عربی
بروزرسانی: ۱۴۰۱ دوشنبه ۱۲ ارديبهشت
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
خطبه صد و پنجاه و چهارم:
 
از خطبه‏ هاى آن حضرت عليه السلام است كه در آن (جمله ‏اى از صفات حق تعالى و) شگفتى آفرينش شب پره را ياد مى ‏فرمايد:
 
(1) سپاس خداوندى را سزا است كه وصف ها از حقيقت شناسايى او مانده ‏اند، و عظمت و بزرگى او خردها را (از درك كردنش) باز داشته است، پس به كنه سلطنت و پادشاهى او راهى نيافتند (زيرا خردها محدودند و او غير محدود) 
 
(2) او است خداوند و پادشاه به حق و راستى كه (هستى او در نظر هوشمندان) هويدا است، ثابت‏ تر و آشكارتر از آنچه چشم ها او را ببيند (زيرا علم به وجود او عقلى است، و عقل ديده باطنى است كه در آن غلط و اشتباه راه ندارد برخلاف چشم «ديده ظاهرى» كه اشتباه در آن بسيار است، چنان كه هر چيز بزرگ را از دور كوچك ديده، و باريدن باران را مانند خط مستقيم مى ‏پندارد) 
 
(3) عقل ها براى اثبات حد و نهايت به كنه ذات او پى نبرده اند تا شبيه گرديده شده باشد (زيرا او را حد و نهايتى نيست) و وهم ها براى تصوير نمودنش بر او راه نيافتند تا مثل و مانند او در وهم در آمده باشد (زيرا براى او مانندى نيست تا وهم ها آن را همانند او قرار دهند) 
 
(4) خلایق را بى نمونه (اى كه ديگرى ساخته باشد، يا بى نمونه‏ اى كه در نظر گرفته تصوير آن نموده باشد) و بى مشورت نمودن از ديگرى و بى يارى خواستن از ياورى بيافريد (زيرا پيش از خداوند موجودى نيست، و تصوير و مشورت نمودن و يارى خواستن از لوازم امكان است) پس به سبب امر (تكوينى) و اراده ‏اش آفرينش او منظم شده و برقرار گرديده فرمانبر فرمان او شدند، پس امرش را پذيرفته رد نكردند، و اطاعت كرده سرباز نزدند (خلاصه همه مخلوقات تحت قدرت و توانایی اش در آمده تسليم امر او هستند).
 
(5) و از جمله صنعت هاى مورد تأمل و دقت او و از زمره آفرينش هاى شگفت آورش آنست كه به ما نمودار نموده است از عجایب آفرينشى كه در اين شب پره ‏ها است كه (بين آنها با همه حيوانات تفاوت است، زيرا) روشنایى روز كه گشاينده ديده هر چيزى است ديده آنها را مى ‏بندد، و تاريكى شب كه ديده هر زنده‏ اى را مى ‏بندد، ديده آنها را باز می كند، 
 
(6) و چگونه چشم هاشان تاريك و نابينا است از اينكه از خورشيد تابان در راه هايى كه مى ‏روند طلب نور و روشنى نمايند، و در موقع‏ آشكار شدن نور خورشيد خود را به آنچه مى ‏طلبند برسانند؟ و چگونه خداوند با درخشيدن نور خورشيد آنها را از رفتن به جاهایى كه نور به آن مى‏ درخشد باز داشته، و آنها را در جاهاى خودشان از رفتن در جایی كه نورهاى خورشيد درخشنده است پنهان نموده؟ 
 
(7) پس آنها در روز پلك هاى چشمشان را بر حدقه‏ هاى آن گذاشتند، و شب را چراغ قرار دادند كه به سبب آن براى درخواست روزی ها راه مى ‏جويند، 
 
(8) و ديده ‏هاى آنها را شدت تاريكى شب مانع نمى‏ شود (بلكه همه چيز را مى ‏بينند) و از رفتن در شدت تاريكى شب باز نمى ‏ايستند، پس چون خورشيد پرده از رخسار برداشت (تاريكى را برطرف نموده تابان شد) و روشنی هاى روز آن هويدا گرديد، و درخشندگى روشنى آن بر خانه‏ هاى سوسمارها در آمد (آفتاب همه جا را فرا گرفت) پلك ها را بر اطراف چشم هاشان مى‏ نهند و به آنچه در تاريكى شب ها اندوخته اند قناعت مى ‏نمايند. 
 
(9) پس منزه است خداوندى كه شب را به جاى روز وسيله روزى و روز را وسيله استراحت و آرامى آنها گردانيد، و از گوشت هاشان براى آنها بال هایى قرار داد تا هنگام نيازمندى به پرواز با آنها بپرند، گويا بال هاشان مانند لاله‏ هاى گوش (انسان) است كه داراى پر و استخوان نيست، ولى تو مواضع رگ ها را آشكار و هويدا مى ‏بينى (رگ ها در بال هاى شب پره به جاى استخوان و نى در بال مرغان مى‏ باشد) 
 
(10) براى آنها دو بال است كه نازك نيست تا (هنگام پر زدن) پاره شود، و كلفت نيست تا سنگين باشد (و مانع پرواز آنها گردد) پرواز می كنند در حالی كه بچه‏ شان چسبيده و پناه برده به آنها است، مى ‏نشيند زمانی كه مادرش بنشيند، و پرواز می كند وقتى كه مادرش بپرد، از مادر جدا نمى‏ شود تا موقعى كه اعضایش قوت گرفته و بال هايش براى پريدن آماده شود، و تا گاهى كه راه هاى زندگانى و سود خود را بشناسد، 
 
(11) پس منزه است آفريننده همه اشياء كه آفرينش او بى نمونه ايست كه پيشتر، از غير او آفريده شده باشد (اشياء را بر وفق حكمت و اقتضاى مصلحت ايجاد فرموده است).
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن