عربی
بروزرسانی: ۱۳۹۷ دوشنبه ۲۷ اسفند
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَة وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
کد : 18323-502     

تفسير و توجيه درست روايت «وَلَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما» چیست؟

استفتاء:

1. آيا از ديدگاه شما درستى اين حديث قدسى ثابت است كه مى‏ فرمايد: «يـا أَحْمَدُ! لَوْلاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلاكَ، وَ لَوْلا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُكَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما جَمِيْعاً»؛  اى احمد! اگر تو نبودى، جهان را نمى‏ آفريدم و اگر على نبود، تو را، و اگر فاطمه نبود، همه شما را پديد نمى آوردم؟

2. تفسير و توجيه درست اين روايت چگونه است؟ 

3. يكى از دانشمندان در مورد اين حديث چنين گفته است: در اين حديث، گويى علّت از نظر رتبه يا وجود يا هردو، بر معلول مقدّم است؛ پس، اعتبار جزء دوم از نصّ اگر صحيح باشد، باعث تقدّم پديده و همزمان و در يك لحظه باعث تأخر آن بر معلول خود مى ‏شود، و روشن است كه تقدم پديده بر وجود خود، به ‏طور قطع باطل است. افزون بر آن، اگر اين حديث به‏ طور كامل درست شمرده شود، موجب تسلسل نزولى مى‏ گردد، كه سخنى است باطل و نادرست؛ و اگر كسى در انديشه شكستن اين حلقه تسلسل در آيد، به يك «دور» آشكار - كه در بطلان آن ترديدى نيست - برخورد مى ‏كند. اينك تفسير و ارشاد شما در اين مورد چيست؟

جواب:

باسمه جلت اسمائه; 1. فراز نخست روايت كه مى ‏فرمايد: «لَوْلاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلاكَ» در بسيارى از كتاب هاى حديثى ما رهروان مذهب‏ اهل بيت و نيز كتاب ‏هاى اهل‏ سنّت آمده است. «قندوزى حنفى» اين حديث را آورده و «عجلونى» معناى آن را درست شمرده است. اما فراز دوّم حديث، در كتاب وحيد بهبهانى آمده است. اما فراز سوّم حديث، در كتاب مجمع النّورين به نقل از بحر المعارف آمده است.

2. روايت مورد بحث به‏ خاطر روشنى معنا و مفهوم، نياز به توجيه ندارد، چرا كه معناى حديث اين است كه: وجود ارزشمند اين پنج وجود مقدّس، ميوه و رهاورد همه پديده‏ هاى هستى است، و آنان در حقيقت، هدف و غرض نهايى آفرينش افلاك هستند.

3. گرچه برابر دقّت عقلى و آموزه ‏هاى درست دينى، پديدآورنده و هستى ‏بخشِ ناچيزترين ذرّات تا بزرگ ترين كهكشان ها، تنها خداى يكتاست، امّا در اين حقيقت جاى گفتگو نيست كه قانون جهان شمول «علّيت» در نظام هستى، اصلى است كه خِرد انسان آن را اثبات نموده، و از ضروريات عقلى مى‏ شمارد، و همه بحث‏ هاى عقلى و علمى نيز بر آن بنياد مى ‏گردد. افزون بر اين، قرآن شريف اين قانون جهان‏ شمول عقلى و علمى را تصديق مى‏ كند، و انسان نيز به‏ طور طبيعى و فطرى اين اصل را درك و دريافت مى ‏دارد كه هر پديده مادى، علّتى دارد كه آن علّت، به ظاهر باعث پيدايش آن شده است، امّا پديدآورنده هستى، تنها خداى يكتا و بى ‏همتاست، و ذات پاك اوست كه اين قانون جهان‏ شمول را بر كران تا كران هستى حاكم ساخته و جريان آفرينش و تدبير جهان و جهانيان را با سلسله‏ اى از علل و اسباب مقرر فرموده است؛ چراكه:« أَبى ‏اللّه‏ُ أنْ يُجْرِى الْأمُورَ إلّا بأسْبابها.» و در كتاب منظومه، به اين اصل نظر دارد كه مى‏ گويد: در منطق انسان توحيدگرا، هستى‏ بخش يا بخشنده اصلى وجود، همان آفريدگار و تدبيرگر شئون هستى است، و سلسله علل و اسباب و قوانين طبيعى نيز آفريده و فرمانبردار آن علت العلل هستند، امّا انسان مادي گرا بخشنده حركت يا سلسله علل و اسباب و قوانين طبيعى را آفريدگار مى ‏داند. با اين بيان، قانون عليت درست است، اما در ايجاد و پديد آوردن، و نه هدف آفرينش و يا علّت نهايى ديدن، و گرنه علت از معلول متأخر خواهد شد كه باطل است. پس، اشكال فلسفى «تقدّمُ الشّى‏ء عَلى نفسه» در حديث مورد بحث پيش نمى ‏آيد.

موارد مرتبط معنی «حُجَّة» در حديث «نَحْنُ حُجَةُ‏ اللّه‏ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطِمةُ حُجَّةٌ عَليَنا» چیست؟ آیا روايت «وَلَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما» از نظر فلسفى مورد پذيرش است؟ تفسير روايت «لَوْلاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلاكَ» چيست؟
نظر شما :
captcha