب ايشان نيز آگاه شده اند كه دستگاه ساواك نيت

برگرداندن پدر بزرگوارشان را به قم ندارند بلكه اين احتمال وجود دارد كه چونان بسيارى از

مجاهدين راه آزادى اتومبيلها ، فرضا راه درياچه نمك حوض سلطان را در پيش گيرند .

هنگاميكه مى خواهند در تاريكى شب حضرت آيت الله را سوار بر اتومبيل كنند فرزند

حضرت آيت الله متوجه ترفند مأمورين مى شوند . با ، صداى ايشان جمعيتى چندين هزار

نفره ، كه از سوى مردم بيدار ومذهبى ، براى آزادى حضرت آيت الله بسيج شده واز راه

رسيده اند . در تاريكى شب صداى مهندس روحانى به گوش همه آن مليون مبارز ميرسد كه

: بيائيد . . . بيائيد ، دارند پدرم را پنهانى مى برند .

در طى يك نبرد وتيراندازى كوتاه كه ميان نيروهاى ملى ومأمورين در ميگيرد ،

مأمورين دستگاه حكومتى فرارى مى شوند ، وپس از مدتها ، اين رهبر بزرگ وبيدار دل زمان

ما حضور واقعى خود را در كنار مردم ، مردمى كه چندين دهه بدنبالش تافته‌اند وپيروان

راستينش بوده اند ورهبر بزرگشان را در كنار خود مى بينند ، به نمايش مى گذارد .

حضرت آيت الله همراه مردم در ميان شور وشوق يارانش به حسينيه مى روند . شنيدنى

است كه طى اين روزها وشبها هجوم مردم خداشناس براى بيعت مجدد با اين رهبر بزرگ

در داخل كشور بگونه‌اى است كه ظرف سه شبانه‌روز ، حتى امكان نشستن مردم نيز وجود

ندارد . سيل جمعيت مشتاق بيعت حتى راه رفت وآمد ساده را مشكل مى كند . پس از يك

ديدار سه روزه با مردم مشتاق واعضاى برجسته نهضتهاى مردمى حضرتشان عازم قم

مى شوند . اينك لحظه حساسى از تاريخ يك ملت مبارز ويك رهبر بزرگ وبيدار دل - كه

همواره ابعاد مبارزه را در داخل خود ايران وسعت بخشيده است - فرا مى رسد .

ابتدا حضرت آيت الله به ياد شهيدان راستين وطن ، آن شهيدان جاويدان وراستينى كه

با حماسه مرگ بزرگ خويش عشق را مفهومى خداگونه مى بخشند وسرزمين خويش را به

سرزمين عاشقان بيدار دل بدل مى كنند وبه ياد حماسه جاودانه مردان وزنانيكه بدست عمال

رژيمى خودكامه ، به كام مرگى آگاهانه رفته‌اند ، به بهشت زهرا مى روند .

در فضاى گسترده وپهناور بهشت زهرا ، كه از كران تا كرانش جمعيتى بيشمار موج

مى زند ، نخستين كلام رهبر بزرگشان با شعرى آغاز مى شود . شعرى كه اينك نيز القا كننده

همان مفهوم ديرينه وتاريخى است ، شعرى كه به راستى شعر زندگى وحركت ملى است

در بطن تاريخ كهن خويش .

در مسلخ عشق جز به نكو را نكشند

* روبه صفتان زشت خو را نكشند

گر عاشق صادقى ز مردن مهراس

* مردار بود هر آنكه او را نكشند

اين شعر هم اكنون نيز بر زبان اين بزرگمرد تاريخ جاريست ، وهمواره مى دانيم و

ديده ايم كه او جز اين عقيده اى ندارد چون راه دين وپيشوايان معصوم " ع " همين است كه

خود را وسيله حيات دين قرار دهند .

در بهشت زهرا آمده اند تا به راستى دست بيعت راستين بسوى اين رهبر داخل كشور ،

اسطوره نبردها ودرگيريهاى داخل كشور دراز كنند .

پس از اين شعر وصحبت مختصرى در بهشت زهرا حضرت آيت الله پس از مدتها

دورى عازم قم مى شوند . شوق ديدار حضرتشان مردمى از هر طبقه وگروه را حتى تا صد

كيلومترى راه قم - تهران كشانده است ولذا هر كس با هر وسيله‌اى كه توانسته خود را به راه

قم كشانده است . تمام طول راه تهران تا قم را مردم مبارز ايران ، گام به گام به ديدار

ايستاده اند ، تا به مردى درود گويند كه در هيچ لحظه‌اى وزمانى در تاريخ مبارزه با رژيم

ستمشاهى پا پس ننهاده ودر هيچ فصلى از تاريخ مبارزات اين مردم از سرزمين وميهن

خويش جدا نشده است . در طول راه مردمى كه به استقبال آمده اند گاه تا چند كيلومتر

اتومبيل حضرتشان را بر سر دست مى برند وگاه به شوق ديدار حضرت آيت الله خود را به

اتومبيل حامل ايشان پرتاب مى كنند .

هنگام ظهر در ميان خوش آمد جمعيتى كه تمام خيابانها ومسير راه را پوشانده اند وارد

قم مى شوند . شور وشوق مردم براى ديدار با ايشان چنان است كه امكان حركت اتومبيل

جيپ روبازى كه حضرت آيت الله سوار بر آنند سلب مى كنند . از ابتداى ورود به قم تا

رسيدن به منزلشان نزديك شش ساعت طول مى كشد . حضرت آيت الله به هنگام غروب به

منزلشان مى رسند .

روز بعد . . . روز بعد . . . روز بعد . . . وبعد همه با رهبر بزرگ خود دست بيعت

مى دهند ، بيعتى كه هنوز همچنان جاودانه برجا مانده است . وسرانجام در صحن مطهر

حضرت معصومه " عليها سلام " زمان صحبت حضرت آيت الله العظمى با امت خويش فرا

مى رسد .

ملاقات جلادان رژيم با حضرت آيت الله روحانى          فصل چهارم

اما در خلال روزهاى مبارزه اى كه اين ملت بپاخواسته وبه زعامت رهبران مذهبى خود

در داخل ايران آغاز كرده بودند ، لحظات وفرازهاى حساسى از تاريخ يك ملت وجود دارد

كه گاه در مكالمه‌اى ، گفتگوئى واشاره وبرخوردى به وسيعترين معنى ومفهوم سياسى خود

مى رسد .

در روزهاييكه صداى نعره راستين ملت ايران چنان بى امان از گلو برميخواست كه

خواب راحت را از شاه واربابان ونوكران سر سپرده اش - به يكسان گرفته بود ، حسين زاده ،

جلاد معروف ومعدوم ساواك از سوى سپهبد مقدم معدوم ، رئيس ساواك ، به ديدن

حضرت آيت الله مى آيد وعنوان مى كند كه شاه واقعا پى به اين مطلب برده كه ديگر نمى تواند

حكومت كند واز طرفى هم واقعا احتياج به جواب دارد ، حالا آمده ام از طرف شاه ومقدم به

شما پيشنهادى بدهم . آمده ايم قول بدهيم كه راديو وتلويزيون را تحت اختيار شما

مى گذاريم ، حتى تعويض دولت را هم با نظر شما انجام مى دهيم ، ولى ازاء آن شما فقط با

شخص شاه كارى نداشته باشيد . بعلاوه شاه قول مى دهد كه تا دو سه سال ديگر رسما از

سلطنت كناره گيرى كند وتا دو سال فقط سلطنت كنند ونه حكومت ، در اين مورد

حتى اگر براى شنيدن حرفهاى شاه شما نمى خواهيد بياييد او خودش به ملاقات شما خواهد

آمد .

حضرت آيت الله مى فرمايند : راستش آقاى شاه وهمه شما آقايان دير به فكر افتاده ايد ،

حقيقت اينست كه اگر همه روحانيت هم بخواهد شاه را نگه دارد ، خود روحانيت هم طرد

خواهند شد .

حسين زاده وقتى با لحن مصمم وقاطع حضرت آيت الله روبرو مى شود پيشنهاد

مى كند كه پس اجازه بدهيد تميسار مقدم بيايند وبا شما صحبت كنند .

حضرت آيت الله مى فرمايند : اين خانه‌اى كه الان تويش زندانى هستم مال شماست ،

اما اگر به اختيار من است كه ايشان نيايند . حسين زاده مى پرسد : خوب حالا اگر شما آزاد

بشويد اولين كارى كه بكنيد چيست ، حضرت آيت الله با همان لحن مصمم وشيوه

آشتى ناپذير وآرام مى فرمايند : اولين لحظه‌اى كه آزاد شوم عليه شاه صحبت خواهم كرد .

جلاد معروف ساواك سخن مى گويد :          فصل چهارم

بعدها حسين زاده در گزارش خود مى نويسد : اين مرد نه قابل خريدارى است و

نميتوان با او معامله سياسى انجام داد . در زندگى حضرت آيت الله العظمى فرازهاى فراوان

مى بينيم . در هيچ شرايطى وهيچ لحظه‌اى از عمر پربارش در مقابل تهديد وزور پا پس

نگذاشته است به ياد بياوريم روز چهارم آبان سال 1356 را ، كه در سوگ حاج آقا مصطفى

خمينى حضرت آيت الله اعلاميه تعطيل بازار ودكاكين را به نيت مراسم فاتحه خوانى برگزار

مى كنند . آقاى پسنديده به ايشان تلفنى اطلاع مى دهند كه چون روز 4 آبان مصادف با روز

تولد شاه است ، بنابراين فاتحه خوانى وتعطيل شهر را به روز ديگر موكول كنيد چرا كه

مسلما براى شما خالى از خطر نخواهد بود وبى ترديد دستگاه حكومتى در قبال اين عمل

شما عكس العمل شديد نشان خواهد داد .

حضرت آيت الله دقيقا همان روز را ، روز فاتحه خوانى اعلام مى كند . شهر به فرمان

رهبر جليل القدرشان پاسخ مثبت مى دهد وهمه جا تعطيل مى شود . پس از برگزارى مراسم

ختم ، ساواك تصميم مى گيرد كه واقعا عكس العمل نشان دهد . حمله كماندوها به منزل

آيت الله شروع مى شود ودر وپيكر منزلشان بوسيله عمال ساواك وشهربانى شكسته مى شود

ودر اين حال قصد آن مى كنند كه به اندرون منزل ايشان نيز حمله كنند ، اما با اينكه در تمام

مدت زندگى حضرت آيت الله العظمى به اطرافيان ونزديكانشان تأكيد فرموده بودند كه از

حمله وواكنشهاى عمال ظالم هراسى به دل راه ندهند معهذا براى جلوگيرى از حمله به

اندرون منزل ايشان چند نفر از نزديكان حضرتشان به افسران كماندوها تفهيم مى كنند كه

انجام چنين حركتى مى تواند به يك فاجعه تبديل شود ومسلما واكنش مردم نسبت به اين

بى حرمتى ابعاد وسيعى خواهد داشت . يكى از ياران ايشان در اشاره به آن روز مى فرمايند : در

تمام مدتى كه كماندوها در وپنجره حضرت آيت الله را خورد مى كردند ، يا به نوع وحشيانه‌اى

بر پيروان ومريدان ومراجعين هر روزه ايشان حمله مى بردند ، حضرت آيت الله بى هيچ

دغدغه وهراس خاطرى در اطاق كوچكى كه در حد فاصل بيرونى واندرونى قرار دارد

نشسته بودند وهمچنان مريدان ونزديكانشان را به خونسردى دعوت مى كردند . در اين حال

يكى از فرماندهان كماندوها ناگهان وارد اطاق شد ، قيافه آرام ومصمم حضرت

آيت الله العظمى با آن وقار وآرامش هميشگى كه نمايانگر خصوصيات بارز وگشاد باطن

يك رهبر واقعى است به كيفيتى كه در اين فرمانده اثر گذاشت كه بى اختيار با دست اداى

احترام نظامى كرد واز اطاق خارج شد .

فصل چهارم             ولى سابقه حمله به منزل حضرت آيت الله وتوقيفها وتبعيدها به سالهاى جلوتر مربوط

مى شود . در سالهاى 1345 - 1344 بدنبال حوادث پانزده خرداد 1342 وماجراى لايحه

" مصونيت سياسى مستشاران خارجى " يا به تعبيرى " لايحه كاپيتولاسيون دوم " واعلاميه‌اى

كه عليه اين لايحه از سوى حضرت آيت الله روحانى صادر مى شود ، ايشان تصميم مى گيرند

كه مسائل را مستقيما با مردم در ميان بگذارند . براى اين منظور روز عيد غدير را انتخاب

مى كنند ومردم ايران آگاه مى شوند كه در اين روز حضرتشان با مردم سخن خواهند گفت .

متن بيانات تاريخى حضرت آيت الله روحانى " مد ظله العالى " كه در شب چهار شنبه 22

جمادى الثانيه در مسجد امام براى هزاران نفر از طلاب ومردم مسلمان درباره لايحه

ضد اسلامى مصونيت مستشاران آمريكا در ايران ايراد نمودند :

بسم الله الرحمن الرحيم ، حسبنا الله ونعم الوكيل ، نعم المولى ونعم النصير

قبل از اينكه راجع به آن موضوعى كه مقصود اصلى است صحبت كنيم ، دو موضوع را

بايد تذكر دهم . موضوع اول اينكه در سال قبل روحانيت شيعه انتخاباتى را كه در دست اقدام

بود تحريم كرد وبه تبع تحريم روحانيت ، مردم متدين ايران از شركت در انتخابات

خوددارى كردند وملت ما رأى به اين وكلا ندادند ودر واقع اين وكلائى كه فعلا در مجلس

اجتماع كرده اند وكلاى انتصابى هستند آن هم انتصابى كه منشأ آن تشكيل كنگره اى در

تهران بود كه رئيس وپايه گذار آن هم اكنون به جرم دزدى وبه جرم خيانت محبوس وتحت

بازپرسى ومحاكمه است . پس اساس اين مجلس واساس وكالت اين آقايان به اعتراف

خودشان به دوش يك نفر جانى ودزد وخائن است ، وبنابراين ، اين مجلس از نظر ما

قانونيت ندارد ولوايحى كه از اين مجلس بگذرد وتصويب شود پشيزى ارزش ندارد . و

دولتى را كه اين مجلس انتخاب كند ما اصولا اين دولت را به رسميت نمى شناسيم وروى اين

اصل فعلا مملكت ما هيچكدام از قوه مقننه وقوه مجريه قانونى را ندارد وتنها مرجع

صلاحيت دار در چنين زمان ، روحانيت ومراجع تقليدند . آنها هستند كه مى توانند قانونى

جعل كنند ومردم هم تبعيت مى كنند . پس قانونى كه از اين مجلس گذشته است به

خودى خود لغو وبى اثر وارزش قانونى ندارد .

موضوع دوم : اينكه ديروز صبح علماء ، مراجع ، آيات بزرگان " ادام الله ظلالهم على

رؤس المسلمين " در اين موضوع بطور كامل بحث كردند وديگر جا نبود كه من مزاحمت

كنم . يكى اينكه بعضى از بزرگان وزعما وآيات صلاح چنين ديدند كه من هم چند دقيقه

صحبت كنم .

وديگر اينكه در اين اواخر مخالفان ودشمنان دين ، اشاعات واكاذيبى در بين مردم

منتشر مى كردند كه گويا خداى ناكرده بين روحانيون اختلافى پيدا شده است وسپس خيال

كرده بودند كه به واسطه اين اختلاف خيالى وموهوم روحانيت را در مبارزه شكست داده واز

بين برده اند . براى اثبات اينكه روحانيت اعم از مراجع وغير مراجع ، بزرگ وكوجك ،

نجف وقم وتهران ومشهد ومراكز ديگر همه با هم متحد بوده ودر صفوف واحد ومنظم و

فشرده اى قرار دارند وهيچگونه اختلافى بين آنها نيست وعموما در مقام دفاع از حريم

مقدس قرآن ودفاع از حريم مقدس اسلام متحد وهماهنگ هستند وكوچكترين اختلاف

نظرى ندارند ، روى اين دو اصل مجبور شدم چند كلمه‌اى صحبت كنم .

اما مقصد اصلى در دهها سال قبل قانونى تصويب شده بود به نام كاپيتولاسيون ، اين

قانون را در سى چهل سال قبل با بوق وكرنا لغو كردند وگفتند اين قانون ، يك قانون ارتجاعى

وضد ملى است وآن را تشييع كرده ودر گورستان تاريخ دفن كردند ولى در اين اواخر ،

يعنى در چند روز اخير ، همان لاشه متعفن مدفون در گورستان تاريخ را از قبر بيرون آورده و