عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۶ ارديبهشت
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
کد : 18325-123     

«ع»

عاجز: درمانده; ناتوان
عادت ماهانه: حيض; قاعدگى
عادل: كسى كه داراى عدالت باشد; كسى كه كارهاى خوب و شرعى را انجام دهد و از كارهاى غير شرعى اجتناب كند.
عاريه: استفاده موقت از مال كسى بدون پرداخت سود.
عاصى: نافرمان; كسى كه نسبت به احكام الهى نافرمان باشد.
عاق: نافرمان; آزار دهنده مادر و پدر
عاطل: بيهوده; بيكاره
عاقد: عهد كننده; اجراء كننده صيغه در معامله.
عايدات: درآمد.
عَبث: بيهوده
عُدول: برگشتن; رجوع كردن; بازگشتن
عُدول مجتهد: برگشتن رأى و نظر مجتهد از فتواى قبلى، در جايى كه به مدرك و دليلى جديد دسترسى پيدا مى كند.
عِدّه: دوران ممنوعيت زن از ازدواج، پس از طلاق يا ترك شوهرش
عذر شرعى: بهانه شرعى; توجيه شرعى
عُرف: فرهنگ عموم مردم; عادت
عَرق جُنُب از حرام: عرقى كه پس از آميزش نامشروع يا استمناء از بدن خارج شود.
عَزل: كنار گذاشتن. بيرون ريختن منى مرد خارج از رحم زن براى جلوگيرى از حاملگى. بركنار كردن وكيل يا مأمور خود از كار.
عُسرت: سختى; تنگدستى.
عقيقه: قربانى كردن حيواناتى نظير گوسفند، گاو يا شتر براى نوزاد تازه متولد شده با شرايط خاص.
علقه: صورتى كه جنين در رحم زن به صورت آويزان شده يا جايگزين شده يا خون بسته باشد.
عُقود: قراردادهاى دو طرفه
عمّال: كارگزاران
عمداً: از روى قصد; كارى را با علم و آگاهى انجام دادن
عمل به احتياط: كسى كه تكاليف شرعى خود را به گونه اى انجام دهد كه يقين پيدا كند از نظر شرعى تكاليفش را انجام داده است، عمل به احتياط كرده است.
عِنّين: مردى كه قادر به آميزش جنسى نباشد.
عين نجس: آن چيز كه به خودى خود نجس باشد، بدون اينكه به واسطه تماس با چيز ديگرى نجس شده باشد; مثل خون، مردار

موارد مرتبط «آ» «ب» «ت» «ث» «ج» «ح» «خ» «د» «ذ» «ر»
نظر شما :
captcha