عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
خطبه شصت و سوم:
 
از خطبه ‏هاى آن حضرت عليه السلام است (كه مردم را به خداپرستى و نكوكردارى در دنيا و آماده بودن براى سفر آخرت امر مى ‏فرمايد):
 
(1) پس (از سپاس و ستايش خداوند متعال و درود بر رسول اكرم) اى بندگان خدا از معصيت خدا بپرهيزيد (معصيت ننمایيد و از عذاب بترسيد) و به سبب كردار خود بر مرگ هايتان پيش دستى كنيد (در زندگى نيكو كردار باشيد تا پس از مرگ ايمن گرديد) و بخريد چيزى (اعمال صالحه) را كه براى شما باقى مى ‏ماند به چيزى كه از كفتان مى ‏رود (آخرت را دريابيد كه هميشه باقى است، و از شهوات دنيا چشم پوشيد كه به زودى فانى گردد)
 
(2) و (براى سفر آخرت) آماده باشيد كه براى كوچاندن شما سعى و شتاب دارند، و براى مرگ مستعد باشيد كه بر شما سايه افكنده است (نزديك شده و علامات و آثارش هويدا است)
 
(3) و (مانند) گروهى باشيد كه چون بانگ بر ايشان زده آگاه (و بيدار) شدند (نه مانند كسانی كه در خواب غفلت ماندند تا آنگاه كه به چنگال مرگ گرفتار گرديدند) و دانستند كه دنيا جاى (اقامت) ايشان نيست، پس (آن را به آخرت) تبديل نمودند؛ زيرا خداوند سبحان شما را بى ‏جهت نيافريده و مهمل و بيكار رها نكرده است (چنانكه در قرآن كريم س 23 ى 115 فرموده: أفحسبتم أنما خلقناكم عبثا و أنكم إلينا لا ترجعون؛‏ يعنى آيا گمان كرديد كه شما را بى ‏جهت آفريديم و پنداشتيد كه به سوى ما بازگشت نخواهيد نمود؟)
 
(4) و ميان هيچ كس از شما و بهشت يا دوزخ فاصله‏ اى نيست مگر مرگ كه او را دريابد (زيرا پس از مرگ باب عمل و توبه و بازگشت بسته شود، پس هر كه مرد اگر در دنيا اطاعت و پيروى كرده به بهشت رود، و اگر نافرمانى نموده در دوزخ گرفتار خواهد بود)
 
(5) و مدت زندگى (در دنيا) كه يك لحظه آن را كم گرداند، و ساعت (مرگ) آن را از بين ببرد به كوتاهى سزاوار است (زندگانى در دنيا را كه به زودى منقضى شود بايد كوتاه دانست و از كار آخرت باز نماند)
 
(6) و غايبى كه (از وطن اصلى خود، آخرت دور گشته و) نو آيندگان يعنى شب و روز او را (به منزل حقيقى) ميراند سزاوار است كه به زودى (به وطنش) بازگشت نمايد (بايد در فكر بازگشتن به وطن اصلى خود بوده در اين مسافرت دنيا براى آسايش آنجا ربح و سودى به دست آرد)
 
(7) و کسی که با سعادت و نيك بختى يا شقاوت و بدبختى (به وطنش) مى ‏آيد، نيكوترين توشه را نيازمند است،
 
(8) پس در دنيا از دنيا توشه برداريد از آنچه خود را فردا (ى قيامت از عذاب الهى) برهانيد،
 
(9) و (بهترين توشه براى آخرت آنست كه) بنده از عذاب پروردگارش بپرهيزد، به اينكه خود را پند دهد (و گفتار و كردار نيك را شعار خود قرار دهد) و به توبه و بازگشت پيشى گيرد (پيش از رسيدن مرگ از گناهان توبه نمايد) و بر شهوتش (خواهش هاى نفسش) مسلط شود؛ زيرا مرگ او از او پنهان است (معلوم نيست چه وقت عمرش به سر مى ‏رسد) و آرزويش او را فريب مى ‏دهد (از كار آخرت باز مى ‏دارد) و شيطان با او همراه است، معصيت و نافرمانى (خدا و رسول) را براى او مى‏ آرايد تا بر آن سوار شود (مرتكب گردد) و او را به توبه نمودن اميدوار مى ‏نمايد كه آن را به تأخير اندازد تا اينكه ناگاه مرگ او را دريابد در حالتى كه از آن بسيار غافل مى ‏باشد،
 
(10) پس حسرت و اندوه بر آن غافلى باد كه عمرش (در قيامت) بر او حجت و دليل باشد (به اينكه چرا در دنيا كه همه جور وسيله برايت مهيا بود سعادتمند نگشتى) و ايام زندگانی اش او را به بدبختى رساند (بر اثر نافرمانى در دنيا به عذاب ابدى گرفتار گردد)
 
(11) از خداوند سبحان درخواست مى ‏نماييم كه ما و شما را در رديف كسانى قرار دهد كه هيچ نعمتى او را ياغى و سركش ننمايد (هر چند نعمت يابد تواضع و فروتنی اش بيشتر گردد) و هيچ فایده و غرضى (از اغراض باطله مانند رئاء و خودنمایى) او را از عبادت و بندگى پروردگار باز ندارد، و (كارى كند كه) بعد از مرگ پشيمانى و اندوه او را درنيابد.
 
ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)
موارد مرتبط خطبه 1: خطبه ای درباره آفرينش آسمان و زمين و آدم خطبه 2: خطبه ای پس از بازگشت از صفّين خطبه 3: خطبه معروف به شِقشِقيّه خطبه 4: خطبه ای بعد از كشته شدن طلحه و زبير خطبه 5: خطبه ای بعد از وفات پيامبر (صلى الله عليه و آله) در خطاب به عباس و ابوسفيان خطبه 6: خطبه ای در هنگامی كه از ایشان خواستند طلحه و زبير را دنبال نكند خطبه 7: خطبه ای در مذمت مريدان شيطان خطبه 8: خطبه ای براى برگرداندن زبير به بيعت خطبه 9: خطبه ای در وصف خود و دشمنانش در جمل خطبه 10: خطبه ای در تحريك شيطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخيم آن