پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی روحانی«مدظله العالی»
منظور از يتيم و گمراه بودن پيامبر (ص) در سوره ضحی چیست؟
استفتاء:

تفسير اين فرموده خداوند متعال: «أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوَى» (1) و نيز آيه: «وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدَى» (2) چیست؟

جواب:

باسمه جلت اسمائه؛ آيه‌ هاى ياد شده در پرسش از جمله آيات متشابه هستند كه جهت درك و فهم آنها راهى جز مراجعه به راسخان در علم وجود ندارد. با مراجعه به روایات اهل بيت (عليهم السلام) در باب آيه شريفه: «أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوَى» به اين نتيجه مى‌ رسيم كه منظور از يتيم، شخصى است كه مانندى ندارد و به همين دليل مرواريد را يتيم مى خوانند زيرا مانندى ندارد و مقصود از پناه دادن اين است كه مردم به او پناه مى ‌برند.

در حالى كه منظور از آيه ديگر یعنی: «وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدَى» اين است كه رسول خدا (ص) در نظر مردم گمراه بود زيرا آنان وى را نمى ‌شناختند، ولى خداوند بر ايشان منّت نهاد و آنان را به شناخت او هدايت نمود. اين تفسير كه اكنون بيان شد از دو روايتى استخراج شده كه در تفسير نورالثقلين (3) از حضرت امام صادق (علیه السلام) و از حضرت امام رضا (علیه السلام) روايت شده است. شيخ بزرگوار على بن ابرهيم قمى نيز اين دو آيه مبارك را به همين صورت تفسير نموده است و چنانكه مى‌ دانيم كتاب تفسير ايشان از قديمى ‌ترين و مهم ‌ترين كتاب‌هاى تفسير است كه به دست ما رسيده است، و اين نشان مى ‌دهد كه تفسير مذكور تفسيرى است كه در ميان اصحاب ائمه (عليهم السلام) و نزديكان به عصر ايشان رواج زياد داشته به ويژه اينكه شيخ، تفسيرى جز آن ذكر نكرده است.

علاوه بر اين، تفسير يادشده با مقام و شخصيت رسول اكرم (ص) كه ويژگی ‌ها، صفات و كمالاتش به وسيله آيات قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام) بر ما آشكار شده است سازگارى دارد. بنابراين حتى با در نظر نگرفتن دو روايت مذكور، اين تفسير بر تفاسير ديگرى كه از اين آيه شده است برترى و رجحان دارد.

------------------------------------------------------------------
1. «آيا خدا تو را يتيمی نيافت که در پناه خود جای داد؟»؛ ضحى (93): 6.
2. «و تو را (در بيابان مکه) ره گم کرده و حيران يافت (در طفوليت که حليمه دايه‌ ات آورد تا به جدّت عبدالمطّلب سپارد در راه مکه گم شدی، حليمه و عبد المطلب سخت پريشان شدند و خدا زود آنها را به تو) ره نمايی کرد»؛ ضحى (93): 7.
3. تفسير نور الثقلين، ج 5، ص 596.